در مقاله حاضر ضمن پرداختن به موقعیت و اسامی کوهها و مزارع روستا به طور کلی ، ابتدا کوههای دورتر نسبت به روستا و سپس کوهها و مناطق نزدیکتر معرفی شده اند. نویسنده متاثر از مطالبی که در مورد قلعه ی الموت و روشهای دفاعی یاران حسن صباح مطالعه کرده است ، وضعیت قلعه و مواضع دیگری را در روستا مشابه آن مطالب تشخیص داده است و با تحقیق و پرس و جوی مختصر از دیگران و مشاهدات خود از این مواضع دست به خلق نظریه ی جالبی در خصوص قلعه ، غار رو خمیره و مواضع کلیدی و نهایتاً تونلهای زیر زمینی روستا زده است که ضمن توضیح بعضی از سوالات ، توانسته است مسیرهای معینی را برای تحقیقات بعدی در زمینه شناخت ابهامات تاریخی و گذشته روستا باز کند.
قطعاً ساکنان این منطقه یا روستا در طول تاریخ به جهات مختلفی نیاز به دفاع یا پیش بینی های امنیتی داشته اند. بجز آنکه روستاییان لازم بود از روستا در مقابل مهاجمان دفاع کنند ، گاهی به دلیل نزدیکی با شهرهای بزرگی چون ری و دماوند افراد مخالف دستگاه حاکمیت به این نقاط پناه برده اند و یا با تجهیز خود شرایط را برای حمله و وارد کردن ضربه هایی چریکی به حاکمیت آماده کرده اند. همه ی این موارد ساخت قلعه ها و ایستگاههای نگهبانی و دیده بانی و فضاهای مخفی برای حمله یا فرار را ضروری می نموده است. با وجود جانفشانی هایی که در طول تاریخ در پاسداری از آب و خاک این روستا شده است در گذشته هایی نه چندان دور این روستا بخشهایی از خاک خود را از دست داده است. متن اصلی این مقاله توسط آقای رجب لبافی نوشته شده و اینجانب ضمن تایپ و ویرایش ، دخل و تصرفاتی جزیی در مطالب داشته ام که امیدوارم با استقبال نویسنده ی محترم روبرو گردد.
علی اکبر لبافی
محدوده ی اصلی روستای برگ جهان از شمال غرب و غرب به ولدره ، گهچال ( دشت هویج ) و اراضی روستاهای افجه وسینک ، ازجنوب غرب به گندم مجه ، زیادآباد ، پله گدین و اراضی روستاهای سبو ( بزرگ و کوچک ) ، از جنوب به جیروا ، بند نسم و اراضی روستای نیکنامده ، از شرق به اش مرغ و اراضی روستای لواسان بزرگ و از شمال شرق به کهوه نو ، اسبه چال ، فراق کش و اراضی دشت لار محصور شده است.
بافت اصلی روستا به صورت کاسه ای است که از اطراف توسط کوه ها احاطه شده است. کوههای شمال ، و شمال شرق و شرق بلندتر و کوههای غرب و جنوب کوتاهترند. منشاء اصلی رودخانه برگجهان کوههای مرتفع شمالی و شمال شرقی است. آب چشمه ها ابتدا اراضی سه آبادی یا مجموعه مزارع اندار و میانرود و کناررود را مشروب کرده سپس به سمت جنوب و غرب حرکت و پس از متصل شدن به هم در شوراب رودخانه اصلی روستا را تشکیل می دهند. رودخانه سپس به طرف جنوب غرب جریان یافته به سد لتیان می ریزد.
کوههای شرقی روستا عبارتنداز اش مرغ ، چال سول ، سووگ ، لزیم بره و چال وهرن که در دامنه ی آنها مزارع لزیمبره ، بالانجو ، لش میدن و تنگه هور قراردارد. تنگه هور یا دره ی تنگه هور دره ی باریکی است که دو طرف آن کوههای صخره ای با درختان انبوه و گاه تنک از سماق قرار دارد. شرایط محیطی دره و سایه روشن درختان و صخره ها به ویژه در غروب و شب محیطی هولناک را ایجاد کرده است. به این دره گاهی تنگه هول هم گفته می شود.
