روستا برگ جهان، لواسان، لواسانات، طبیعت گردی، کوه نوردی

شما اینجا هستید: مقالات و مطالب کشاورزی پیوند


پیوند

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 49
ضعیفعالی 

موضوع این مقاله پیوند و انواع آن در باغداری است. در روستا پیوند به صورت پی بند تلفظ می شود. گفتنی نیست ولی سابقه مقاله نویسی من وخوانندگان آنها ایجاب می کند که همین جا ذکر کنم این مقاله اصلا علمی نیست! [1] چون من نه مهندس کشاورزی ام نه باغداری نمونه و نه ادعایی در این مورد دارم. حتما خوانندگان اشتباه های علمی مقاله را بر من خواهند بخشید. اما با اجاق و قیر و اسکنه و رخ زندگی کرده ام و ززه درست کرده ام. من بارها پیوند زده ام و لذت پیوند زدن را آنگاه که پیوند گرفته است و درخت رشد کرده است و به بار نشسته است به کمال چشیده ام.

من بعضی اصطلاحات را عمدی به گویش محلی نوشتم. خوانندگان در صورت نیاز به فرهنگ لغت مراجعه کنند. به طور قطع این مقاله موضوع مهمی برای اغلب خوانندگان نیست و خواندن این مطلب برای آنها خسته کننده است. به این افراد توصیه می کنم مطلب را پی گیری نکنند! با این وجود نوشتن این مقاله را لازم می دانستم چرا که ادای وظیفه ای است در برابر آنچه آقای مرتضی لبافی فرموده اند و موضوعی است که به نظرم می رسد خوب است همراه اصطلاحات محلی اش ثبت شود.

مقدمات

پیوند زدن در درختان، عملی است که سبب می شود درخت میوه ای، به درخت دیگر تبدیل شود. اما این کار شرایط و محدودیتهایی دارد که به آن می پردازیم. پیوند زنی جهت مرغوب کردن درخت میوه ای نامرغوب صورت می گیرد. اما مرغوب بودن یا نبودن میوه هم تعاریف خودش را دارد. اینجا هم موضوع نسبیت مطرح است : مرغوب بودن از چه زاویه ای وبرای چه کاری؟ برای روشن شدن موضوع انواع مرغوبیت ها را می توان به شرح زیر برشمرد:

  • بار زیاد درخت. یعنی درختی که میوه بیشتری در سال بدهد. اینجا کمیت مطرح است.
  • درشتی یا زیبایی محصول. اینجا مجلسی بودن میوه مطرح است. گاهی درشتی محصول می تواند نشان از کیفیت بهتر هم باشد.
  • دوام و ماندگاری بیشتر میوه. اینجا هدف سالم ماندن میوه از زمان برداشت، حمل تا مصرف وهمچنین دوام بیشتر در طول دوره نگهداری مطرح است.
  • کیفیت بهتر محصول که خود می تواند به مشخصات جزیی تری مثل طعم (شیرینی و ترشی و آبدار بودن و...) یا پوست مناسب (از نظر ضخامت یا قابلیت کندن پوست و...) یا وجود و عدم وجود هسته و درشتی آن و عوامل دیگر دسته بندی شود.
  • زمان رسیدن میوه. بسیار مهم است که میوه درخت چه زمانی می رسد یا چه زمانی امکان برداشت محصول وجود دارد. اصطلاحی که با باهاره، تابستنه، یا پاییزه مطرح می شود. مثلا گیلاس نوبرانه بسیار گرانتر از وقتی است که محصول گیلاس فراوان است یا برعکس میوه هایی که آخر فصل به دست می آیند گرانتر اند. گاهی به دلیل شرایط خاص برگجهان میوه های دیررس به عمل نمی آیند. مثلا بعضی از گونه های انگور یا انجیر پاییزه هیچگاه در برگجهان به مرز رسیدن نمی رسند و باید فقط از غوره آنها استفاده کرد.

موارد دیگری را هم به همین ترتیب می توان به عنوان مشخصه های مرغوبیت برشمرد. اما مشکل وقتی بروز می کند که این ویژگیها نمی توانند به طور همزمان در میوه ای وجود داشته باشد. مثلا نوعی گیلاس به نام گیلاس رسمی یا عسلی هست که بسیار شیرین وخوش طعم است، اما ریز و کم دوام است و امکان چیدن و فرستادن آن به میدان بار وجود ندارد. یا گیلاس صورتی ظاهر وطعم خوبی برای مربا دارد ولی اگرسریع به مصرف نرسد لکه لکه و سیاه و خراب می شود.

بنابراین سلیقه ها و مهمتر از آن بازار و مد روز، تعیین کننده مرغوبیت میوه خواهد بود. همان قانون عرضه و تقاضا. متاسفانه به دلیل زماندار بودن تطبیق باغداری با بازار، گاهی ضربه های جدی به باغداری روستا وارد می شود. مثلا زمانی که همه باغهای برگجهان درخت سیب بود، سیب به شدت ارزان شد و گیلاس مشتری زیادی داشت. تا باغداران فرصت کردند درختان سیب را با گیلاس جایگزین کنند ودرختان گیلاس به بار بنشیند کم کم گیلاس ارزان شد و به دلیل فرصت کم میان برداشت محصول تا زمان مصرف اختیار بازار به دست میدان میوه و تره بار افتاد و با نازل ترین قیمت ها بار گیلاس فروخته شد. حالا وضعیت برگشته است و سیب در روستا کم شده و روز به روز تقاضا برای آن بیشتر می شود.

و اما پیوند....

دانستیم که برای پیوند زدن دست کم دو چیز لازم است. اول درختی که می خواهیم مرغوبش کنیم که درخت پایه پیوند یا سکر (غیرپیوندی) می نامیم، دوم درختی که مرغوب است و پیوند (رخ یا ززه یا چشم پیوند) از آن گرفته می شود. شرط اساسی در این میان سازگاری این دو درخت با هم است. یعنی نمی شود هر درختی را به هر درختی پیوند زد.

درختان میوه متداول در برگجهان پنج گروه اند: یا تک هسته ای تخت هستند، مانند: انواع آلو و هلو و زردالو و بادام، یا تک هسته ای گرد هستند، مانند انواع گیلاس و آلبالو، یا چند هسته ای کوچک اند، مانند: انواع سیب و به و گلابی و همرو یا چند هسته ای بزرگ مانند ویلیک و کندس و زالزالک یا ریزدانه اند، مانند: انواع توت. پیوند یک درخت از هر گروه با درخت دیگری از همان گروه امکان پذیر است. مثلا انواع گیلاس را می توان به هم یا به آلبالو پیوند زد. انواع به و گلابی و سیب را می توان به هم پیوند زد. اما پیوند سیب روی آلبالو به نتیجه نمی رسد.

انواع درختان میوه و تنوع آنها را در برگ جهان، در فهرست زیر مشاهده کنید:

انواع سیب: سیبهای سکر یا غیر پیوندی شامل سیب ترشگ، سیب قندگ، سیب نرمگ و گلاب. و سیب های پیوندی شامل: سیبهای پاییزه (سیب سفید و سیب شمرنی و سیب لبلان سفید و سیب لبلان قرمز و سیب گلاب) و سیب باهاره وسیب تابستنه به تازگی سیبهای متنوع دیگری هم در روستا تکثیر شده است.

