روستای برگ جهان

شما در اين صفحه هستيد : مقالات شخم - تخم - ایسی یو


شخم - تخم - ایسی یو

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

خوانندگان محترم از قبل با واژه کاشت - داشت - برداشت آشنایی دارند. موضوع مقاله حاضر نیز مربوط به مراحل کاشت و خرمنکوبی و آسیاب کردن دانه هایی مثل جو و گندم است. این سه واژه استخوان بندی مقاله را شکل می دهند.

برای کاشت تخم و برداشت محصول ، ابتدا لازم است زمین شخم زده شود. شخم زنی در برگجهان به دو روش استفاده از گاو و یا به صورت دستی و با استفاده از کلنگ یا بیل انجام می گردید. پیش از آنکه بیل های روسی با لبه های تیز ساخته شده از ورق به بازار عرضه شود ، بیلهای مورد استفاده دست ساز و تخت شده توسط ضربات چکش آهنگران بود که ضخیم و سنگین و فاقد لبه های تیز بود. بنابراین شخم زنی با بیل ممکن و مرسوم نبود. زیرا زمینهای برگجهان عموماً واجد سنگریزه و فاقد خاکبرگ و نامرغوب بوده و قابل شخم زنی یا برگردان با بیلهای قدیمی نبود. پس از تولید و ورود بیل روسی به بازار امکان بیل زنی نیز فراهم شد.

 

پیش از آن شخم زنی با دست صرفاً توسط کلنگ انجام می شد. کلنگهای قدیمی نیز مشابه تیشه دارای یک سر و لب پهن بود. به این کلنگها کلنگ یکسره و دَم پهن گفته می شد. کلنگهای یکسره کم کم از میان رفته و کلنگهای دوسره جایگزین شدند. کلنگهای دوسره دارای دوسر یا دو دم هستند. دم پهن و دم باریک یا چاموشی.

روش قدیمی تر شخم زنی که تا قبل از توسعه باغها مرسوم بود ، استفاده از دو گاو نر ( ورزو ) و ادوات لازم بود. دو گاو از ناحیه گردن با یک چوب به نام " جت " ( یوغ ) به هم متصل می شدند. برای آنکه چوب روی گردن گاو مستقر گردد ، علاوه بر انحنایی که در محل پشت گردن گاو داشت ، توسط دو چوب باریک که در دو طرف گردن قرار می گرفت ، تثبیت می شد. این چوبها " سومه چوق " نام داشت. هرجفت سومه چوق که دوطرف گردن یک گاو قرار می گرفت توسط نخی از چرم یا مشابه آن در زیر گردن گاو به هم متصل می شدند.

گوهن ( گاو آهن ) از ادوات اصلی شخم زنی با گاو بود. گوهن تیغه ای فلزی بود که در محل مخصوص در انتهای " جم " نصب می گردید. جم چوب بلندی بود که از سر به جت و از انتها به گوهن متصل بوده و در انتها مجهز به دسته ای بود که در دست مرد شخم زن قرار می گرفت. هم بخشهای مختلف جم و هم جت کاملاً صلب و غیر قابل حرکت بود. اما با توجه به ناهمواریهای زمین و به منظور امکان دور زدن گاوها لازم بود محل اتصال جم و جت به صورت مفصلی و قابل حرکت به چپ و راست یا بالا و پایین باشد. برای فراهم کردن این امکان این اتصال با وسیله ای به نام " هلشت " فراهم می شد. هلشت طنابی حلقوی بافته شده از چرم گاو بود که جم را به جت متصل می کرد. هنگام گیر کردن گوهن ضمن کار به سنگ یا ریشه درختان فشار زیادی به هلشت وارد می شد و لازم بود این وسیله حتماً از جنس محکمی مانند چرم باشد. در سر یا ابتدای جم ( یا چوب ماله کش ) سوراخی قرار داشت. هلشت به دور جت حلقه شده و با عبور از سوراخ جم توسط تکه چوبی به نام " هولیکه " یا تکه استخوانی به نام " ایشگیلک " محکم و چفت می گردید.


