روستای برگ جهان

شما در اين صفحه هستيد : مقالات نظام اداري روستاي برگ جهان


نظام اداري روستاي برگ جهان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 6
ضعیفعالی 


طرز اداره ي روستا در حدود دهه ي 40 و 50 بسيار متفاوت با آن چيزي است كه هم اكنون در ده وجود دارد. امور ده به وسيله ي بزرگان بيشتر در اوايل سال يعني در عيد نوروز طي جلساتي تعيين و مشخص مي گرديد. اين امور براي يك يا چندين سال به شخصي واگذار مي شد كه عناوين آن به شرح زير مي باشد :

  • كدخدا
  • چوپان
  • گُوگَل پا
  • سلماني و دلاك ده
  • حمامي
  • دشتبان
  • انجمن ده


از 7 مورد بالا ، حمامي به صورت بسيار ضعيف ادامه دارد ، چون بيشتر مردم هم اكنون حمام خصوصي دارند و انجمن ده كه در حال حاضر به عنوان شوراي ده ادامه ي كار مي دهد.
لازم به ذكر است كه در مورد دشتبان ، آقاي مهندس علي اكبر لبافي در تاريخ 4/2/88 مقاله اي مفصل در سايت قرار داده اند اما در بقيه موارد من توضيحات مختصري ارائه خوهم داد. اميد است كه خودم يا اشخاص ديگري بتوانند در هر مورد تمام ابعاد را همچون مقاله ي دشتبان توضيح دهند.

 

كدخدا

كدخدا كه از طرف اهالي ده انتخاب مي شد نماينده ي تمام اختيار دولت بود. خوشبختانه در برگ جهان خان وجود نداشت ، به همين خاطر تعيين كدخدا به صورت كاملاً دمكراسي انجام مي شد. اما نمي دانم چرا به محض انتخاب شدن ، شروع به اعمال قدرت كرده و حتي مردم بيچاره را مورد آزار و اذيت قرار مي داد و گاهي نيز براي سر و سامان دادن به اوضاع سربازگيري يا دعواي مردم ده با هم حساب بگير يا به اصطلاح رشوه بگير مي شد و از اين جهت مردم را تحت فشار قرار مي داد.
همان آدمي كه تا ديروز در بين مردم بود به محض كدخدا شدن ترس را در بين مردم ايجاد مي كرد. البته كساني كه براي اين شغل داوطلب مي شدند معمولاً داراي روحيه اي قدرت طلب بودند و از اين فرصت نيز كاملاً استفاده مي كردند. لازم به تذكر است كه دستمزد كدخدا نيز توسط اهالي ده تأمين مي شد كه گندم و جو در سال به طور مشخص بود.

وظايف كدخدا عبارت بود از :

  1. رسيدگي به دعواهاي محلي
  2. رسيدگي به امور سربازها ( كساني كه خود را براي سربازي معرفي نمي كردند )
  3. پذيرايي از مأمورين دولتي و ايجاد مكان مناسب براي استراحت  آنها ( اين مأمورين اغلب از پاسگاه مي آمدند )


چوپان

چوپاني به 2 صورت انجام مي شد. يكي كساني بودند كه گوسفندان بيشتري داشتند ، اين افراد يا شخصاً كار گله داري را انجام مي دادند و يا يك نفر به طور تمام وقت به گوسفندانشان رسيدگي مي كرد و در عوض مزد دريافت مي كرد.

دوم كساني بودند كه 1 يا حداقل 30 گوسفند داشتند كه هر ساله يك نفر را كه به كار چوپاني علاقمند بود انتخاب مي كردند تا گوسفندان را به چرا ببرد. اين فرد هر روز صبح در داخل ده حركت مي كرد و با صداي بلند اعلام مي كرد : " گله بَشا هو " يعني گله مي خواهد برود عجله كنيد و گوسفندان را بياوريد و بعد مردم گوسفندانشان را مي آوردند و به او تحويل مي دادند تا به كوه ها ببرد.
اين كار در 3 فصل سال يعني بهار ، تابستان و پاييز انجام مي شد و صاحبان گوسفندان در مقابل مقدار معيني گندم يا جو به چوپان مي دادند.

