روستای برگ جهان

شما در اين صفحه هستيد : مقالات پانارون


پانارون

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

انتخاب موضوع یا عنوان نوشته ، خود داستانی است. گاهی نویسنده مطلبی را می نویسد و سپس مناسب با آن عنوانی برایش انتخاب می کند و گاهی نویسنده اسیر عنوان نوشته خود می شود. من هم ابتدا قصد داشتم راجع به آتش سوزی خانه ای در پانارون بنویسم. اگر چه در زمان خود این موضوع به عنوان یک خبر مهم درسایت درج نشد ، ولی این واقعه ای نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت.

 

روی عکس کلیک کنید

اما حالا آبها از آسیاب افتاده و فرصتی بدست آمد که در موردش مطلبی بنویسم. ولی خود پانارون به قدری جذابیت و اهمیت دارد که نمی توانستم به آن نپردازم. مگر می شود خبری در مورد یکی از خانه های پانارون نوشت ولی راجع به خود این محله مطلبی ننوشت ؟ چون اخیراً در بر این گذر ساختمانی نیز ساخته شده به فکرم رسید نام مقاله را بگذارم سوختن  و ساختن در پانارون. ولی دلم نیامد به این نام زیبا و خاطره انگیز کلمه ای اضافه کنم. پس پانارون را انتخاب کردم و حالا شده ام اسیر این عنوان. زیرا پانارون یک کلمه نیست. یک گذر نیست. یک تاریخ است. یک عمر خاطرات پی در پی است. از نسلی به نسلی. چهار راهی است که چهار گوشه سرده را به هم متصل کرده و طوایف مختلف را و نسلهای متوالی را به هم پیوند زده است.

 

من نمی دانم بافت مسکونی اولیه روستا کجا بوده است. عده ای زیاد آباد و عده ای شیران را محل اولیه روستا می دانند. در این نقاط گاهی آثاری از حیات و آثار قدیمی نیز یافت شده است. در مناطق دیگری مانند تنگه نیز آثار گورستان و کوزه کشف شده است. کشف اجساد ( اسکلت ) و کوزه هنوز نیز ادامه دارد. گذشته ی روستا هر چه باشد ، محل کنونی روستا نیز قدمت کمی ندارد. وجود کانالهای آدم رو در زیر روستا که از محله سرده تا دشتاها گسترده شده است یکی از مهمترین دلایل دال بر این مطلب است. این تونلها به تازگی ( در سالیان اخیر ) کشف شده اند و هنوز کارکرد آنها مشخص نشده اند.

در هرحال با توجه به نامگذاری محله ها به نظر می رسد قدیمی ترین بخشهای بافت کنونی محله های سرده و پاده باشند. یعنی روستا از دو بخش بالایی ( سرده ) و پایینی ( پاده ) تشکیل شده بود. محله های بعدی مانند روبار و شاهان بعداً در اثر توسعه روستا و مجاورت یافتن افرادی در نزدیکی مزار امامزاده و یا سکونت افراد غیر بومی در ساحل شرقی رودخانه شکل گرفته است. به ویژه محله شاهان از نام و بناهایی که در آن احداث شده نشان می دهد که مربوط به افراد متمول و غیر بومی بوده است که در حاشیه روستا سکنی گزیده اند.

با توجه به برخی شواهد مانند کثرت افراد و توزیع وسیع محل سکونت و ریشه یابی واژه پلویی در بخش طوایف روستا بیان شده است که به احتمال قوی طایفه پلویی قدیمی ترین ساکنان محله سرده هستند. سپس این محله پذیرای خانواده های دیگر مانند اثباتی ، طوسی ، و لبافی بوده است که از خراسان و مازندران به این روستا مهاجرت کرده اند.

اما پانارون که در زبان محلی پاناربند یا پاناهاربند یا پاناربن نیز گفته می شود ، شمالی ترین محله روستا و زیر محله ای از سرده است. این گذر محل تلاقی سه راه اصلی روستا ست که بافت مسکونی را به باغهای پیرامونی مرتبط می کند. یکی راه شمالی که خود شامل دو راه اصلی مسیر تنگه ( تنگه میان رود و تنگه کناررود ) و مسیر تنگه مرغ و اندار است. راه غربی که مسیر درب زین علی است ، راه ارتباطی سراسو ، باغ ناصر و اراضی مرتفع و شمال دشتاهاست. بالاخره راه سوم راه فرعی بالابا و تنگه است.