انواع به: پیوندی و غیرپیوندی

انواع گلابی: غیر پیوندی و همرو و پیوندی (شامیوه و پاییزه)

انواع آلبالو: آلبالو کوهگ، آلبالو تل، آلبالو معمولی

انواع گیلاس: گیلاس رسمی یا عسلی (قدیمی)، گیلاس قشقرگی، گیلاس صورتی، گیلاس پرتواری، گیلاس سیاه، گیلاس تک دنه

انواع آلو: آلوچه سبز، آلوچه سیاه، گوجه سبز، گوجه سیاه، آلو قدیمی، آلو لبلان (قطره طلا)، آلو لبلان قرمز، آلو سیاه، آلو بخارا، آلو پشمگ

انواع زردالو: زردالو معمولی، زردالو انگ، قیسی، زردالو قیسی، زردالوکوهگ(بادام کوهی)

انواع هلو: شفتالو، هلوی معمولی، هلوی هسته سوا، هلوی انجیری

انواع توت: توت بی دنه، توت هرات، توت سیاه، شاتوت، و انواع توت سکر

بجز پنج گروه اصلی فوق درختان دیگری هم هستند که موردی قابل پیوند به هم هستند. مثلا پیوند خرمالو روی انواع دیگر خرمالو یا فربندی امکان پذیر است که در برگجهان رایج نیست. علاوه برآن درختان دیگری مانند انواع گردو و انگور وجود دارند که پیوند آنها مرسوم نیست.

درختان غیر مثمر نیز به هم پیوند می شوند. پیوند آنها هم تابع شرایطی است. مثلا می توان به پیوند بید معلقی (مجنون) یا بیدمشک به بید معمولی یا نارون به اوجا (آزاد) و... اشاره کرد.

انواع پیوند

پیوند زدن را به چند شیوه انجام می دهند:

پیوند اسکنه: نام این پیوند از اسکنه که وسیله ای کلیدی در این نوع پیوند می باشد گرفته شده است. هرچند امروزه از وسایل دیگر مانند چاقو استفاده شده و کمتر اسکنه به کار می رود.

زمان مناسب برای این نوع پیوند صرفا بهارو بعد از بیدار شدن درخت از خواب زمستانی وقبل از باز شدن برگها یا گلها است. زمانی که اصطلاحا درخت ککه زده است. این زمان در اکثر سالها مصادف با روزهای تعطیل نوروز به ویژه سیزده به در است. گفتنی است زمان مناسب برای هر درخت به نوع آن درخت و مکان استقرار باغ بستگی دارد. چون زمان ککه کردن درخت هم به نوع درخت وهم به آفتابگیر یا سایه بودن باغ و دمای محیطی باغ بستگی دارد.

برای پیوند اسکنه ای ابزارها و مواد زیر لازم است:

ارّه ، قیچی باغبانی، اسکنه یا چاقو، وسیله کوبیدن اسکنه یا چاقو، قیر، روغن، وسیله گرم کردن قیر، چوب قیر زنی، درخت پایه (سکر) مناسب ، رخ پیوند مناسب.

قبل از همه برای پیوند زدن به فرد یا افراد ماهر و با تجربه نیاز داریم. بدیهی است فرد مربوطه ضمن آشنایی کامل به پیوند زنی باید درختان را خوب بشناسد. زیرا در زمان پیوند زنی درختان برگ ندارند وتشخیص نوع آنها از روی تنه و پوست وشاخه ها مشکل تر است. به ویژه برای درختی که رخ آن گرفته می شود، یعنی همان درخت مرغوب و هدف، باید صاحب باغ حضور داشته باشد یا فرد پیوند زن از باغ خود یا درختی که قبلا شناسایی اش کرده است برای گرفتن رخ استفاده کند. زیرا تشخیص بعضی از درختان هم نوع از هم مشکل و گاهی نشدنی است. مثلا تشخیص گیلاس سیاه مرغوب از نامرغوب یا سایر درختان گیلاس این طوری است. یا تشخیص توت بی دانه از هرات یا گلابی شامیوه از پاییزه، زمانی که درخت برگ ندارد، پیچیده است.

درخت پایه یا درختی که می خواهیم روی آن پیوند را بزنیم باید مناسب باشد. نخست آنکه درخت بنیه لازم برای پیوند زدن را داشته باشد. پیوند درخت تازه کاشته شده یا کم بنیه نه تنها نمی گیرد (یعنی خشک می شود) بلکه اغلب پس از پیوند زدن خود درخت هم خشک می شود. تنه یا بن درخت پایه نباید بیش از حد نازک یا قطور باشد. قطر مناسب بین قطر یک انگشت تا حداکثر دو انگشت است. پوست تنه درخت باید در محل پیوند تازه و سالم باشد. پوست خشکیده یا زخمی و گره دار مناسب نیست.

درخت پایه در محل پیوند که دو تا پنج سانتی متری زمین انتخاب می شود به طور کامل بریده و درخت قطع می شود. محل برش باید تا حد امکان افقی باشد. محل برش در قسمت سالم پوست تنه انتخاب می شود. باید دقت کرد هنگام ارّه کردن فشار زیاد به تنه درخت وارد نشود وپوست زخمی نشده یا از تنه درخت جدا نشود. پس باید دندانه های ارّه نرمتر و در عین حال تیز بوده و ارّه به آرامی کشیده شود. در زمان برش و طول زمان پیوند زنی باید دقت کرد تنه و محل برش به خاک یا اجسام خارجی مثل علف آلوده نشود. پس قبل از برش باید اطراف تنه را از کلوخ و علفها تمیز کرد.

در وسط تنه ی درخت پایه پس از برش، شکافی با اسکنه یا چاقوی مناسب ایجاد می شود. باید دقت شود عمق شکاف به اندازه ای باشد که رخ بتواند در آن جاسازی شود. عمق کم سبب جانشدن رخ و عمق زیاد سبب لق شدن رخ و نیز صدمه رساندن بیشتر به درخت پایه و مصرف زیاد قیر می شود.

متناسب با قطر درخت از رخ مناسب استفاده می شود. رخ قطعه ای است که قبلا از درخت مرغوب یا هدف (درخت پیوندی) بریده ایم. رخها از سرشاخه های یک ساله درخت هدف با قیچی باغبانی یا چاقوی تیز جدا می شوند. رخها نباید زیاد قطور یا نازک باشند. بسته به نوع درخت ضخامت رخها فرق می کند. رخهایی به ضخامت کمتر از مداد و ضخیم تر از جوالدوز مورد نیاز است. رخها پس از گرفتن از درخت مرغوب باید به طولهای مناسب تقسیم شوند. طول مناسب طولی است که دست کم سه یا چهار جوانه در آن باشد. این طول بین پنج تا ده سانتی متر می شود.

انتهای پایینی رخ (بخش نزدیکتر به ریشه درخت) باید برای جاسازی در شکاف درخت پایه آماده سازی شود. برای این کار با چاقوی تیزی انتهای رخ، مشابه نوک پیچ گوشتی بریده می شود. یکی از حساس ترین بخش عملیات پیوند زنی همین مرحله است. برش لبه رخ باید به دقت انجام شود که به پوست پهلوهای باقیمانده صدمه نرسد. همچنین نباید در اثر فشار چاقو بافت چوب رخ که ظریف هم هست صدمه ببیند. ضخامت قسمت تخت شده نباید خیلی نازک باشد، زیرا در حین جاسازی در شکاف می شکند یا ترک برمی دارد. اگر ضخامت زیاد باشد شکاف پیوند زیاده از حد باز مانده و اصطلاحاً هوامی کشد و احتمال گرفتن پیوند کم می شود. این ضخامت تابع قطر رخ و جنس چوب یا نوع درخت بین دو تا سه میلی متر است. طول قسمت تخت شده بین 7 تا 12 میلیمتر می باشد.