کوههای شمال شرق روستا عبارتند از گو وینی ، فراق کش ، نیزه کر ، کوه توفیق ، و سیاه بند که دره ها و مزارع کناررود را احاطه کرده اند. چشمه گووینی مهمترین چشمه ی این بخش است. در شمال کناررود مزارع میان رود قرار گرفته که بین کوههای نیزه کر ، کوه توفیق ، سیاه غار ، گزواره ، سیاه وشده ، اسبه چال و فراق کش محاط شده است. چشمه های فراق کش و سیاه وشده مهمترین چشمه ها ی این بخش است.
در شمال روستا و غرب میان رود ، مزارع اندار واقع است که محاط در کوههای گزواره ، سیاه وشده ، مگس خن ، آبیته و مازهن است و مهمترین چشمه های آن چشمه های ولدره و یرده زا می باشد. درخصوص کوههای مرغ و مازهن که در مجاورت روستاست باز هم سخن خواهیم گفت.
در غرب روستا کوه مرتفعی وجود ندارد. مرتفع ترین کوه غرب روستا کهوست. کهو در دامنه جنوبی مازهن قرار دارد و از شرق به دره شیرن و از غرب به اراضی گندم مجه و اراضی روستاهای سینک و سبو بزرگ و سبو کوچک و ازجنوب به جیروا و زیادآباد و کوه پله گدین منتهی می گردد. در دامنه شرقی کهو و مشرف به اراضی شیرن و جیروا و بند نسم زاغه ای در دل کوه حفر شده است که کاربردی برای ذخیره علوفه یا نگهداری دام نداشته است. و لذا ممکن است به مسایل دفاعی که بعداً خواهد آمد مربوط باشد.
مجاورت اراضی وسیع گندم مجه و زیادآباد و پله گدین با روستاهای دیگر از یک طرف و دوری این اراضی از بافت مسکونی روستا و به ویژه وجود مانع بزرگی مانند کهو در حد فاصل این اراضی تا روستا سبب شده است که این بخش از روستا بارها مورد تعدی و تجاوز دیگران قرار گیرد.
یکی از این اتفاقات مربوط به حدود 60 سال قبل است که اهالی روستای سینک و هنزک کوه پله گدین را متصرف شدند و بارها بر سر این کوه بین آنها و برگجهانی ها درگیری ایجادشد. در مرحله ای از این درگیری ها مقرر شد روستای سبو را حکم قرار دهند و تابع رای آنها باشند. اما وقتی سراغ اهالی سبو رفتند و از آنها مالک حقیقی پله گدین را جویا شدند با کمال تعجب ادعای دیگری را شنیدند. اهالی سبو گفتند مالک حقیقی کوه نه برگجهان و نه سینک بلکه سبو است ! طرفین دعوا بار دیگر مقرر شد نیکنامده ( ونه مده ) را حکم قرار دهند. جالب است وقتی از اهالی روستای نیکنامده استعلام شد مشابه سبو مدعی شدند این کوه متعلق به نیکنامده است ! به این ترتیب دعوا بین سینک و برگجهان ادامه یافت. پس از آنکه پاسگاه مداخله کرد اهالی سینک به سرعت آنجا خانه ساختند و قرار شد در هنگام بازدید مامور پاسگاه طوری جلوه دهند که از قدیم اهالی سینک آنجا ساکن بوده اند. وقتی برگجهانی ها از ماجرا با خبر می شوند درست شب قبل از بازدید مامور به آنجا رفته و خانه ها را خراب کرده خاک ها را تخت کرده و تیر و پردو و ستون ها را بار کرده به برگجهان می آورند. مامور که می رود آثاری از سکونت نمی بیند. خلاصه آنکه پای دولت وسط کشیده شده در نهایت تحت عنوان اینکه آنجا سدی در حال طراحی و ساخت است این اراضی را از برگجهان جدا کرده و اهالی سینک هم چیزی نصیبشان نمی شود. و این نخستین بخشی است که از برگجهان جدا می شود.