 

گُوگَل پا

گوگل پا يا گاو چران كه همه ساله از طرف اهالي ده مشخص مي شد همانند چوپان فردي علاقمند به اين كار بود. هم تجربه ي كافي داشت ، چون اين كار از عهده ي هر كسي بر نمي آمد و هم به دليل روزمرگي اين شغل ، معمولاً فردي فقير و محتاج بود.

گوگل پا 2 وظيفه ي مهم داشت :

  1. هر روز گاوهاي ماده را به كوه هاي نزديك ده برده و موظف بود كه شب آنها را برگرداند.
  2. گاوهاي نر را به كوه هاي دورتر برده به طور شبانه روز رها مي كرد.

البته گاهي به آنها سر مي زد و براي صاحبان خبر مي برد. بعضاً گاهي ، گاوها از كوه پرتاب مي شدند اما او وظيفه اي در اين مورد نداشت.
اين كار تا حدود 40 سال پيش ادامه داشت و بعد از آن نيز مردم به صورت انفرادي اين كار را انجام مي دادند ، اما در حال حاضر در برگ جهان كسي گوسفند نگه داري نمي كند.


سلماني و دلاك ده

مردم ده شخصي را براي اصلاح آقايان پيدا مي كردند كه او اين كار را در معابر عمومي و معمولاً جلوي مدرسه انجام مي داد. حاج ابوالقاسم فردي بود كه از نيكنامده مي آمد و بيش از 30 سال اين كار را براي مردم ده انجام داد. دستمزد سلماني هم مقدار مشخصي گندم يا جو بود ولي چون اين فرد جاي مشخصي در ده نداشت مردم مجبور بودند به دنبال او بروند. تا جايي كه در خاطرم مانده اصلاح افراد زير 15 سال نصف افراد بالاي 15 سال بود ، چون آن ها اصلاح صورت نداشتند.

اين فرد مأمور دلاكي هم بود . دلاك 3 كار مهم در ده داشت :

  1. اول اينكه مسئول پذيرايي هر خير و شري در ده بود. معمولاً كارهاي خير به مراسم شادي و كارهاي شر به مراسم فوت نسبت داده مي شد. چون عروسي ها در ده در 3 شب ، شب اول دردسر ، شب دوم حنابندان و شب سوم عروسي برگزار مي شد. در روز دوم هم چنين مراسم حمام و اصلاح داماد انجام مي شد و اين دلاك بود كه مسئوليت انجام اين كارها را بر عهده داشت. به دليل سختي كار هر كس به توان خودش به ايشان انعام مي داد.
  2. دوم اينكه دندان كشي در ده به عهده ي او بود. چون در آن زمان كسي به دندان پزشكي نمي رفت ، هروقت دنداني پوسيدگي پيدا مي كرد ، دلاك با وسيله اي به نام كل تبين كه شبيه انبر است دندان را مي كشيد. اما اين كار بسيار دردسر ساز بود.
  3. سوم اينكه كار ختنه هم انجام مي داد كه البته او در آن زمان در اين كار مهارت داشت و مردم كمتر از اين موضوع ناراضي بودند.


حمامي

حمامي از طرف مردم ده تعيين مي شد. حمام در طول روز زنانه و از غروب آفتاب تا طلوع آفتاب مردانه بود.حمامي موظف بود از كوه هاي ده بوته و خار و خاشاك جمع آوري كرده و حمام را با آن گرم كند و تحويل مردم بدهد. در ده ما آب زياد بود اما به علت سختي تهيه ي سوخت آب خزينه اغلب ، هفته اي يكبار عوض مي شد و مردم در طول هفته از آن آب استفاده مي كردند. مثلاً براي شست و شو هر نفر دو لگن آب مي گرفت و مصرف مي كرد ، اگر بيشتر مي خواست حمامي سر و صدا راه مي انداخت. دستمزد حمامي هم مقدار مشخصي گندم و جو بود.