در چهار کنج این گذر اصلی سرده ، خانواده هایی از طوایف اثباتی ، لبافی و پلویی اسکان داشتند. دو گوشه از ین چهار گوشه در اختیار خانواده های اثباتی بود. یکی معروف به محله کربلایی علی اصغر که عبارت بود از یک حیاط مرکزی و گرداگردش خانه ها و بناهایی که محل سکونت یا انبار و آشپزخانه بود. داخل حیاط حوض آبی بود و درختان بید و توتی که از داخل پانارون دیده می شدند. ورودی اصلی محله از ضلع جنوب غرب پانارون فراهم بود. این ورودی دارای دروازه ی چوبی زیبایی بود که به دروازه ی کلبلی یصغر معروف بود. این محله پشت به گذر پانارون داشت. تا جایی که من در خاطرم هست در این بناها خانواده محمد مشهدی اسماعیل و مادر مرحومشان و ملاباجی معروف سکونت داشتند. حضور پررنگ ملاباجی و مکتب خانه اش در این نقطه از روستا را غالب بومیان به خاطر دارند. ابعادی از زندگانی و نقش ایشان را آقای محمد تقی اثباتی در یکی از خاطراتشان البته بسیار مختصر بیان کرده اند.

این محله کاملاً تخریب شده و از توت و بید و حوض چیزی نمانده است. حتی درخت زرد آلویی که بر مزار این درختان روییده بود نیز سال گذشته ریشه کن شد. امروز خانه هایی در این محله ساخته شده اند که متعلق به آقایان سیف اله و عباس لبافی و کمال صمدی است.

گوشه ی دیگر یا کنج جنوب شرقی در اختیار پسران مرحوم کربلایی علی اصغر بود. درگذشتگانی به نامهای داش محمد حسین و شیخ محمد علی اثباتی. بناهای این کنج مستقل از هم بوده و رو به کوچه هستند. محمد حسین اثباتی را بومیان با اذانهایش فراموش نکرده اند. من بخشی از خاطرات دلنشینم در پانارون مربوط به اذانهای شامگاهی این مرد است. هرگاه صدای دلنشین این مرد شنیده می شد معنایش این بود که سکّونشینان پانارون باید کم کم به خانه ها بروند. زود شام خورده بخوابند. زیرا زندگی در شب با نور فانوس و پرموس ساده نبود. حتی دریغ از رادیویی که بشود به امید قصه های شبش بیدار ماند. صبح نیز به زودی فرا می رسید و کله سحر باید کار و فعالیت روزی دیگر آغاز می شد. خانه ی محمدحسین هنوز پابرجاست و تنها یادگار به جا مانده از زمانهای دور گذشته است.

گوشه ی سوم یا کنج شمال غربی متعلق به فرزندان مرحوم کربلایی حسین علی ( کلبسین علی ) یعنی درگذشتگانی به نامهای علی اکبر و رحمت اله لبافی بود. اینجا تعدادی خانه های ردیف شده با حیاطی مشترک و ایوانی رو به پانارون قرار داشت. در این کنج هم هنگام اوقات شرعی مرحوم حاج علی اکبر لبافی در ایوان ایستاده و اذان می گفت. اما سالها قبل از داش حسین. امروزه آن حیاط مشترک وجود ندارد و خانه ی مرحوم علی اکبر جایش را به خانه ی نوسازی که متعلق به ورثه مرحوم صفت اله لبافی است داده است. خانه های دیگر که همان سبک و سیاق خانه های قدیمی روستاست متعلق به ورثه فرزندان مرحوم رحمت اله ( درگذشتگان محمد ربیع و محمد رضی ) است.

بالاخره گوشه ی چهارم این گذر یا کنج شمال شرقی محله ای بود متعلق به مرحوم قاسم پلویی. این محله نیز حیاطی مشترک داشت و ردیف اتاقهایی که پشت به گذر و رو به دره بودند و فرزندان قاسم در آن سکونت داشتند. این خانه ها که در گودی واقع بودند از سمت پانارون واجد پشت بامی با ارتفاع کوتاه بوده به نحوی که می شد از کوچه به روی پشت بام رفت. به همین علت لواشکها و آلبالو و گیلاس خشکه های صاحبان این منازل از دستبرد بچه های شرور در امان نبود. گاهی به ویژه در ایام نوروز که کوچه ها مملو از برف و گل بود ، این بام وسیع محل بازی بچه ها بود.

بخشی از این محله توسط درگذشتگان عطااله و نبی اله پلویی فرزندان مرحوم فرج اله تخریب و نوسازی شد و بخش دیگر توسط مرحوم سیف اله پلویی و فرزند ایشان عنایت اله پورفرد که راجع به آن باز هم سخن خواهم گفت. خانه های جدید بر خلاف گذشته رو به گذر ساخته شدند. مرحوم سیف اله پلویی نیز در این کنج از گذر اذان می گفت. البته بعد از مرحوم داش حسین. من تصور می کنم از این نظر پانارون در روستا منحصر به فرد است زیرا از سه گوشه اش در طول تاریخش صدای اذان صبحگاهی و شامگاهی طنین انداز بوده است.