یکی دیگر از این اتفاقات خریداری و تصرف بخشی از اراضی روستا توسط سپاه و جداسازی آن از روستا است. ابتدا تعدادی از قطعات اراضی زیادآباد توسط سپاه خریداری شده سپس بخشهای خریداری شده توسعه یافته و در نهایت افراد باقیمانده با زور و یا ایجاد محدویتهای شدید مجبور به ترک منطقه می شوند. امروزه این بخش در تصرف کامل سپاه است و امکان تردد در آن و چرای دام اهالی در مراتع آن وجود ندارد. درحالی که راه ارتباطی اصلی روستا به تهران از این اراضی می گذشت ، این راه نیز امروزه مسدود شده است و دومین بخش از خاک برگجهان جدا می شود.
در شرق کهو کوه کوتاهتری به نام سوته وجود دارد. سوته هم مانند کهو در دامنه جنوبی مازهن قراردارد و از غرب به دره شیران و از شرق به دره تادر منتهی می گردد. درمنتهی الیه شمالی کهو و سوته یعنی سرچشمه های دره شیران اراضی پادار مهدی و چشمه ای به همین نام وجود دارد.
سوته کوهی صخره ای به رنگ تیره یا کبود است که در اثر فرسایش به ماسه نرم مشابه ماسه بادی تبدیل می شود. در دامنه سوته و پایین دست جاده صخره ای هست که در داخل آن حفاری شده است و همانطور که بعدا خواهیم گفت می تواند برای استقرار نگهبانان ایجاد شده باشد.
اما کوههای نزدیکتر به بافت مسکونی روستا ، در شمال ، عبارتنداز آبیته ( پشت بالابا ) ، مرغ و مازهن که دو دره ی تنگه مرغ و لن دره در را احاطه کرده اند. در دامنه مازهن تپه هایی واقع است که سرخه کوهگ و بند سفید از جمله ی آنهاست. در محل تلاقی کوههای آبیته و مرغ درخت سرو کهنسالی قرارداشت که محیط تنه ی آن به 6 متر می رسید. عمر این درخت 5 هزار سال حدس زده می شد. اوایل انقلاب این درخت آتش زده شد و یک هفته می سوخت. بالاتر از این درخت قلعه ای قرار داشت که خرابه های آن تا سالها قبل باقی بود. آجرهای خطایی این قلعه ابعادی حدود 4 برابر آجرهای فشاری فعلی داشته اند. حدود 70 سال پیش این آجرها را برای تعمیر حمام ده به روستا منتقل کردند.
محل استقرار قلعه بسیار مناسب بوده است. آب آشامیدنی مورد نیاز از چشمه ای در شمال شرق قلعه تامین می گردید که با لوله های سفالی به محل قلعه منتقل می شد. این قلعه فاصله کوتاهی با افجه و راه ارتباطی ری و طبرستان داشته و همچنین فاصله چندانی با اراضی لار نداشت. این قلعه دید بسیار خوبی به سمت جنوب و شمال داشت. اطراف قلعه به دلیل وجود شیب و زمینهای شنی صعب العبور بوده و راه ارتباطی آن محدود است. تنها مسیر ورودی به قلعه نیز شیب تند است و به راحتی با پرتاب سنگ می توان مهاجمان را فراری داد. اتفاقاً هم اکنون هم در آنجا توده ای از سنگ هست که به نظر می رسد به طور عمدی و به همین منظور به آنجا حمل شده اند. این قلعه به روستای برگجهان نیز نزدیک است و ارتباط بصری و زمینی مناسبی را به شرح زیر با آن و محیط اطراف داشته است.
