روستا برگ جهان، لواسان، لواسانات، طبیعت گردی، کوه نوردی

شما اینجا هستید: مقالات و مطالب تاریخ و جغرافیا آیا ناصرالدین شاه قاجار برگ جهان را دیده بود ؟


آیا ناصرالدین شاه قاجار برگ جهان را دیده بود ؟

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 20
ضعیفعالی 

قبل از پرداختن به پاسخ سؤال فوق، باید بدانیم طرح چنین سؤالی تا چه حد در اولویت قرار دارد و اصولاً آمدن یا نیامدن پادشاه قاجار به برگ‌جهان ، چقدر می‌تواند اهمیت داشته باشد.

هدف، پیداکردن تأثیرات فراوانی‌ست که عبور مشاهیر بر روند تحولات یک منطقه‌ی جغرافیایی و شکل‌گیری مناسبات گوناگون آن گذاشته و می‌گذارد. فی‌المثل حتماً بسیاری از دوستان می‌دانند سوگلی حرم ناصری، دختری از اهالی روستای "امامه"بود که "فاطمه" نام داشت و بعدها به "انیس‌الدوله" ملقب و معروف شد. وجود چنین زنی در اندرونی شاه، علاوه براین‌که موجب شد نام خانوادگی قسمت عمده‌يی از اهالی آن روستا "انیسی" شود، سبب‌ساز ساخت چندین پل و عمارت و نیز طرح‌های عمرانی دیگر در منطقه گردید که بقایای آن امروزه نیز دیدنی‌ست.

ناصرالدین شاه قاجارآیا می‌توان مهاجرت خاندان همایون از مازندران به برگ‌جهان و درپی آن تأثیر شخص مرحوم محمد همایون را نسبت به عمران و آبادی روستا و ارتقای سطح سواد و فرهنگ اهالی، نادیده گرفت؟

جمله‌ی معروفی هست که می‌گویند: "اگر بینیِ کلئوپاترا ملکه‌ی مصر باستان اندکی بزرگ‌تر بود، تاریخ مسیر دیگری پیدا می‌کرد."

گرچه در این عبارت، مبالغه نیز به چشم می‌خورد، اما یقیناً نقش شخصیت‌ها بر تاریخ و تأثیر حضور حتی تصادفی آن‌ها را نباید نادیده گرفت.

برای ورود به بحث و پاسخ به سؤال اصلی این نوشته، لازم است مقدمتاً اشاره‌ی مجملی به تاریخ منطقه داشته باشیم. این که سابقه‌ی تاریخی برگ‌جهان، در کنار پیشینه‌ی منطقه‌ی لواسان، به قبل از اسلام و حتی قبل از میلاد مسیح بازمی‌گردد؛ برکسی پوشیده نیست. برای اثبات این مدعا، علاوه بر شواهد مسلم حاصل از پژوهش‌های باستان‌شناسی، نشانه‌های انکارناپذیری نیز در متون معتبر مدون موجود است که خوشبختانه افراد متخصصی چون  "دکتر حسین کریمان" به آن پرداخته‌اند. در کتاب‌هایی چون کامل ابن‌اثیر، حدودالعالم، معجم‌البلدان حموی، تاریخ طبرستان ظهیرالدین، تاریخ رویان اولیاء‌الله آملی، المسالک و الممالک اسطخری؛ به صراحت نام کوهسران [قصران]، لواسان، جائیج‌رود [جاجرود] و لار ضبط شده است. گرچه نام "برگ‌جهان" در هیچ‌کدام از متون یاد شده دیده نمی‌شود، اما به عقیده‌ی نگارنده این امر با در نظرگرفتن و قبول این فرضیه که ساخت واژه‌ی ترکیبی "برگ‌جهان " و اسم‌گذاری بر روستا، سابقه‌يی کمتر از سیصدسال دارد، قدمت دو هزارساله‌ی روستایمان را نفی نمی‌کند.(1)

مهم‌ترین ویژگی منطقه‌ی لواسان که در کتب متقدمین اشاره شده، آب‌وهوای به‌غایت خوش و معتدل آن و سپس وجود باغ‌های میوه‌ی بسیار با میوه‌های خوش‌گوار آن است. ابوریحان بیرونی در "آثارالباقیه" آورده:

...و ییلاق گرگین [قهرمان تاریخی ـ اسطوره‌يی شاهنامه] "لار" بودی...

هم‌چنین عبدالله وصاف شیرازی، صاحب "تاریخ وصاف" آورده که لار و قصران، ییلاق چند تن از ایلخانان مغول از جمله غازان‌خان بوده است.