اگر قطر تنه درخت پایه کم باشد برای هر پیوند از یک رخ، و اگر زیاد باشد از دو رخ استفاده می شود. برای جاسازی رخ در شکاف با استفاده از نوک اسکنه یا چاقو شکاف را باز می کنند تا حدی که نوک قسمت تخت شده رخ در آن وارد شود. سپس با فشار دست و در نهایت با ضربه ملایم توسط قطعه چوبی مشابه الک یا دسته چاقو یا اسکنه به انتهای دیگر رخ آن را در محل استقرار خود تثبیت می کنند. محل قرار گیری رخ در شکاف هم از دقت زیادی باید برخوردار باشد. این محل به گونه ای انتخاب می شود که سطح بیرونی یا پهلوی رخ دقیقا روی سطح بیرونی محیط دایره تنه درخت پایه قرار گیرد. به نحوی که پوست رخ در امتداد و مماس با پوست درخت پایه قرار گیرد.

پس از قرار گیری رخ در شکاف درخت پایه باید تمام بخشهای بریده شده یا شکاف برداشته درخت پایه و رخ یا رخها با اندود قیر پوشش داده شوند تا به اصطلاح هوا نکشد. برای این کار باید قبلا قیر را آماده کرد. قیر به کار رفته از نوع قیر شل ساختمانی است. گاهی به مقدار بسیار کم قیر سفت هم می توان به مخلوط اضافه کرد تا در تابستان قیر در اثر تابش آفتاب ذوب نشود. از قیرهایی که به دفعات گرم وسرد شده نباید استفاده کرد. در غیر این صورت برای بیشتر کردن خاصیت نرمی یا انگمی قیر به آن کمی روغن جامد خوراکی اضافه می کنند.

قیر را در قوطی حلبی با دسته مناسب ریخته و روی شعله اجاق چوبی گرم می کنند تا تمام قیر به خوبی ذوب شود. باید دقت کرد که قیر آتش نگیرد چون روغن آن می سوزد. پس از ذوب شدن کامل قیر نمی توان آن را استفاده کرد. زیرا دمای قیر بالاست و پوست درخت را می سوزاند. باید قیر ذوب شده را گذاشت تا به اندازه کافی سرد شود. هرچه قیر سردتر باشد خطر سوختگی درخت کمتر می شود. اما اگر قیر بیش از اندازه سرد شود به چوب نمی چسبد و به خوبی خلل و فرج پیوند را پر نمی کند.

دمای قیر باید مناسب باشد وتمام خلل و فرج را پرکند. قیر نباید به جوانه های رخ بچسبد. هنگام قیر زدن باید دقت کرد که جوانه ها یا خود رخ نشکنند یا از جا خارج نشوند و پوست آنها یا پوست تنه کنده نشود. نوک رخها هم که محل برش است باید به دقت قیر زده شود. اگر قیر سفت باشد پوشش این نقطه ونیز بین دو رخ در پایه ای که دو رخ در آن جاسازی شده مشکل خواهد بود. قیر زنی با تکه چوبی ضخیمتر از خود کار وبه طول 20 تا 25 سانتی متر که چوب قیر زنی گفته می شود و 5 تا 10 سانت انتهای آن با پارچه دورپیچ شده است، زده می شود. قطر محل پارچه پیچ شده نباید زیاد باشد تا امکان قیر زدن به گوشه ها به ویژه بین دو رخ امکان پذیر باشد. قطر نهایی پارچه پیچ شده حدود 2 سانتی متر مناسب است.

پس از پایان پیوند زدن، چوبی به نام چوب پیوند پای پیوند کوبیده می شود. این چوب ابتدا نقش نشانه محل پیوند را ایفا می کند تا پیوند در زمان رفت و آمد دیده شده و پای عابران به آن نخورد. زیرا با کمترین برخوردی پیوند می شکند. به ویژه پس از سپری شدن یک ماه علفها رشد کرده و به هیچ وجه پیوند در بین علفها دیده نمی شود. و سپس اگر چوبهای مناسبی انتخاب و کوبیده شوند پیوندها را می توان در تابستان به آن بست. زیرا پیوند در سال های نخست به سرعت رشد می کند، در حالی که تنه نازکی دارد و ممکن است در اثر گیر کردن به بدن عابران یا در اثر وزش باد یا هر دلیل دیگری بشکند یا کج رشد کند.

پیوند زدن می تواند توسط یک نفر انجام شود. اما به دلیل نیاز سرعت زیاد و بعضا انجام عملیات موازی پیوند زدن توسط یک نفر کار را سخت کرده و کارایی را به شدت کاهش می دهد. مثلا همزمان با پیوند زنی باید قیر داغ و آماده شود تا فاصله زمانی بریدن درخت تا قیر زنی حداقل گردد. زیرا در این مدت درخت از محل برش هوا می کشد یا رخها تازگی خود را از دست می دهند. ضمن آنکه فرد ماهر را به انجام کارهای ساده مثل روشن کردن اجاق مشغول می کند. بهترین تیم تیم سه نفره است. در تیم سه نفره یک نفر که ماهرترین فرد تیم است، پیوند می زند، نفردوم (آماتور) قیر داغ کرده و به پیوند می زند و نفر سوم (نوآموز) چوب اجاق را فراهم کرده و درختان بریده شده را از سطح باغ جمع آوری کرده و چوب پیوند را آماده سازی کرده و می کوبد. دو نفر دیگر نسبت به فرد پیوند زن وقت بیشتری دارند وبرای آموزش دیدن هم که شده به پیوند زن گاهی کمک می کنند. برایش وسایلش را حمل می کنند و گاه رخ می گیرند یا تنه درخت پایه را می برند.

دست آخر باید مراقبت کرد همه درختانی که باید پیوند می شد پیوند شده باشند. همه درختانی که برای پیوند بریده شده اند پیوند شده باشند. همه درختانی که پیوند شده اند قیر زنی شده باشند، همه جایی که باید قیرزنی می شد به ویژه نوک رخها قیر زده شده باشند و بالاخره همه درختانی که پیوند شده اند چوب پای آنها کوبیده شده باشد. ابزارها هم جایی جا نمانده باشند.

در بهار و تابستان سال بعد و در تمام مدت رشد درخت پیوندی، باید از رشد جوانه های غیر پیوندی که از زیر محل پیوند شده ایجاد می شوند جلوگیری کرد. این جوانه ها را که حرومی پیوند نام دارند باید برید. پس از آنکه پیوند کمی رشد کرد یا به اصطلاح رخ زد با بندی مناسب آنرا به چوب پیوند می بندند.

پیوندها نسبت به درختان دیگر به مراقبت و آبیاری بیشتری نیاز دارند. بنابراین باغ واجد پیوند را در بهار زودتر از باغهای دیگر آبیاری می کنند یا با سطل آب می دهند و زودتر علفش را می چینند و از تردد دامها درون باغ ممانعت به عمل می آورند.