ارتباط بصری قلعه با پیرامون از طریق ایستگاه های نگهبانی بین راه فراهم می شد. این ایستگاه ها به شرح زیر شناسایی شده اند :
- محلی پای صخره ی دیواره مانندی در بالای تپه شنی نزدیک به قله ی مرغ برای ارتباط با ایستگاهها و راههای شمالی به طرف لار و طبرستان
- محل نگهبانی مقابل در ورودی غار روخمیره به نام لنه خرس برای ارتباط با راه زیر زمینی سرده یا لن دره در
- ارتباط با کوههای غربی روستا مانند کوه سیاه بند و دهانه راه زیر زمینی محله شاهن
- محل نگهبانی سوته برای ارتباط با ایستگاههای بعدی از جمله دهانه های راه زیر زمینی تادر و نادره
- محل نگهبانی کهو برای ارتباط با ایستگاههای بعدی و ورودی راه زیر زمینی لیمادر
از قلعه که خارج می شدی کمی پایین تر درخت کهنسال سول قرار داشت. از کنار این سرو و برفراز کوه آبیته به طرف شرق راهی باریک است که تو را به غار رو خمیره هدایت می کند. دهانه ی غار در کوه آبیته و رو به شمال شرق و مقابل کوه مگس خن است. در این نقطه دسترسی به غار از دره تنگه اندار بسیار مشکل است و مشابه ورودی قلعه با پرتاب سنگ سخت ترین تهاجمات به راحتی دفع می گردد. گفته می شود در بالای ورودی غار میخ طویله ای ( احتمالاً از جنس طلا ) کوبیده شده بود که با اتصال طناب به حلقه آن امکان عبور سریع به سمت مقابل دره فراهم می گردید. این میخ در سال 1340 ربوده شده است.
در سمت مقابل دهانه ی غار صخره ای هست که داخل آن به طرز کاملاً هندسی حفره ای کنده شده است. این حفره ی محراب مانند گنجایش ایستادن یک انسان را دارا می باشد که می توانسته محل نگهبانی یک فرد باشد. ابعاد و شکل این حفره مشابه حفره هایی است که به عنوان محل نگهبانی افراد تصویر آنها در کتاب خداوند الموت ارایه شده است. روستاییان به این حفره لنه خرسگ ( لانه خرس کوچک ) می گویند. مقابل این حفره فضایی در حدود 20 متر مربع با سنگ چینی مسطح شده است که قطعا کار خرس نمی تواند باشد !
در انتهای غار روخمیره چاه موربی حفر شده بود. هرگاه سنگی در آن انداخته می شد صدای غلتیدن سنگ تا جایی که شنیده می شد متوقف نمی گردید. امکان داخل شدن به این چاه برای انسان وجود داشته است و همین امر احتمال ارتباط از طریق این غار را به نقطه ای که می تواند ورودی تونلهای زیر زمینی محله سرده باشد ( در محدوده دره لن دره در ) بالا می برد. آثار حفاری متعددی در کف و دیوار و اطراف غار مشاهده می شود که مربوط به جستجوگران گنج است. چاه مذکور در اثر سنگ اندازی های درشت و حفاری گنجگیران مسدود شده است. حتی بخش دوم غار که کمی گودتر از بخش نخست بوده است امروزه پر شده است و طول غار بسیار کوتاهتر از طول اولیه اش شده است.
وضعیت مشابهی البته بدون وجود غار در سمت مقابل روستا ( پشت محله شاهان ) وجود دارد. کوههای مشرف به محله شاهان در شرق روستا عبارتند از آفتابکوه و سیاه بند که دره ی کوشکستان را احاطه کرده اند. چرا به این محل کوشکستان یعنی محله ی قصرها گفته می شود نامعلوم است. در قله سیاه بند نیز چاهی هست که مشابه چاه رو خمیره انتهایی برای آن حدس زده نمی شود. گفته اند این چاه محل ریختن استخوان مردگانی است که به رسم ایرانیان باستان برای خوردن پرندگان بر فراز کوه می نهادند. اما با فرض دیگر می توانسته راه ارتباطی زیر زمینی برای قلعه های احتمالی یا ایستگاههای نگهبانی با تونلهای زیر زمینی محله شاهان باشد.
بالاخره آخرین کوه ، کوهی است به شکل شتری خوابیده در غرب روستا به نام تنگل خانه. این کوه صخره ای در شرق دره تادر و غرب و جنوب اراضی دشتاها استقرار یافته است. به باغات دامنه جنوبی این کوه باغ ملک می گویند. دره کوچک شرق این کوه دره ی الیاس نام دارد که از حاشیه امامزاده و ساختمان مخابرات روستا عبور می کند. بر فراز این کوه نیز آثاری وجود داشته که می تواند کاربرد تدافعی نیز داشته باشند.برای جزییات بیشتر در باره این کوه به مقاله تنگلخانه مراجعه شود.