در دوران متأخر نیز از پادشاهان قاجار، "فتح‌علی‌شاه" اولین پادشاهی بود که در قسمت شمالی جاجرود فعلی [حوالی "سبو کوچک"] قصر بزرگی ساخت تا علاوه بر فرار از گرمای تهران و استفاده از آب‌وهوای بسیار معتدل منطقه، به شکار در جنگل‌های آن‌جا بپردازد.(2) از فتح‌علی‌شاه به بعد نیز تمام پادشاهان با شروع فصل گرما، اکثر مواقع لواسانات را برای سکونت انتخاب می‌کرده‌اند. "اعتماد السلطنه" یکی از رجال دارای نفوذ عصر قاجار، ذیل وقایع سال 1261 ق [1224 ش] هم‌زمان با سلطنت "محمدشاه قاجار" می‌نویسد:

...مرض وبا در دارالخلافه [تهران] بروز و طغیان کرد. موکب پادشاهی [محمدشاه] به لواسان رفت و از شهر و مضافات کثیری تلف شدند.(3)

باید یادآوری کرد که تهران صد تا دویست سال پیش، نه این هیولای رعب‌آور فعلی بود و نه آن قریه‌ی خوش‌آب‌وهوایی که بعضی متون و آثار ادبی- هنری از آن به‌عنوان نقطه‌ی شمالی "ری" یاد کرده‌اند. تهران آن سال‌ها، پایتخت حقیری بود که جدای کاخ‌های سلطنتی و معدود خانه‌های اعیان و اشراف، سرشار از فقر و فلاکت و ویرانی و عقب‌ماندگی بوده است. قحطی و مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌هایی که معلول سطح نازل مناسبات شهری، تأسیسات و خدمات بهداشت عمومی بوده، تمامی متمولان و در رأس آنان دربار را وادار می‌کرده که به‌خصوص در فصل گرما، با خدم و حشم و سازوبرگ و تفنگ و تفنگ‌چی، راهی لواسان شوند.(4)

لواسان از جمله ییلاق‌های پادشاهان قاجار بود که پس از فتح‌علی‌شاه، هركدام به‌طور بلافصل و با اطاعت از سنت ملوکانه‌ی! "شاه بابا"، علاوه بر استفاده از کوشک‌ها، ویلاها، و عمارت‌های موروثی، خود نیز در نقاط مختلف منطقه، مبادرت به احداث بناهای اختصاصی دیگری نیز کرده‌اند. جالب این‌که جدای این لنگراندازی‌ها، هرازچندگاهی با علم‌کردن چادر و کتل و آلاچیق [اسکان به شیوه‌ی عشایر آذربایجان که سلف پادشاهان فجر بودند] در نقاط خوش‌منظر غیرمسكونی منطقه نیز جاخوش می‌کرده‌اند:

...[موکب ناصرالدین‌شاه] روز بیستم [جمادی‌الاولی برابر با 17شهریور 1274 شمسی] به "رسنان" من محال لواسان نزول اجلال فرمودند. روز بیست‌ویکم، لتیان و کنار رود جاجرود محل اردوی همایون بود.(5)

مطابق همین قاعده، ناصرالدین‌شاه نیز از قرار، عاشق آب‌وهوای زلال و لطیف، میوه‌ها و سبزیجات خوش‌خوراک و قطعاً مهمان‌نوازی‌های اجباری [و گه‌گاه خوش‌خدمتی‌های] اهالی لواسان بوده است. با مرور زندگی روزمره‌ی او در سراسر نیم‌قرن سلطنت وی و مطالعه‌ی کتب شرح‌حال؛ پی می‌بریم حضرت والا هرسال بدون استثنا با شروع فصل گرما عموماً، و شیوع بیماری‌های مسری خصوصاً، به یکی از روستاهای جاجرود، گلندوک، امامه، افجه و لار کوچ می‌کرده است:

...موکب همایون امروز [ 2 خرداد 1235 شمسی] به لواسان و قریه‌ی افجه تشریف‌فرما گردیدند.(6)

...موکب همایون بیست‌وچهارم ماه [جمادی الاولی برابر با 21 شهریور 1247 شمسی از جاجرود] به سمت لواسان حرکت فرمود که بعد از چهارشب توقف در گلندوک به قریه‌ی امامه تشریف‌فرما گردیدند.(7)

باید یادآور شد که منطقه‌ی لواسان، جدای مناطق ییلاقی و باغ‌هایی بود که قبله‌ی عالم(!) در نقاطی مثل عشرت‌آباد، قصرفیروزه، نیاوران، منظریه و... داشت.