و اما در داخل گذر چه خبر بود ؟

گفته می شود آنجا درخت نارونی بوده است و نام این گذر هم منسوب به آن درخت است. جوی یا کیله ی بی جیور که آب شرب و شستشوی بافت قدیم سرده را تامین می نمود از داخل این گذر عبور می کرد. بندگاه این جوی در دره تنگه مرغ و مقابل دره لندره در در قرار داشت. مسیر این جوی در حال حاضر با لوله ای که آب را به آب انبار محدوده خانه مرحوم قربان می رساند قابل ردیابی است. این جوی پس از عبور از محله مرحوم داش قربان به محله خلیل رسیده سپس با عبور از حاشیه کوچه به پانارون می رسید. سپس به محله عزیز زمان رفته و محله ده مشا را تغذیه می نمود. پس از آن  وارد محله بسداغون و مشروب کردن حمام به محله های پایین دست می رفت. پس از لوله کشی آب بهداشتی تا مدتها این جوی فعال بود و پس از احداث آب انبار در محله داش قربان از میان رفت.

سه درخت توت در این گذر و در حاشیه بی جیور وجود داشت. درختی جوانتر در ضلع شرقی مقابل محله کربلایی علی اصغر. این درخت نخستین قربانی حضور اتومبیل بود و لذا کمتر افرادی آن را به یاد دارند. در پای این درخت سکوی سنگی بلند و بزرگی قرار داشت که کف آن کنده کاری و مسطح شده و سایر وجوه آن صیقلی شده بود. من تصور نمی کنم چهار مرد امروزی توان حمل آن را داشتند ولی گفته می شد این سنگ را عزیز یا پدرش زمان لبافی آن را به این مکان آورده است. این سنگ محل نشستن پیرمردان و ریش سفیدان بود. پس از قطع درخت توت یاد شده و عبور جاده این نقطه موقعیت استرتژیک خود را برای نشستن از دست داده و مکان جلوس و از جمله سنگ تاریخی فوق به کنجهای دیگر گذر به ویژه گوشه ی شمال شرق منتقل شد.

گوشه ی جنوب شرق گذر نیز درخت توت تنومندی قرار داشت. امروز هم این درخت همچنان باقی است و میوه ی آن مزاق رهگذران را در تابستان شیرین می کند. در این کنج علیرغم فضای مناسب برای نشستن هیچگاه سکویی مستقر نشد زیرا مجاور آن پنجره ی منزل مرحوم داش حسین قرار داشت و دلیل دوم این قسمت مسیر دسترسی به مستراحی بود که در بر گذر قرار داشت. در ضمن این نقطه دید مناسبی به سایر معابر نداشته و نقطه کوری محسوب می گردید.

گوشه شمال غرب یا مقابل منازل ورثه مرحوم رحمت اله نیز سکوهایی قرار داشت که امروز هم آثاری از آن باقی است. روی این سکوها نخهای پشمی زیادی با چلگ و چورابهای پشمی متعددی با میل توسط مرحوم محمدرضی رشته و بافته شد.

در گوشه شمال شرق نیز درخت توت تنومندی قرار داشت که دومین قربانی حضور خودروها در روستا بود. پس از برچیده شدن سکوی ضلع شمال غرب ، این گوشه پاتوق اصلی شد و سکوی تاریخی به اینجا منتقل شد. این نقطه که در کنار دیوار خانه ی مرحوم داش سیف اله بود دست کم واجد مزایای زیر بود :

  • در کنار این سکو در یا پنجره ای وجود نداشت و نشستن و حرف زدن روی آن مزاحمتی برای ساکنان ایجاد نمی کرد.
  • این سکو آفتاب گیر ترین نقطه در فصل زمستان بود.
  • به دلیل واقع بودن در حاشیه مسیر تنگه مرغ در غروبهای تابستان نسیم بسیار خنکی از این دره رو به این نقطه می وزید.

پس از تخریب و نوسازی منزل داش سیف اله وضعیت کمی تغییر یافت. در کنار این نقطه در ورودی ساختمان قرار گرفت و سکوی تاریخی شکسته شد و در دیواری از ورثه ی مرحوم زمان - حامل آن -   تعبیه شد و هنوز آنجا آرمیده است. اگر چه مجدد سکویی سیمانی در این موضع ساخته شد و هنوز هم دایر است ولی آن رونق سابق را نیافت. زیرا افرادی که روی سکوها بنشینند دیگر زنده نبودند.