در سال 45 كه بهداشت حمام را بست ، مردم با هزينه خودشان طي 2 سال حمام جديدي ساختند كه البته با رنج بسياري نيز رو به رو شدند ، چون هم پول كافي نداشتند هم هيچ كسي به آنها كمكي نكرد. از آن موقع به بعد حمام پولي شد و تا جايي كه من به ياد دارم شست و شو 5 ريال و دوش گرفتن 3 ريال بود.


دشتبان

رجوع شود به مقاله ي آقاي مهندس علي اكبر لبافي در تاريخ 4/2/88


انجمن ده

انجمن ده در دهه ي 40 به خاطرم نيست درست در چه سالي تشكيل شد اما پديده اي جديد در روستا بود. اين انجمن از طرف مردم براي امور سازندگي روستا انتخاب شد. اگرچه اين سازندگي متناسب با اوضاع روستا نبود اما فضاي روستا بهتر از قبل شده بود ، چون مردم مي توانستند از طريق اين انجمن بودجه اي از دولت براي سازندگي روستا دريافت كنند. اعضاي انجمن حقوقي نداشتند لذا هزينه هاي زندگي خود را از طريق كمك هاي اهالي ده و باقي مانده ي بودجه اي كه دولت به آن ها مي داد تأمين مي كردند. با اين حال با توجه به موقعيت روستا و نزديكي به تهران باز هم توجه جدي به روستا نشد و اين مشكل تا كنون نيز وجود دارد.

از وظايف انجمن رسيدگي به امور جاده ، برق ، آب ، حمام عمومي ، جاده هاي محلي ، پل هاي جانبي ، بهداشت و مدرسه بود. كه البته در آن زمان اين امور به وسيله ي مردم و كمك هاي مرحوم محمد همايون انجام پذيرفت و نقش اين انجمن به خصوص دولت بسيار كم رنگ بود. انجام اين امور بعد از انقلاب به شوراي ده واگذار شد ، هرچند شورا توجه بيشتري نسبت به منطقه داشته اما روستا هم چنان داراي مشكلات زيادي است. متأسفانه به علت كوچ كردن افراد زيادي به تهران كم كم مركز بهداشت و مدرسه ي اين روستا تعطيل شد.

اما ظاهراً در سال جاري يك كلاس درس در اين مدرسه ي 6 كلاسه داير شده است كه امیدواريم اين روند هم چنان ادامه يابد.

لازم به ذكر است كه مخابرات هم اكنون به صورت مرتب كار مي كند و پاسخگوي مسائل مردم اعم از تلفن ثابت و همراه مي باشد.

تایپ و ویراستاری : لیلا لبافی


نظر (8)
  • ليلا  - شرمنده!

    اي بابا....
    آقاي فيض آبادي من و بابام كه ديگه اين حرفارو نداريم!! ريا شد الان ;) كاش نميگفتين من نوشتم!!!! :whistle:

  • محمود

    خانم لبافی ، من هم نگفتم که تو نوشتی ! :P
    تایپ و ویراستاری رو انجام دادی ;) تا الان هر مطلبی در سایت قرار گرفته نویسنده اون مطلب شخصاً همه کارهاش رو انجام داده ، ولی در این مورد بی انصافی بود اسم شما برده نشه :)

  • ناشناس  - خوشحالی

    من با دیدن اسامی تکراری فکر می کردم این سایت مال یه نفر یا دو نفره که الکی دارن از اسم برگجون سوء استفاده می کنن.حالا خوشحال شدم که این سایت متعلق به هر فردیه که توش بنویسه یا اونوبخونه ویا نظر بده.اسمای تکراری هم داره یواش یواش کم میشه واسمای جدید میاد.ولی هنوز نقطه ضعف ،فامیلی های تکراریه لبافی و اثباتیه.لطفا یه کمی پلویی وطوسی وعلیمردانی و5تای دیگشو هم بیشتر کنین.انگاری بقیه خوابند یابی سواتند یا اینجور سوسول بازی هارو در حد کلاس خودشون نمی دونن.