ززه پیوند

نام این پیوند از شکل پوستی گرفته شده است که از درخت مرغوب یا هدف (پیوندی) جدا می شود. این پوست (ززه) به صورت لوله یا نی و قلفتی از سرشاخه درخت جدا می شود. در گذشته های نه چندان دور کودکان و نوجوانان با جدا کردن پوست به این شیوه از درختانی مثل بید و تبریزی نوعی ساز دهنی بادی درست می کردند که ززه نام داشت.

ززه پیوند در طول تابستان زده می شود. نکته کلیدی برای زمان مناسب این پیوند این است که بتوان از درخت، ززه گرفت. یعنی زمانی که پوست درخت خوب کنده می شود. این زمانی است که شیره پوست زیاد و درجریان باشد. به این ترتیب معمولا اوایل تابستان و اواخر آن که بهترین زمانهای رشد درخت است و به اصطلاح درخت رخ می زند، برای این کار مناسب می باشد.

برای این نوع پیوند هم باید یک درخت پایه و یک درخت مرغوب و چند ابزار داشت. ابزار شامل قیچی باغبانی و چاقویی تیز است. تیغ موکت بری امروزه جایگزین مناسبی برای ززه گدفتن است. عملیات این پیوند بسیار ساده تر از پیوند اسکنه است. به ویژه مراحل طولانی ومتعدد آن را ندارد. در این فصل به دلیل برگدار بودن درختان شناسایی آنها هم ساده تر است.

ابتدا مانند پیوند اسکنه با استفاده از قیچی باغبانی از درخت هدف رخ تهیه می شود. یعنی سرشاخه های یک ساله ای که در بهار همان سال رشد یافته اند و قطر مناسبی در حد قطر نی نوشابه پیدا کرده است، می برند. سپس بلافاصله یا با فاصله زمانی مناسب که صدمه به رخ نمی رسد، پیوند زده می شود. چون فصل پیوند تابستان و گرم است ودرخت هم زنده است، سرعت در پیوند زنی و به ویژه کوتاه بودن زمان بریدن رخ از درخت هدف تا پایان پیوند مهم است.

در این پیوند باید طولی در حدود یک سانتی متر از پوست درخت هدف به صورت لوله ای (ززه) از چوب آن جدا شده و این لوله روی چوبی از درخت پایه و به همان ضخامت درخت هدف جاسازی شود. برای این کار مراحل زیر انجام می شود:

رخ درخت هدف را با رخ درخت پایه مقایسه می کنیم. رخ ها از پایین به طرف نوک شاخه قطرشان کم می شود. با استفاده از قطرهای متغیر در رخ هدف و پایه لازم است بخشهایی که حدس زده می شود قطرشان در هر دو رخ یکی است انتخاب شوند. از بخش انتخاب شده در رخ هدف ززه تهیه می شود. در هر ززه ای که تهیه می شود حتما باید یک جوانه (ککه) وجود داشته باشد. چون همین جوانه است که بعدا رشد کرده و درخت هدف را تولید می کند. هرجا که برگ هست چسبیده به دمبرگ حتما یک جوانه وجود دارد. پس در هر ززه یک برگ هست که قبل از گرفتن ززه می توان به آرامی برگ را از دم چید.

با قیچی باغبانی رخ هدف را از محلی بالای قسمت انتخاب شده و در فاصله یک تا دو سانتی متری برگ یا جوانه مورد اشاره قطع می کنیم. سپس از نیم سانتی بالا و پایین برگ با چاقویی تیز و در جهت عمود بر امتداد ساقه رخ شیاری دورتا دور پوست ایجاد می کنیم. به نحوی که طول بخش تعیین شده یک سانت می شود. ابتدا پوست میان شیار آخری تا نوک رخ که قبلا با قیچی قطع شده بود را می کنند تا راه برای بیرون آوردن ززه اصلی باز شود. چون رخ به سمت نوک شاخه باریک می شود باید ززه را از سمت نوک بیرون کشید.

سپس با آرامی و توسط دو انگشت شست و اشاره و با اعمال فشاری دورانی روی پوستی که دو طرفش را با چاقو بریده ایم پوست را از چوب زیر آن جدا می کنیم. جدا شدن خوب و سالم و راحت این پوست از چوب چند شرط دارد. نخست زمان مناسب از نظر فصل که پیش از این بیان شد. یعنی زمانی که پوست درخت تازه و پرشیره است. دوم مهارت فرد. سوم بریده شدن کامل پوست در محل شیارها. سوم بریده نشدن چوب در محل شیارها. چهارم مقاومت کافی چوب رخ. پنجم صاف و یکنواخت بودن رخ در محل ززه و...

باید دقت کرد که در زمان ززه گرفتن به جوانه صدمه نرسد. این جوانه درست در جایی است که باید با دو انگشت روی رخ فشار دورانی وارد کرد. چنانچه جوانه صدمه ای ببیند کار به نتیجه نمی رسد. همچنین نباید ززه شکاف یا ترکی بردارد.

درخت پایه هم باید برای پیوند آماده شود. نوک رخ درخت پایه با قیچی بریده می شود. سپس پوست رخ از پهلوها مثل حالتی که پوست موز کنده می شود باز می گردد. پوستهای باز شده را بدون آنکه قطع کنیم تا جایی که قطر چوب رخ هم اندازه ی داخل ززه شود باز می کنیم. سپس به آرامی و بدون اینکه نوک چوب درخت پایه به ززه صدمه بزند آنرا داخل ززه می کنیم. باید ززه را از ته یا قسمت قطورترش وارد کرد تا سروته قرار نگیرد. ززه را به آرامی به سمت پایین هدایت می کنیم تا کاملا فیت شود. شیره درخت پایه کمک می کند که ززه به راحتی روی چوب حرکت کند. ته یا بن ززه باید به خوبی به پوستهای باز شده از درخت پایه بچسبد. اکنون پیوند زنی خاتمه یافته است.

هرگونه صدمه به جوانه و شکاف در ززه که در طول عملیات ایجاد شود کار را بی نتیجه می کند. به ویژه در زمان ززه گیری یا فیت کردن آن به چوب پایه امکان ایجاد شکاف در ززه هست. اگر ززه خوب فیت نشود، درخت از فضای خالی موجود هوا می کشد و پیوند خشک می شود یا اصطلاحا نمی گیرد.

پس از پیوند، شاخه های دیگر درخت با قیچی زده می شود تا امکان تغذیه رسانی بیشتر به محل پیوند ورشد سریعتر آن فراهم گردد. در بهار سال بعد و چنانچه پیوند خشک نشده واصطلاحا گرفته باشد باید تمام سرشاخه های درخت پایه بجز پیوند را برید تا در رشد درخت پیوندی تسریع شود.

این نوع پیوند مزایا و معایبی نسبت به پیوند اسکنه دارد. پیوند ززه ای در تابستان و مدت زمان بیشتری قابل اجراست و مواد اولیه مانند قیر وابزار خاصی نیاز ندارد. پیوند ززه ای محدودیت سنی برای درخت ندارد. یعنی از درخت یک ساله تا مسن ترین درختان را می شود به این شیوه پیوند زد. تنها شرط این پیوند وجود رخ یا سرشاخه جدید به قطر وطول مناسب در درخت پایه و امکان گرفتن ززه از درخت مرغوب است.