مرحوم صفت الله لبافی در حال شخم زنی با گاو

گاوها ضمن حرکت به جلو ، گوهن متصل شده به جم و جت را همراه خود جلو کشیده و مردی که دسته جم را در دست داشت با فشار و هدایت گوهن عمل شخم زنی را ترتیب می داد. پس از شخم زنی برای هموار کردن زمین و خرد کردن تکه های بزرگ کنده شده از زمین ( کَتها ) عملیات ماله کشی انجام می شد. ماله کشی توسط تخته ماله یا چپر که جایگزین گوهن می شد انجام می پذیرفت. در این حالت تخته ماله در انتهای چوبی مشابه جم قرار می گرفت که به " چوب ماله کشی " معروف بود. گاوها ضمن حرکت تخته ماله کشی را رو به جلو کشیده و این تخته در اثر عبور از روی کتها آنها را خرد و نرم می نمود. پس از شخم زنی و ماله کشی زمین برای بذریا تخم پاشی آماده بود.



پیرمرد تخم پاش ( البته در این تصویر از پندن استفاده نشده است )

برای تخم پاشی ابتدا فرد تخم پاش مقدار مورد نیاز تخم را در داخل " پِندن " می ریخت. پندن با بستن پارچه ای مستطیلی به بدن مهیا می گردید. دو گوشه پارچه به دور کمر و دو گوشه دیگر به دو گردن گره زدن می شد ، به نحوی که پارچه روی سینه و شکم فرد قرار می گرفت. طول پارچه پس از بستن قدری از فاصله گردن تا کمر فرد بلندتر بوده و با ریختن تخم گیاهان داخل آن به صورت کیسه ای روی شکم فرد ( مثل کانگرو ) قرار می گرفت. فرد تخم پاش با داخل کردن دستان خود از پهلوها مشت مشت تخمها را برداشته و روی زمین می پاشید.

آقای محمد تقی اثباتی در متنی تحت عنوان یک سند اشاره کرده اند که یکی از واحدهای اندازه گیری وزن " ری " است. هر ری معادل 12 کیلو گرم است. اما این واحد وزن کم کم تسری یافته و به واحد سطح نیز تبدیل شده است. رابطه این تبدیل هم پاشیدن تخم روی زمین است. هر ری زمین سطحی است که برای تخم پاشی روی آن به یک ری ( یا 12 کیلوگرم ) تخم نیاز بود. اگرچه میزان بذر پاشیده شده به افراد بستگی دارد ولی در اثر مرور زمان و کسب تبحر اختلاف زیادی بین افراد بذر پاش وجود نداشت. در عین حال افرادی در این خصوص بسیار مهارت یافته بودند. ( گفته می شود آوازه دقت در بذرپاشی فردی در برگجهان به قدری بود که در تقسیم اراضی روستایی بر سر مساحت اختلاف بوجود آمد و این فرد را مامور کردند با پاشیدن بذر اراضی را به نسبتهای مورد نظر بین شرکاء تقسیم کند. یعنی مساحی یا متر کشی زمین از طریق بذرپاشی! )

امروزه هر ری زمین معادل 250 مترمربع برآورد می شود. پس از کاشت مراحل آبیاری و سم پاشی و وجین و نظایر آنهاست تا برسد به مرحله برداشت. از هر دانه گندم یا جو حدود 8 تا 10 دانه تولید می شود. در یک رکورد شکنی در زمینهای تادر از 5 ری زمین 65 ری گندم برداشت شده است. یعنی میانگین از هر دانه 13 دانه تولید شده است. در مواردی که مالک زمین و کشاورز یکی نبود ، کشاورز یا رعیت 30 درصد محصول را برای خود برداشته و 70 درصد بقیه را به ارباب ( مالک زمین ) می داد.

برداشت محصول در برگجهان همواره با دست و استفاده از داس و " دهره " انجام می شد. جو و گندم چیده شده پس از خشک شدن " کِر " شده و توسط " پشته " بر پشت به محل خرمنکوبی ( جِنگاه ) حمل می شد. چیدن و حمل و کوبیدن خرمن از سخت ترین کارهای برگجهان قلمداد می شد. زیرا این کار در زمان اوج گرما و فضای باز و زیر آفتاب و در جاهای معمولاً خشک و به صورت ممتد و خسته کننده انجام می شد و ماهیت کاه و به ویژه دیس ( زایده های تیغ مانند انتهای خوشه ها ) که به تن عرق کرده می چسبید ، یا به داخل حلق می رفت بسیار آزار دهنده و مزید برعلت بود.