  • baran pourfard

    salam doste nashenas e aziz, avalan khob har dehkade tavayefe mokhtarasi dare ke famili hashon yeksane . pas be kabafi ha o esbati ha khorde nagirid.zemnan baba vaght bedid melllat beshnasan sito..:D be har hal chera nashenasid ?:D hala dige ma mishnasimeton/ shad bashid. baran

  • mahsa esbati

    ضمن تشکر از آقای ابراهیم لبافی به خاطر نوشته ارزشمندشان که می تواند مبنا و مدخلی برای مقاله کامل و محققانه ای باشد در مورد ابزار دندان کشی مورد اشاره ایشان لازم میدانم توضیحاتی را {به اجمال}به عرض برسانم:
    ضبط صحیح ابزار مورد اشاره"کلبتین"میباشد که اصل کلمه عربی بوده واسم جمع مثنی است.{به معنای دو کلبت. کلبت=سگ ماده یا خار}
    معنای موسع وبعدها رایج این لغت {در تمام خاورمیانه و در تمام فرهنگ لغاتی که از قرن سوم هجری به بعد تالیف شده}گازانبر است.
    جالب است که از این ابزار امروزه نیز در میان اغلب مردم افغانستان و عمده عشایر عراق و نیز گروه های کوچکی از عشایر ایران استفاده می گردد.

    در بعضی از فرهنگ ها و لغت نامه هایی که از عصر صفویه به بعد گردآوری شده این ابزار با ضبط کلبتان نیز آمده که روشن است تنها در علامت جمع اختلاف دارد اما کماکان معنی همان است.

  • haghghag  - کلبتین

    در متن قطعا اشتباه تایپی صورت گرفته است . زیرا برای آقای ابراهیم لبافی این واژه شاید بیشتر از انبردست کاربرد داشته است. پدرمان به دلیل کارهای خاصی که می کرد ابزار مختلفی از جمله کلبتین هم داشت. امروزه کلبتین پدرم را من دارم.از ابزاری که غفلت کردیم و از بین رفت یا گم شد، متی کمون (یا کمان مته ای) است که وسیله ای بسیار جالب بود.وقتی دریل به بازار آمد بساط آن هم برچیده شد.

  • leila labbafi  - اشتباه

    مهساي عزيز، همانطور كه عمو جان ( آقاي علي اكبر لبافي ) نوشته اند اشتباه تايپي از جانب من بوده و پدرم بي گناه است! ;) بدين وسيله پوزش مي طلبم و از جناب مدير مي خواهم كه اشتباه تايپي بنده را رفع نمايند.با سپاس ...

  • esmaeil esbati

    کم کم با فرهنگ مردم آشنا میشویم. هر چند این نوشته ها پراکنده هستند ولی در ذهن خوب مینشیند که واقعا جای تشکر دارد.


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند.
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید ، همچنین عضویت در سایت رایگان می باشد.
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...


 
 
 
 

کمک های مالی

کمک های مالی انجام شده به سایت


  • طایفه اثباتی : 45 %
  • طایفه مجاوری : 23 %
  • طایفه لبافی : 9 %
  • دوستداران برگ جهان : 23 %

دعوت از طایفه ها

از تمامی خانواده های اثباتی ، پلویی ، جان نثاری ، شاهانی ، طوسی ، علیمردانی ، کوشکستانی ، لبافی ، مجاوری و مقدس دعوت می شود نسبت به غنی تر ساختن بخش طایفه خود و ارسال مطلب و مقاله به سایت همکاری نمایند.