پیوند ززه ای کمتر می شکند و درخت هدف با درخت پایه به خوبی متصل شده و به اصطلاح جوش می خورد. پیوند ززه ای پس از پیوند به مراقبت ویژه نیاز ندارد. رشد پیوند اسکنه بیشتر است ولی درخت پایه از بن بریده می شود. در عوض رشد پیوند ززه ای کمتر است ولی چون درخت از بن بریده نمی شود در مجموع تفاوت زیادی بین دو روش ایجاد نمی شود. تنها تفاوت در این است که معمولا درخت اسکنه ای از صلابت و شکل منظم تری نسبت به درخت ززه ای برخوردار می باشد.

پیوند شکمی

این پیوند شباهت زیادی با پیوند ززه ای دارد و از نظرهای مختلفی مزایایش از این نوع پیوند هم بیشتر است. به دلیل آنکه در بدنه یا شکم تنه درخت پایه زده می شود پیوند شکمی گفته می شود. این پیوند هم در تابستان زده می شود.

برای پیوند شکمی همان ابزار ززه پیوند مورد استفاده است. علاوه بر آن به موادی برای بستن پیوند هم که عمدتا باریکه یا نوارهایی از پلاستیک یا مشمع است، نیاز دارد.

این پیوند زنی بسیار ساده است و به مراتب از پیوند اسکنه و ززه ای ساده تر است. برای این پیوند ابتدا تکه ای از پوست درخت هدف (چشم پیوند) به صورت لوزی که در مرکز آن یک جوانه وجود دارد جدا می شود. ابتدا با نوک چاقوی تیز یا تیغ موکت بری شیاری به شکل لوزی پیرامون یک جوانه سالم از درخت هدف ایجاد می کنیم. شیار باید پوست را به طور کامل ببرد. سپس با نوک چاقو یا ناخن به آرامی پوست لوزی شکل را از تنه یا چوب شاخه جدا می کنیم. این پوست لوزی یا چشم پیوند نقش همان ززه را در ززه پیوند دارد. برای راحت تر جدا شدن پوست، جوانه انتخابی از محل سالم و یکنواخت و جوانتر درخت پایه انتخاب می شود.

روی تنه یا شاخه درخت پایه، باز در محل سالم و جوان وبدون جوانه و شاخه فرعی و مناسب برای پیوند دو شیار عمود برهم با نوک چاقو به صورت علامت تی لاتین یا علامت جمع (به اضافه) ایجاد می کنیم. سپس با باز کردن پوست گوشه های شیار و قرار دادن چشم پیوند در این قسمت های باز شده آنرا با فشار آرام به زیر پوست درخت پایه هدایت می کنیم. بدیهی است برخلاف ززه پیوند این پوست به خوبی فیت نمی شود و به چوب درخت پایه نمی چسبد. به این ترتیب لازم است برای فیت کردن پوست به تنه و ممانعت از هواکشیدن وخشک شدن پیوند، آنرا با نوارهای پلاستیک یا نخی بست.

برای این کار نوارها را به آرامی دور تنه درخت پایه و در محل پیوند می پیچند به نحوی که جوانه کاملا آزاد باشد، ولی اطراف آن و به ویژه گوشه های چشم پیوند بخوبی به چوب تنه بچسبد و تمام بخشهای بریده شده پوست ها زیر پوشش قرار گیرد. پیوند زنی در این مرحله تمام می شود. برای تمرکز رشد درخت در قسمت پیوند لازم است سرشاخه های اضافه درخت بریده شود.

پس از گرفتن پیوند به ویژه در بهار سال بعد تمام شاخه های درخت بجز شاخه نورسته پیوند باید بریده شود. در طول رشد درخت باید همواره از رشد شاخه های دیگر که حرومی پیوند نامیده می شود جلوگیری کرد تا رشد پیوند تسریع گردد.

سایر ویژگی ها یا مزایا ومعایب این نوع پیوند نسبت به پیوند اسکنه مانند ززه پیوند است. تولید انبوه نهال درختان پیوندی مانند پیوند گیلاس روی آلبالو تلخ امروزه با این شیوه انجام می شود.

پیوند زنان ماهر

افرادی در روستا که در امر پیوندزنی مهارت داشته یا دارند زیادند. من اطلاع دارم آقای عباس لبافی و مرحوم طهماسب پلویی جزو آنها هستند. مهارت را می توان در سرعت یا تعداد پیوند روزانه و همچنین تعداد پیوندهایی دانست که پس از زدن می گیرند و خشک نمی شوند.

ابتکار در پیوند زنی

گاهی افراد روستا ابتکارهایی در پیوند به خرج داده اند. شاید شبیه کاری که در علم ژنتیک و اصلاح بذر می شود. افرادی مثل حاج حسینقلی پلویی روی یک درخت پایه (مثل توت یا آلوچه یا سیب) انواع توت یا آلو و سیب را به عمل آورده اند. به نحوی که به طور مثال یک شاخه درخت هلو انجیری و شاخه دیگر شلیل و شاخه دیگر گوجه و شاخه دیگر آلو بار داده اند. به تجربه دیده شده است این درختان عمرشان کمتر از درختان با پیوند واحد بوده است. افرادی مثل آقای رجب لبافی توانسته اند به طور اتفاقی با پیوند هلو روی آلو به میوه جدیدی برسند که ظاهر و طعم هلو داشته ولی هسته اش مشابه هسته آلو باشد. متاسفانه پس از نخستین سالی که این درخت به بار نشست خشک شد.

پیوندهای خاص

افرادی ممکن است به تجربه یا مشاهده کار دیگران، سبکهای جدیدی در پیوند زنی به کار بسته باشند. سال گذشته دیدم آقای محسن پلویی در پیوند اسکنه بجای قیر از گل رس که کمی با روغن ترکیب شده است استفاده کرده و روی گل رس را با نایلون نازک مثل کیسه فریزر می بندد. از چسب پیوند فقط برای پوشش نوک رخها استفاده می نماید. این شیوه پیوندزنی مشکلات کار با قیر را که پیش از این بیان شد ندارد.


[1] یادم هست زمانی که درس پیوند را دوره راهنمایی می خواندیم از معلم حرفه و فن پرسیدم: آقا میشه بجای چسب پیوند از قیر استفاده کرد؟ کمی خندید و گفت: نه. قیر ماده نفتی است و درخت را خشک می کند! توی دلم من هم به او خندیدم.

FacebookTwitter
نظر (18)
  • مهدی لبافی

    سلام عمو
    واقعا خسته نباشی. متن کامل و جالبی بود. خود من حداقل در تئوری پیوند زدن را یاد گرفتم. داشتم به این فکر می کردم که با اینکه پدرم و عموهای من همگی به پیوند زدن های موفق مشهورند، اما فرزندان آنها که حداقل دو جین هستیم از این بابت هنری نداریم.
    انگیزه ای شد تا امسال نمونه عملی را هم یاد بگیرم.
    راستی آن درخت و میوه ناشناخته واقعا حیف شد. خیلی عجیب بود.