برداشت محصول با داس

برای خرمن کوبی لازم بود زمین مسطح و هموار و سخت و خشک و وسیعی قبلاً تدارک دیده می شد. این زمین " جنگاه " نام داشت. برای احداث جنگاه لازم بود زمین نسبتاً وسیع و تختی که داخل آن کشت هم نمی شد یافت. زمین را پس از کندن علفها و بوته ها تخت کرده آب داده و هموار نموده و با بیل یا وسیله مشابه می کوبیدند تا سطح سفت و همواری ایجاد شود. پس از خشک شدن زمین جنگاه آماده بود. به دلیل آنکه تامین چنین زمینی به سادگی امکان پذیر نبود در چند نقطه از روستا این زمین احداث شده و هر سال از آن استفاده می شد. آقای مصطفی لبافی در باغداری هوایی به این مکانها اشاره کرده اند که معروفترین آنها که تا همین اواخر هم موجود بود جنگاه پشت زمین مرحوم حاج اباصلت در تنگه بود. جنگاه زمین اربابی در شیران کش کهو و جنگاه زمین مرحوم محمدعلی اثباتی در شیران پایین و جنگاه زمین وقفی در دشتاها از جمله موارد دیگر بود.



حمل محصول به صورت پشته

کرهای جو و گندم پس از حمل به جنگاه باز شده و توسط " لیپا " که چوبی مشابه دسته بیل بوده و انتهایش دو شاخه می شود در سطح جنگاه پخش می شد. خرمنکوبی مشابه شخم زنی با دو گاو انجام می شد. شرایط و ادوات مشابه ماله کشی بود با این تفاوت که بجای تخته ماله کش از " چپر " استفاده می شد. شرایط خرمنکوبی را جناب پیندیگ در بخش دوم مقاله نان و تاپاله لوژی! شرح داده اند.

پس از کوبیدن خرمن ساقه های گندم و جو ( شوش ) به کاه تبدیل شده و دانه ها از خوشه جدا می شدند. بخش بعدی کار جداسازی دانه ها از کاه بود. این کار در زمان وزش باد و در مکانی که باد می وزید انجام می شد. به این عمل " پاتی " کردن گفته می شد. بنابراین یکی از ویژگیهای مکان مناسب جنگاه جایی بود که باد خوبی بوزد. در شیران همیشه باد مناسب در بعد از ظهرها می وزید. کارگران مخلوط کاه و دانه ها را با " جون " به هوا پرتاب می کردند و اصطلاحاً پاتی می کردند. جون چوبی است مشابه دسته بیلی که در انتهایش 7 تا 8 رشته چوبی به ضخامت انگشت و طول 30 سانتی متر مثل چنگال و توسط رشته های چرمی بافته و متصل می شد. در اثر وزش باد کاه به نقطه ای دورتر برده شده و دانه ها همانجا سقوط می کرد و به این ترتیب دانه ها از کاه جدا می شد. در انتها با غربیل ( غربال ) کردن دانه ها از معدود کاه های باقیمانده نیز جدا می شد.

کاه ها در " کاهبُر " ( کیسه های بزرگ ساخته شده از توری مشابه تور دروازه فوتبال ) ریخته شده و با خر به انبار کاه منتقل می شد تا به مصرف خوراک دامها برسد یا در کاهگل به کار رود. دانه ها نیز در گووال ( جوال ) ریخته شده راهی صندوقها یا ایسی یو ( آسیاب ) می گردید.

آسیابهای برگجهان مدتها دو آسیاب آبی متعلق به مرحوم علی اصغر اثباتی بود که یکی در " جعفر صادق " و دیگری در " بنگاه کیله زیاد آباد " واقع بود. شرح بیشتر موضوع در مقاله سفر سنگ آمده است. شنیده ام که قبل از آنها آسیاب آبی که در شمال پل شاهان و توسط محمد خان دایر شده بود فعال بود. پس از برچیده شدن آسیابهای آبی ، کشاورزان گندم و جوها را برای تولید آرد به افجه می بردند. افراد متمول گندم لازم برای تولید تمام آرد مورد نیاز سالانه خود را یکمرتبه به آسیابان می سپردند و افراد فقیرتر آرد مورد نیاز خود را به مرور و در چند مرحله تامین می کردند.