و اما نکته ی آخر در مورد مسایل امنیتی و دفاعی روستا تونلهای زیر زمینی است. همانطور که پیش از این نیز اشاره شد ، شیوه های ساخت قلعه ، ارتباطات آن با ایستگاههای نگهبانی هم از نظر بصری و ارتباط گیری با آتش و دود و هم ازنظر راههای مواصلاتی و پناهگاههای زیر زمینی برای مخفی شدن یا ارتباط برقرار کردن یا فرار کردن بسیار مشابه شرایطی است که در کتاب خداوند الموت بیان شده است. فرضیه ارتباط قلعه ها و ایستگاههای پیرامون روستا از طریق راههای زیرزمینی به هم با شناخت بیشتر تونل زیرزمینی روستا ، مسیرها و وسعت و گستردگی آن هرچه بیشتر به اثبات نزدیک می شود.
ابتدا به نظر می رسید بومیان اخیر روستا از وجود چنین تونلهایی بی خبر بوده اند. و تنها روایت هایی از هرگز پر نشدن بعضی از چاه های منازل شده بود به نحوی که گفته می شد در این چاهها اجساد دامهای مرده نیز انداخته شده ولی پر نمی شوند. حتی گفته شده بود در ناحیه تل حموم ( پایین دست محله پاده و مشرف به رودخانه ) زاغه هایی بوده است که افراد جرات رفتن تا انتهایشان را نداشتند و لذا مالکان آنها انتهایشان را دیوارکشی کرده اند.
در این اواخر و در طول 10 سال گذشته کم کم خبر وجود تونلهای زیر زمینی شایع گردید و معلوم شد که این تونلها مختص سرده نیست و در شاهان هم وجود دارند. از بازدیدهایی که تاکنون شده و جسته و گریخته اخباری از آنها درز کرده است وسعت زیادی را می توان برای این تونلها تصور کرد که سرتاسر بافت مسکونی و باغات اطراف تا ورودی های روستا را ممکن است در بر بگیرد. رفتن تونلها تا دشتاها و تادر این احتمال را ایجاد می کند که وجود واژه " در " در کلمات تادر و نادره ممکن است اتفاقی نبوده و به در تونلها ارتباط داشته باشد. با توسعه ی این احتمال است که می توان حدس زد سایر درهای این تونل لن دره در و لیمادر باشند که به نقاط ورود و خروج روستا هم نزدیک هستند. آثاری نیز مبتنی بر وجود نشانه هایی از زاغه و تونل وجود دارند. به این ترتیب راههای ورود و خروج به تونل را می توان به شرح زیر فرض کرد.
- لن دره در : ورودی شمالی و راه ارتباطی با غار روخمیره و قلعه. در این نقطه به جز روخمیره آثار دیگری دیده نشده است.
- تادر : ورودی غربی روستا و نزدیک به تنگلخانه. در این نقطه زاغه ای وجود داشته که پناهگاه حیواناتی مثل تشی بوده است.
- نادره : ورودی شمال غربی. در این نقطه نیز زاغه وجود داشته است.
- جعفرصادق : مکانی در شمال تقاطع دره تنگه مرغ و رودخانه. این نقطه احتمالاً محل اتصال تونل زیرزمینی دو طرف روستا بوده است. از قدیم الایام این نقطه به دلیل نامعلومی مقدس محسوب شده و در آنجا شمع و چراغ روشن می کردند. شاید راز این داستان بی ارتباط با ورودی تونلها و وجود مشعل برای ورود به تونلها نباشد.
- تل حمم : محل ارتباط محله پاده و شاهان در شمال محله روبار. زاغه هایی که انتهای آنها نامعلوم بوده است در این نقطه گزارش شده است.
- لیمادر : ورودی جنوبی روستا. هنوز آثاری از این نقطه گزارش نشده است.
به نظر می رسد شبکه تونلهای زیر زمینی بجز وسعت آن از پیچیدگی و طرح خاصی برخوردار است. آنطور که گزارش شده است هر راه در فاصله کوتاهی به یک چهارراه می رسد. از هر راه که بروی به چهار راه دیگری می رسی. این شبکه به نحوی است که چنانچه مسیر را با دقت دنبال نکنی بزودی در پیچ و خم مسیر گیج و گم می شوی. به این ترتیب کاربرد این تونلها نه تنها برای ارتباط بلکه می توانسته برای مخفی شدن و در مواقع خاص کشاندن مهاجمان به داخل این مسیرها و وارد کردن ضربه اساسی و نهایی به آنها باشد.