  • عروس دایی

    نوشته بسيار مفيد و جالبي بود. همشهري عزيز و پركارمان آقاي مهندس لبافي مثل هميشه در مورد موضوعي مطلب نوشته اند كه ظرح ان بسيار لازم و ضروري بود.
    با خواندن اين مطلب فهم دشواريها و زحمت پيوندزدن بيشتر قابل درك مي شود. حالا ميفهمم كه نگراني پدربزرگها از وارد شدن غريبه ها به باغشان از روي تنگنظري نبوده است. بلكه بخاطر نگراني از شكستن پيوندها توسط شهريها بوده كه از زحمت پيوندزدن اصلا اطلاعي نداشته اند.
    بازهم تشكر بخاطر مطالب پربارتان

  • arash yegane

    دست شما درد نكند آقاي لبافي. كاش ميشد در برگجهان يك نفر پيوندزدن را به ما آموزش ميداد. چون فكر نميكنم كسي از نسل جديد بلد باشد. :afro:

  • morteza labbafi

    مهندس عزیز!
    می‏دانم و می‏دانی که نوشتن این مطلب پاسخ به ضرورتی بوده تردیدناپذیر. و چه بسیار پرمایه و کامل و بجا. و مگر نه‏این‏که هویت اصلی روستای ما در حوزه‏ی کشاورزی، همین "باغ‏داری" و علوم و فنون وابسته به آن است؟ پس عاقبت یک‏نفر "باید" وارد این موضوع می‏شد و چه کسی بهتر از خودت؟ مخاطب کم‏وبیش نیز چندان اهمیتی ندارد که بسیاری از مدخل‏ها در کتب مرجع، سال‏ها هیچ مراجعه‏کننده‏یی ندارد.
    بگذریم از این‏که "پیوند"هایی تا بدان‏مایه ظریف و کوچک و نورُسته که توصیف‏شان کرده‏ای، که با رنج و شکنج و عشقی آمیخته با خون‏دل و عرق‏جبین به رشد و رویش نشسته؛ دربرابر سیل سهمگین و توفان ویران‏گر "ویلاسازی"، تاب ایستادن ندارد. بازوان ما تکیه‏گاه این "نیلوفران" خواهد بود؟
    و بگویم که مطلبت برای من خاطره‏ی یکی از آغازین روزهای فروردین 52 را زنده کرد. روزی سرد اما آفتابی که "باباحاجی" برای پیوندزدن به "تنگه‏مرغ" می‏رفت و من هم مطابق معمول آن‏قدر سماجت کردم تا رضایت به همراهی داد. چند "لاشه‏چوب" خشک را با نواری از پارچه‏ی مندرس بست و به‏دست من داد و خودش در دستی سطلی از قیر و در دستی دیگر قیچی و اره و ابزارهای دیگر. به باغ که رسیدیم زمین هنوز سرتاسر پوشیده از برف، اما پای هر درخت به دایره‏یی با شعاع نیم‏متر آب‏شده و زمین ِ خیس ِ قهوه‏یی‏رنگ را می‏دیدی که از آن بخار برمی‏خاست. آتشی روشن با چوب‏های خشک و سطل قیر در کنار آن و "باباحاجی" جَلد و چابک مشغول پیوندزدن. و من غافل از شکوه شعله و گرمای "پیوند"، به غفلت و بازی، مسحور گرما و شعله‏ی آتش.
    القصه پس از بازگشت به ده، نقطه‏یی از دست و لباسم نبود که بر آن لکه‏قیری نچسبیده باشد ونتیجه؟ فوران خشم آمیخته با مِهر مادر که سرزنش‏کنان با مشقت دست و لباسم را با نفت می‏شست.
    مهندس جان!
    پروراندن این موضوع مرا به جاهای دیگر نیز برد. دریغم می‏آید از گشایش دریچه‏یی نگویم که مطلبت ذهن بازیگوش و ولنگارم را به دنیای مرموز و بی‏کران «فلسفه.انسان.تاریخ» کشاند. "پیوندزدن" فرآیندی نیست که تکوین و ایجاد و کشف و اختراعش درپی تصادف محض صورت گرفته باشد. در دوران نوجوانی، وقتی این سؤال در ذهنم شکل گرفت که انسان چگونه توانسته برای اولین‏بار "شیر" را به "ماست" تبدیل کند؛ مرحوم "مادرجان" این‏گونه معما را حل کرد که خوراکی‏های ترش‏مزه‏یی چون "آلوچه" نیز می‏تواند به‏عنوان "مایه‏ی ماست" بکار رود. پس مایه‏بندی اولین "ماست" در تاریخ، می‏تواند محصول تصادف صرف باشد. هم‏چنین کشف "چای" که یکی از متداول‏ترین آشامیدنی‏هاست و ایضاً "کشف "پنی‏سیلین" که بسیار مشهور است. "پیوندزدن" اما هرگز نمی‏تواند "تصادفی" صورت گرفته باشد. قطعاً و قطعاً محصول رابطه‏ی پیچیده و بغرنج و درهم‏آمیخته‏ی "ذهن" و "عین"، محصول رابطه‏ی "تفکر" و "ماده"، و به‏عبارتی "سنتز"ی برآمده از تضاد "انسان" و "طبیعت" بوده است.
    چه خلاقیت شگفت‏انگیز و رازآمیزی!! کدام "نبوغ" شکفته، اولین پیوند گیاه روی گیاه را در "زمین" رقم زده است؟

  • Homa

    با سلام
    مقاله خیلی اموزنده و مفیدی بود
    انشالله بتوانیم همیشه درختان زیبا و با طراوات داشته باشیم
    خسته نباشید

  • amir arsin  - باسلام

    سلام استاد
    از دیدن چنین صفحه هایی در اینترنت بسیار خوشحال می شوم و امیدوار می شوم که هنوز انسانهای خوب که طبیعت را دوست داشته باشند زیاد هستند
    من سوالی دارم از خدمتتون چند درخت بید مجنون گرفتم که دو عدد از انها برگهایی صاف دارند و برگ و شاخه های ان مستقیم به بالا می رود و مانند معمول به پایین متمایل نیست من باید انها را پیوند بزنم؟ اگر اینطور است پیوند بید مجنون از چه نوع پیوندیی بهتر به حاصل میشینه ممنون میشم راهنماییم کنید بسیار تشکر از مطالب با ارزشتون

    :afro:

  • amir arsin  - ای بابا

    یک ماه گذشت هیچکس جواب قبلی ما رو نداد! :cr:

  • علی اکبر لبافی

    درخت بید انواع مختلفی دارد. احتمالا آنچه به شما فروخته اند بید مجنون نیست. ساده ترین نوع تکثیر انواع درخت بید تکثیر از نوع قلمه رنی است. یعنی در اوایل بهار یا اواخر زمستان(بسته به دمای هوای محل) یعنی زمانی که درخت نزدیک به بیدار شدن است شاخه ای ازدرخت مورد نظر (به قطر 2 تا چعر سانت و طول 40 سانت تا یک متر را در خاک مناسب فرو کرده و آبیاری می کنند تا ریشه بزند.
    اما جنابعالی که می خواهید پیوند بزنید بهترین نوع پیوند بید ، پیوند لوله ای(ززه) یا شکمی است که در اواسط بهار در تهران یا اوایل تابستان در لواسان می توان زد. اگر تعداد شاخه های یک ساله درخت زیاد است پیوند لوله ای به کار ببرید و اگر تعداد شاخه یک ساله کم است یا اغلب شاخه ها قطور شده اند از پیوند شکمی استفاده کنید.