مدتی نیز در این اواخر نخستین آسیاب برقی روستا توسط مرحوم شیخ محمد مجاوری در جنوب پل شاهان راه اندازی شد که توسط دیزل ژنراتور یا موتور برق کار می کرد. نخستین شبکه روشنایی الکتریکی ( لامپ ) روستا نیز در این کارگاه به کار افتاد و مدتی نیز یک رشته برای روشنایی مساجد و تکایا توسط این کارگاه کشیده شد. حتی تصمیم بر این بود که بخشی از روشنایی منازل روستا نیز در شب توسط این دیزل ژنراتور تامین شود و پایه های تیر برق نیز در " سرده " نصب شد ولی این پروژه متوقف ماند. طولی نکشید که بساط این آسیاب نیز برچیده شد.

 

نظر (5)
  • saman

    اولین آسیابی که با نیروی برق کار می کرد توسط مرحوم حسن مجاوری پسر مرحوم شیخ محمد مجاوری راه اندازی شد . اگر از حاجی ها هم حرف های منطقی را می پذیرید ، لطفاًً اصلاح بفرمایید .

  • محمود فیض آبادی

    سلام مهندس علیکبر جان
    این نقاشی ها کار خودتون هستش ؟

  • majid moghaddas

    سلام.
    آقا علي اكبر عزيز ممنونم.استفاده كرديم.
    واقعا اجداد ما چه بسيار زحمت كشيدند تا ما به اينجا رسيديم.
    سؤال آقا محمود سؤال من نيز هست.اين نقاشيها كار چه كسي بوده. خيلي زيبا هستند.مخصوصا 66/10/29.

  • Homa

    باسلام خدمت تمامی دوستان
    عالی بود متشکرم

    کار هر کس نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن

    مرد آنست که در گشا کش دهر سنگ زیرین آسیا باشد

    این دوبیت شعر به ما میفهماند که جقدر این دو کار سخت وطاقت فرسا بوده است. چون این دو کار یعنی خرمن کوبی وآسیا کردن گندم وآن هم با نیروی آب را هر روز می دیدیم قدر تک تک دانه های گندم را می دانستیم.

  • haghghag

    .... نخستین آسیاب برقی برگجهان توسط مرحوم حسن مجاوری فرزند شیخ محمد درجنوب پل...
    باتشکر از حاج آقا! سامان. لطفا سطر نخست پاراگراف آخر به شرح فوق اصلاح شود. راوی مطلب را درست بیان کرده بود. اشتباه توسط من اتفاق افتاده است. با عرض معذرت.
    اصل تصویر مرد بذر پاش و خارکش پیر متعلق به من نیست. متاسفانه نقاش اصلی آنها مشخص نیست. من از روی آنها مجددا نقاشی کرده ام. نقاش زن گندم چین خودم هستم که در آن اشتباه هم وجود دارد. یادم هست همان بیست سال پیش آقا مرتضی از من پرسید بچه چه جوری رفته توی چادر؟
    نقاشی های من عموما با خودکار سیاه است ونمونه دیگر آن را در مقاله پانارون قبلا دیده اید.


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند.
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید ، همچنین عضویت در سایت رایگان می باشد.
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...


 
 
 
 

کمک های مالی

کمک های مالی انجام شده به سایت


  • طایفه اثباتی : 45 %
  • طایفه مجاوری : 23 %
  • طایفه لبافی : 9 %
  • دوستداران برگ جهان : 23 %

دعوت از طایفه ها

از تمامی خانواده های اثباتی ، پلویی ، جان نثاری ، شاهانی ، طوسی ، علیمردانی ، کوشکستانی ، لبافی ، مجاوری و مقدس دعوت می شود نسبت به غنی تر ساختن بخش طایفه خود و ارسال مطلب و مقاله به سایت همکاری نمایند.