تابستان سال گذشته یک ماهی بعد از تخریب خانه ی امیر باخبر شدم برای نخستین بار پای ماشینهای آتش نشانی به روستا باز شده است. آن هم دوبار در طول هفته ی گذشته و برای خاموش کردن آتش خانه ی آقای پورفرد.

ماجرا چه بود ؟ البته قطعی است آتش سوزی دوم ناشی از عدم خاموش کردن کامل آتش سوزی نخست بوده است. من خود تجربه ی زیادی در این مورد دارم. یادم هست من مدتی مسوول خاموش کردن آتش زغالهایی بودم که از کوره خارج می شد. یک مجموعه زغال ممکن است بیش از سه بار پس از خاموش کردن کامل آتش مجدداً آتش بگیرد. حتی اگر زغال نیم سوخته را غرقاب کرده باشی.

اما آتش نخست از چه جنسی بود ؟ گفته اند به احتمال قوی نوعی اتصالی در سیم برق سبب آتش نخست شده است. من باور نکردم. شما مختارید باور کنید یا نه. سیمهای خانه ای که اتفاقاً آن روزها خالی بود و کسی در آن حضور نداشت و حداکثر می توانست یک یخچال در آن به برق باشد. آیا احتمال اتصالی در ابعادی که سیم برق را و پس از آن تیر چوبی را شعله ور کند وجود دارد ؟ من تخصصی در این مورد ندارم ولی تا زمانی که یک متخصص این احتمال را برایم شرح ندهد نمی توانم باور کنم این آتش سوزی از جنس اتصالی برق باشد. هر چند آرزو می کنم این موضوع علت آتش سوزی باشد.

 

نظر (5)
  • محمود فیض آبادی

    قبل از این مقاله من نمی دونستم پانارون کجاست :confused:
    ولی واقعاً آتش سوزی خانه آقای پورفرد مشکوک بود... :huh:

  • esmaeil esbati

    I think if u can add a sketch or a photo will help more. That was really very informative, but for the new generation illustration is more useful

  • haghghag

    بلکه شما بگید تا آقای مدیر ترتیب اثر بده. من که هرچی عکس برای فرهنگ لغت و مقاله ی درگذشتگان فرستادم جاسازی نکردند.می گویند زیادجا می گیرد. اما نمی دونم پس چرا این تورمجازی ها جا نمی گیرند که ایشان یک خط در میون مطالب سایتو کردن تور مجازی. من یک نقاشی از پانارون کشیدم و خیلی وقت پیشا براش فرستادم. معلوم نیست چه کارش کردن.
    خدایا داد من بستان از این محمود ، مدیر سایت-- که من نقاشی میفرستم ولی انگار نه انگارش

  • محمود فیض آبادی

    برای مطلب پانارون میخواستم یک تور مجازی بذارم ولی متاسفانه تا الان قسمت نشده به برگجون برم و عکس برداری کنم.
    در اولین فرصت یک تور مجازی از پانارون تهییه و در این مطلب لینک خواهم کرد. ;)

    بده آخه ! با تور مجازی به این زیبایی ، شما مفتی میرید برگجون و برمیگردید ! B)
    عکس برداری همین تور مجازی کلی زحمت داره :dry:

    عمو چرا تشویش اذهان عمومی میکنی :huh:
    عکس پانارون رو کی برای من فرستادی ، بفرست بذارم :)

  • haghghag

    به این میگن مدیریت به روز. ظرف کمتر از یک ساعت پس از انتقاد به موضوع ترتیب اثر داده میشه.
    تصویر مربوط به کنج شمال غرب پانارون ومنزل ورثه ی مرحوم کربلایی حسین علی است.
    این تصویر در سال 67 کشیده شده است. کف کوچه بتن ریزی بود و هنوز منزل داش سیف الله تخریب و نوسازی نشده بود. در گوشه شرق تصویر کوچکی ازسقف کوتاه منزل قدیمی ایشان دیده می شود.


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند.
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید ، همچنین عضویت در سایت رایگان می باشد.
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...


 
 
 
 

کمک های مالی

کمک های مالی انجام شده به سایت


  • طایفه اثباتی : 45 %
  • طایفه مجاوری : 23 %
  • طایفه لبافی : 9 %
  • دوستداران برگ جهان : 23 %

دعوت از طایفه ها

از تمامی خانواده های اثباتی ، پلویی ، جان نثاری ، شاهانی ، طوسی ، علیمردانی ، کوشکستانی ، لبافی ، مجاوری و مقدس دعوت می شود نسبت به غنی تر ساختن بخش طایفه خود و ارسال مطلب و مقاله به سایت همکاری نمایند.