  • علی اکبر لبافی

    علط نامه:
    قلمه زنی، دو تا چهار سانت

  • amir arsin  - این فیلم آموزش پیوند را نگاه کنید

    http://www.aparat.com/video/video/one/videohash/qWTHh/setdata/xml :afro:

  • علی اکبر لبافی

    هشدار
    با توجه به اتفاق خاص امسال که کم نظیر بود (زمستان هم بهار بود!)، فصل پیوند زدن در برگجون همین حالاست. دیر بجنبید دیر می شود. گفته باشم.

  • Homa

    با سلام
    آیا می توانیم تا اخر هفته پیوند بزنیم؟ ( هفته دوم خرداد)
    بر روی در خت آلبالوی معمولی می توانیم گیلاس صورتی پیوند بزنیم . قطر درخت آلبالو تقریبا چقدر باید باشد .
    و یا بر روی زرد الو و یا قیسی می توانیم سیب پیوند بزنیم .
    با تشکر فراوان
    امیدوارم همیشه روستای ما سبز باشد

  • علی اکبر لبافی

    با سلام
    الان موقع هیچ پیوندی نیست. حدود 20 روز دیگر می توان پیوند شکمی و ززه ای(لوله ای) زد. گیلاس صورتی را روی آلبالو می توان پیوند زد. هم پیوند شکمی و هم لوله ای که در متن آمده است.
    روی زردالو نمی شود پیوند سیب زد. در برگجون پیشنهاد می کنم روی زردالو پیوند قیسی یا گوجه سیاه بزنید. هردو میوه خوبی هستند. به ویژه گوجه سیاه که خشکه اش را در طول سال می توان هم مستقیما خورد یا در غذا و کوفته مصرف کرد.
    اگر سیب لازم دارید بهتر است روی سیب غیرپیوندی پیوند بزنید. در برگجون بهترین سیب همان سیب لبنانی های قدیمی است. ماندگاری زیادتری نسبت به لبنان قرمز دارد. درخت سیب غیرپیوندی به وفور در پای سیبهای دیگر می روید و آنها را که اصطلاحا پاجوش می گویند باید ترجیحا در پاییز یا در بهار قبل از باز شدن برگ رخت جابجا کرد.

  • داود

    اگر کسی اطلاعات داره٬ میشه مطلبی راجع به درخت گیلاس و آفت هاش و روش درمان این آفت ها بنویسید؟ میدونم که میشه با گوگل همه چیز رو پیدا کرد٬ میخام به روش برگجونی درخت بیمار رو درمان کنم. :)

  • علی اکبر لبافی

    داود خان (احتمالا ملک محمود؟)
    با عرض سلام و ارادت. تصور می کنم جناب عالی در خارج از ایران هستید. در همین ایران هم هر منطقه آفت خودش را دارد تا چه رسد به اون ور آب. همین هم هست که برای جابجایی درختان و بذرها بین کشورها در مرز آنها را بعد از مراحل قرنطینه اجازه ورود می دهند. مثلا در همین برگجهان که کرم تنه درختان وجود داشت و دارد اما این کرمها سبب خشک شدن درختانی مثل گردو نمی شد. ولی من بسیار شنیده بودم در اطراف کرج کرم تنه سبب خشک شدن درخت گردو می شود. متاسفانه چند سالی است که من در برگجهان نمونه این آفت را تجربه کرده ام و احتمال می دهم همراه درختانی که از کرج یا جای دیگری به برگجهان آورده شده به برگجهان راه یافته است .
    درختان آفتهای مختلفی دارند. آفتهایی که مانند شته و کنه روی برگ و میوه و تنه درخت هستند و دیده می شوند. در برگجهان شته آفت گیلاس نبود. دو سه سالی است که در باغهای با شته فراوان به ندرت روی گیلاسها هم شته دیده می شود ولی آفت جدی محسوب نمی شود. این آفت با سمهای متعارف دفع آفات نباتی که اغلب هم مربوط به شته است به راحتی از بین می رود. در فصل بهار و گاهی اواخر تابستان که درخت درحال رشد است و اصطلاحا رخ می زند روی برگهای جوان به رنگهای مختلف سبز یا سیاه و خاکستری دیده می شوند. مقدار لازم سم را مطابق دستورالعمل روی قوطی آن با آب ترکیب کرده با تلمبه مشابه آب پاش روی درخت بپاشید.
    کرم میوه نوع دیگر و شایعترین آفتهاست. در برگجهان تا حدود 15 سال قبل این آفت برای گیلاس وجود نداشت. اما آفت جدی گیلاسهای برگجون امروزه این دسته از آفتهاست. برای مبارزه با این آفت باید در زمان روزهای پایانی شکوفه گیلاس که اصطلاحا میوه در حال تشکیل سنجاقک است درخت را با سموم متعارف مثل بالا سمپاشی کرد. سم مرغوب کلید موفقیت این مبارزه است. معمولا در برگجهان یک بار هم وقتی دانه گیلاس خوب شکل گرفت ولی هنوز سبز و کال است و یک بار هم 15 تا 10 روز قبل از گیلاس چینی سمپاشی را تکرار می کنند.
    دسته دیگر آفتها در تنه درخت هستند که به انواع کرم تنه معروفند. خوشبختانه این آفت در درخت گیلاس کم است. شاید دلیل آن وجود صمغ گیلاس (انگم) است که به دلیل چسبناک بودن و پرکردن منافذ تنه فرصت پیشروی را به کرم نمی دهد. نوعی کرم را که در تنه درخت هست و مستقیم حرکت می کند، باید با وارد کردن سیم منعطف و نازک به داخل سوراخ(که عموما رو به بالاست) کشت. در برگجهان از ترکه نازک درختان مانند اوجا استفاده می شود. کرم دیگر که در شاخه های نازک و به صورت دورانی حرکت می کند قابل شناسایی و رد یابی نیست و فقط زمانی متوجه حضورش می شوید که شاخه از محل کرم زدگی می شکند یا برگهایش پژمرده یا خشک می شود. شاخه را از درخت جدا کنید و چنانچه کرم را روی هریک از قطعات جداشده مشاهده کردید بکشید! اغلب سمپاشی مرتب سالانه درختان و تقویت درخت با آب و کود مناسب و هرس کردن شاخه ها سبب کاهش این نوع آفت و بلکه کل انواع آفتها یا کاهش اثرات منفی آنها روی درختان می شود.
    دسته چهارم آفتهای مربوط به خاک و ریشه است که علاوه بر غیر قابل رویت بودن مبارزه با آنها هم سخت تراست و نیازمند متخصصین ذیربط است. در برگجهان نوعی کرم به رنگ قهوه ای روشن تا سفید به قطر انگشت و طول دوسه بند انگشت و یا کوچکتر هست که ریشه درختان را می خورد و درخت را خشک می کند. در برگجهان با آب انداختن زمین در روزهای یخبندان سعی به کشتن این کرمها می کردند. سموم خاصی هم وجود دارند که باید در شرایط خاص و دستورهای ویژه به کار برد. این کرم با برگردان یا شخم زمین دیده می شود و در عمق 15 تا 30 زمین وجود دارد.
    نوع خاک مثل وجود گچ و آهک و ماسه و رس در آن و نیز نوع آب و هوای منطقه تاثیرات متفاوتی بر انواع درختان و شکوفه دهی و باروری آنها دارد. مثلا گیلاس در برگجهان خوب رشد می کند و بار می دهد ولی در تهران یا شمال کشور اینطور نیست.
    این بود انشای خلاصه من در مورد آفتهای گیلاس!!!