-
2010-02-05 20:57:14 | داود - بقایای قلعه
آیا قلعهی یاد شده در نزدیکی غار روخمیره هنوز وجود دارد یا حتی بقایای آن یا اینکه کاملا منهدم شده است؟
-
2010-02-06 12:16:25 | haghghag
آقا مرتضی
آنچه ایرادهای نوشتاری است مربوط به من است.ختایی خطایی املایی است و لن دره در عمدی است و مربوط به شیوه ای است که من در درج کلمات محلی اتخاذ کرده ام:آنطور می نویسم که تلفظ می شود.دلیلش هم این است که ما مکتوبی دال بر شیوه ی نگارش کلمات محلی نداریم.خوشحال می شوم شما این متون تاریخی را که در آن به لوندره در اشاره کرده است به من معرفی کنید.شاید راهگشای من در شناخت درستی شیوه ی نگارش کلمات باشد.
آقا داود
از قلعه ای که بالای گردنه سول قرار داشت جز خاطراتی و تلی از لاشه سنگ چیزی نمانده چراکه آجر بنایش را برای حمام بردند و سنگ دیواره هایش را برای حسینیه و پی اش را هم گنج گیران زیر و رو کرده اند
تعدادی از سنگهای بکار رفته در حسینیه را در بنای جدید آن و در کنج جنوب شرق در کنار توالت مردانه از داخل کوچه می توانید مشاهده کنید.
-
2010-02-06 08:10:27 | محمود فیض آبادی - تونل های زیر زمینی
برای من کشف تونل های زیر زمینی برگ جهان جالب و هیجان انگیز بوده است.
خوشحال شدم که این موضوع در سایت مطرح شد تا بتوانیم در مورد آن با هم بحث و تبادل نظر کنیم.من سال گذشته از موضوع تونل های زیر زمینی در روستا مطلع شدم و همان سال تصمیم گرفتم این مهم را دقیق و علمی بررسی کنم و نقشه دقیق و جامع ، از محل این تونل ها به دست بیاورم و بتوانم آن ها را تجزیه و تحلیل کنم ؛ حتی در نظر داشتم تعدادی از وسایل کاوش غار نوردی و وسایل ایمنی این کار را هم خریداری کنم ، اما بعد از رفتن به بازار متوجه شدم بودجه این اکتشاف بسیار فراتر از توان مالی یک نفر است... !!!
ولی اگر بحث مالی این کار را کنار بگذاریم ، یک دلیل بزرگتر هم برای منصرف شدن از این کار به وجود آمد...
تصور اهالی برگ جهان از به دست آوردن گنج !
متاسفانه اکتشافات فراوانی در نقاط مختلف روستا صورت گرفته ، که همه ی آن ها به امید دست یافتن به گنج بوده است و اذهان به این سمت می رود که هر اکتشافی فقط برای گنج خواهد بود.
به همین دلیل از این کار صرف نظر کردم.پس از پرس و جو از برگ جهانی ها متوجه شدم که بسیاری از این تونل ها ریزش کرده و مسدود شده اند و امکان اکتشاف از زیر زمین شاید مقدور باشد... ؛ ولی بسیار پر هزینه خواهد بود.
بعد از کمی جستجو در اینترنت به این نتیجه رسیدم که بهترین روش برای اکتشاف تونل های زیر زمینی { با عمق کمتر از 30 الی 40 متر } دستگاهی به نام Cave Finder می باشد.
-
2010-02-07 10:12:53 | داود
متاسفانه من در ایران نیستم و امکانه دیدن این سنگها را ندارم. موقعی هم که ایران بودم از چنین موضوعی بی اطلاع بودم. اما چیزی که به نظرم میرسد این است که آن قلعه خود گنجی بود و میتوانست منبع درآمدی برای روستا از راه جلب توریست باشد که متاسفانه بی خردی و دیده کوتاه مدت و سود جویانه آن را تخریب کرد.