  • داود

    جناب لبافی سلام٬

    بله٬ درست حدس زدید. من داود ملک محمود هستم و در شهر تورنتو کانادا زندگی می کنم.

    اولا خیلی ممنون از پاسخ جامعی که دادید و از وقتی که صرف پاسخگویی کردید.

    اینطور که پیداست٬ شما خبره ی این کار هستید بنابراین من جزئیات بیشتری خدمتتان عرض می کنم شاید بتوان راه حلی برای این آفت پیدا کرد.

    من در حیاط منزلم دو عدد درخت گیلاس دارم. یکی گیلاس صورتی که میوه ی درشت و شیرینی دارد٬ و دیگری گیلاس قرمزی که میوه اش ریز و کمی تلخ مزه است. درختی که آفت زده٬ همان درخت گیلاس صورتی است. متاسفانه مشکل این درخت هیچ کدام از آفتهایی که شما لیست کردید٬ نیست. این درخت بعد از شکوفه دادن و تبدیل آنها به میوه و رسیدن میوه٬ در اوایل تیرماه٬ تنه اش کپک میزند. تا جایی که من توجه کردم٬ هیچ اثری از کرم روی تنه درخت ندیدم. این کپک هم در تمام بدنه درخت ظاهر نمیشود بلکه فقط در مناطق مشخصی دیده میشود (بیشتر در ساقه های کلفت) بعد از رسیدن میوه٬ به فاصله ی یک هفته٬ میوه روی درخت کپک میزند و از بین میرود. یعنی اگر میوه را از درخت چیدیم که هیچ٬ وگرنه ظرف دو سه روز همه ش تباه میشود. البته مطمين نیستم که کپک بدنه ی درخت لزوما به کپک زدن میوه روی درخت ربطی داشته باشد. از طرف دیگر٬٫ مصرف سموم کشاورزی هم در شهر تورنتو برای خانه های مسکونی ممنوع است. خواستم ببینم با ترکیبات غیر صنعتی (از قبیل سرکه٬ یا جوش شیرین یا چیزهایی شبیه این) آیا میتوان کپک روی بدنه درخت را از بین برد.

    باز هم ممنون از وقتی که برای پاسخگویی صرف کردید.

    ارادتمند

  • علی اکبر لبافی

    جناب آقای ملک محمود با سلام و آرزوی سلامت و خوشبختی
    اطلاعات من تجربی است و به همین دلیل فقط با آفتهای شایع در برگجون آشنا هستم. در برگجون آفتی که شما فرمودید وجود ندارد. بنابراین اگر توانستم از یک مهندس کشاورزی سوال خواهم کرد.
    اگر درخت گیلاس صورتی شما یکی است و خیلی هم بزرگ نیست و می توانید به همه جای آن دسترسی داشته باشید شاید با حوصله و به کمک یک دستمال محل آفت را یکی دو بار خوب تمیز و عاری از قارچ یا کپک کنید تا رشد نکند، موضوع رفع شود. بعضی از کنه های سخت درختان گوجه در برگجهان را که سم روی آنها اثر ندارد به همین شیوه از روی درخت پاک کردم و نتیجه داد.
    جسارتا در تورنتو اگر سمپاشی درختان خانگی ممنوع است حتما باید سازمانی مثل شهرداری یا محیط زیست یا شرکتهای خصوصی فضای سبز دارای مجوز برای سمپاشی باشد که برای جلوگیری از آسیب دیدن درختان اقدام کند یا آموزشهای لازم را بدهد. چون نمی شود قبول کرد در آنجا درختان را رها کنند تا خشک شود!
    با آرزوی موفقیت

  • داود

    جناب لبافی٬

    حتما توصیه ی شما را در فصل بهار اجرا خواهم کرد. موضوع ممنوعیت سمپاشی هم 4-5 سالی است که وضع شده و قانون جدیدی است. شرکتهای خصوصی هم هستند که به امورات این چنینی رسیدگی کنند٬ اما سمپاشی برای انها هم قدغن است. اصولا استفاده از سموم شیمیایی (چه سموم پاشیدنی براب برگ و تنه درخت چه کودهای شیمیایی برای تغذیه درخت) برای «مناطق مسکونی» در تورنتو قدغن است. دلیل عمده ی آن هم این است که برعکس ایران که آب فاصلاب به چاه ریخته میشود٬ در اینجا به دلیل وجود سیستم فاضلاب شهری٬ آبهای سطحی وارد سیستم فاضلاب شده و مجددا تصفیه و وارد سیستم آب شرب میشود و مسلما کسی نمی خواهد آب آلوده به مواد شیمیایی بنوشد. مزارع کشاورزی به دلیل عدم ارتباط با سیستم فاضلاب شهری از این قانون مستثنی هستند. به علاوه٬ نگهداری درختان میوه در حیاط منزل در اینجا خیلی رایج نیست و درختان غیرمیوه موجود در معابر و پارکها هم از قبیل درخت افرا (که درخت ملی کانادا هست) و انواع کاج و صنوبر و آبنوس هم به دلیل وحشی بودن٬ بسیار در مقابل آفات مقاوم هستند و نیازی به سمپاشی ندارند. میدانم که بحث به بیراهه رفت٬ اما حالا که به اینجا رسید٬ این را هم اضافه کنم که در تایید فرمایش شما٬ مبنی بر محلی بودن آفات٬ حدود چندسالی است که نوعی سوسک که در تنه ی درختان زبان گنجشک زندگی می کند از چین وارد کانادا شده و به دلیل همین قانون عدم سمپاشی٬ در مناطقی از شهر که این آفت دیده شده٬ قرنطینه ی کشاورزی اینجاد کرده اند و نقل و انتقال هر گونه گیاه از آن محدوده به خارج آن ممنوع است. هر چند که به دلیل زندگی این سوسک در داخل ساقه ی درخت٬ سموم به سختی می توانند به آن برسند. درختانی که به این آفت آلوده میشوند٬ قطع شده و از بین برده میشوند. اتفاقا یکی از همین درختان که آلوده به این سوسک شده در جلوی در ورودی منزل ما موجود است که شهرداری با اسپری نارنجی ان را علامت گذاری کرده تا آن را قطع کند. بگر به این لینک بروید٬ درخت بزرگی که در وسط تصویر می بینید همین درختی است که عرض می کنم. البته این عکس متعلق به چند سال پیش است و در حال حاضر نیمه سمت راست این درخت کاملا عاری از برگ شده است.
    [url]https://maps.google.com/maps?q=1+Adamson+Close,+Vaughan,+York+Regional+Municipality,+Ontario+L6 A+2N9,+Canada&hl=en&ll=43.858877,-79.535072&spn=0.007434,0.01649&sll=43.858946,-79.534759&layer=c&cb p=13,145.89,,0,-6.94&cbll=43.858914,-79.534929&hnear=1+Adamson+Close,+Vaughan,+York+Regional+Municip ality,+Ontario+L6A+2N9,+Canada&t=m&z=17&panoid=OOLfpyDCtFLFpvQpTHuptg[/url]


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند!
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...