-
2010-02-07 10:36:58 | morteza labbafi
مهندس جان سلام
در مورد " لوندر " رجوع کن به کتاب : مازندران و استراباد / ه.ل.رابینو .ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی . ــ تهران ، انتشارت علمی و فرهنگی ؛ ؟ ص 176
که ذیل دهات لاریجان می نویسد : ... پلور ،قرنگوم ، رینه ( که در نزدیکی آن قصر لوندر قرار دارد ) ...
البته من در منابع گوناگون دیگر این واژه را دیده ام که نام بردن از تمام آن هافرصت دیگری می طلبد .
ارتبط منطقه ی لوندر با دره ی برگ جهان نیز برای من کاملاً روشن است . همانگونه که ارتباط " مازهون " با مازندران و " کوشکستان " با کوشک ارغون در لار و .....
بماند ...
-
2010-02-07 13:27:06 | haghghag
آقا مرتضی
باسلام وتشکر.نمی دونم باید با دروش از کاسه ی سر شما مطلب بیرون کشید؟خب برادر جان چرا چیزهایی که برای شما روشن است باید برای ما معما باشد؟بهتر نیست کمی این اطلاعات رو بریزی تو سایت.ما که هرچی توی کله داشتیم ریختیم بیرون.ته هش رو هم انگشت مالیدیم.
-
2010-02-07 22:33:34 | morteza labbafi
مهندس جان !
من مخلص شما و دیگر دوستان هستم . باور کن هیچ خستی در کار نیست . فقط برای نوشتن مطالب بشدت وسواس دارم که حتماً و حتماً ادعاهایم مستند باشد . و خودت بهتر می دانی که برغم این که عصر ، عصر انفورماتیک و انفجار اطلاعات است ؛ متأسفانه تهیه ی منابع بسیار مشکل و گهگاه طاقت فرساست . و از همه ی این ها که بگذریم ، بر پدر هرچه معاش و نان و آب و زن و بچه و ......... صلوات !!!
-
2010-02-22 10:59:53 | haghghag - در و غاری دیگر
در مقاله بالا ارتباط مناسبی بین درها و ورودی های غار یا زاغه مانند تعریف شده است. در و غار دیگری هم هست که احتمالا از محل قلعه دیده می شوند: دره کلندر که واقع در بخش شرقی و انتهایی اندار است اشاره به دری دارد که احتمالا واجد کلون بوده است. جالب است که درست در بالای این دره کوه سیاغار واقع شده است.اگرچه کسی وجود غار در این کوه را تایید نکرده است ولی این نام که ترکیبی از غار است و دره ی مشرف به آن که ترکیبی از در است با تز ارایه شده در مقاله ی بالا سازگار است.
تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند.
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید ، همچنین عضویت در سایت رایگان می باشد.
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...
| < قبلی | بعدی > |
|---|
جغرافیای دفاعی روستای برگجهان


جناب آقای رجب لبافی !
با سلام
از دیدن نام شما و نیز خواندن مقاله ی بسیار بسیار جالب و مفید و راهگشای شما بی اندازه خوشحالم .حتما می دانید که این مقوله یکی از موضوعات مورد علاقه ی شخص من است که اطمینان دارم دیگر دوستان نیز با علاقه ی بسیار آن را دنبال خواهند کرد . نکات بسیار ارزنده ای در مقاله ی شما به چشم می خورد که تصادفاً به خود من در نوشتن مطلبی که در دست دارم : " ملاحظاتی اجمالی بر بررسی مهاجر بودن طوایف پلویی و کوشکستانی " سخت بکار می آید . اگر عمری باشد نظرات و نتیجه ی مطالعاتم را در آن نوشته ارائه خواهم داد اما یکی دو نکته ی بسیار جزئی در نوشتهی شما بود که اشاره می کنم :
1- آجر مورد اشاره در ساخت قلعه ی مرغ ، آجر ختایی ست که قطعا به سهو خطایی نوشته شده است .
2 - دره ای که از آن به نام لن دره در یاد کرده اید ، در متون تاریخی به شکل " لوندره در " نوشته شده است که تفصیلش بماند . باز هم شعف بی حدوحصر خود را نمی توانم پنهان کنم و امیدوارم باز هم با مطالب ارزنده تان ما را مستفیض بفرمایید .