از خوش‌خدمتی‌های گه‌گاهی برخی از لواسانی‌ها برای شاهان قاجار گفتیم و به‌طور نمونه مسافرت وی به امامه را ذکر می‌کنیم که باعث شد کدخدای ده، دخترش فاطمه را با سبدی میوه به حضور ملوکانه(!!) بفرستد و دختر زبروزرنگ و هوش‌مند و حاضرجواب لواسانی نیز، چنان خود را در دل سلطان صاحب‌قران جامی‌كند که به‌رغم عقدی نبودنش بین یکصدوهشتاد همسر ناصرالدین‌شاه، سوگلی شود و در تمام مسافرت‌ها برخلاف سنت رایج مردسالارانه‌ی دربار، همراه دایمی او بشود. [به‌جز یک‌مورد، آن‌هم مسافرت ناصرالدین‌شاه به فرنگ، که به‌علت مخالفت فقهای دربار، انیس‌الدوله از حوالی مسکو به تهران عودت داده شد. و جالب آن‌که شاه طی اقامت در فرنگ، از غم فراق انیس‌الدوله بی‌تاب شده و به‌مناسبت روز "ولنتاین" با پیک مخصوص برای وی کادو می‌فرستد. و این اولین کادوی روز ولنتاین در تاریخ ایران بود.](8)

آب‌وهوای لواسان تا بدان‌حد به مذاق ناصرالدین‌شاه خوش آمده بود که:

...روز دهم ذی‌حجه که روز عید اضحی [قربان] بود، اعلی‌حضرت اقدس شاهنشاهی دام ملکه، چون در قریه "افجه" متعلق به جناب صدراعظم [میرزا آقاخان نوری] تشریف‌فرما بودند، در همان‌جا سلام عام منعقد گردید.(9)

با تطبیق تاریخ در می‌یابیم این بارعام در روز جمعه اوّل شهریور سال 1234 شمسی، یعنی 154 سال پیش برگزار شده است. یعنی زمانی که افرادی چون مشهدی‌میرزا و حاج‌جده‌ی کوشکستانی، آقاحبیب طوسی، کربلایی‌علی‌اصغر و استادغفور [اثباتی]، حاج‌محمد، مشهدی‌رحمة‌الله و کربلایی‌حسین‌علی لبافی و کربلایی‌ابوالقاسم و مشهدی‌خلیل پلویی زندگی می‌کرده‌اند. ریزودرشت اوضاع آن‌زمان برگ‌جهان را می‌توان با کنارهم‌نهادن تکه‌های پازل تاریخ مدون و اقوال شفاهی افراد سال‌خورده و رفتگان محاسبه کرد:

  • معیشت سخت مردم به‌خاطر وجود نوع خاصی از نظام خرده‌مالک ارباب ـ رعیتی
  • وجود چارپاداران حرفه‌يی که کارمزد و یا عمدتاً سال‌مزد بوده‌اند.
  • مزارع گندم و جو اربابی و دروگرهایی که اغلب در قبال دریافت مقداری از برداشت کار می‌کرده‌اند.
  • شکل هندسی خانه‌هایی از سنگ و خشت‌خام و بام‌هایی از تیر و پردو و خاک و گون.
  • پوشاکی آمیخته از سنت مغولی و اهالی دیلم و طبرستان
  • آداب و رسومی ممتزج از فرهنگ باستانی زردشتی ـ مزدکی با فرهنگ متأخر شیعی ـ عربی

از طریق مطالعه‌ی مسافرت شاهان قاجار و به‌طور خاص سفرهای ناصرالدین‌شاه به منطقه، می‌توان راه‌های مواصلاتی تهران ـ لواسان را تا حدودی ترسیم کرد. و سپس نتیجه گرفت که این راه‌ها، به‌واقع منطبق با راه‌های باستانی و حتی ماقبل‌تاریخی بوده که سپاهان [اصفهان] را به ری و ری را به تپورستان [طبرستان] وصل می‌کرده است.

دو راه عمده بوده که تهران را به برگ‌جهان وصل می‌کرده است:

  1. تهران - جاجرود - زیادآباد – برگ‌جهان
  2. تهران - تلو - لشکرک - سینک – برگ‌جهان

با مطالعه‌ی دقیق‌تر می‌توان دریافت که هیچ‌کدام از این راه‌ها در نواحی نزدیک‌تر به برگ‌جهان، منطبق با راه‌های اصلی مواصلاتی تهران - لار و سپس لار - مازندران نبوده است. اعتمادالسلطنه راه‌های مواصلاتی تهران - لار را خصوصاً در مسیر حرکت کاروان شاهی، دو راه عمده ذکر می‌کند:

  1. تهران - جاجرود - رسنان - لار
  2. تهران - گلندوک - افجه - لار

می‌بینیم که خوشبختانه یا متأسفانه، برگ‌جهان در مسیر هیچ‌یک از این راه‌ها نیست. و از همین‌جا می‌توان به‌روشنی دید که چرا با وجود این‌که در میان افراد صاحب‌نام دربار شاهان قاجار، به کسانی از اهالی جاجرود، چارباغ، امامه، افجه و سینک برخورد می‌کنیم ولی هیچ‌کدام از اهالی برگ‌جهان، حتی در دون‌پایه‌ترين مقام‌ها، در دستگاه شاهی حضور نداشته‌اند. آیا عامل جغرافیایی، یعنی دوربودن از مسیر راه‌های اصلی، عامل عمده بوده است؟ یا خصلت‌ها و ویژگی‌های ذاتی اهالی برگ‌جهان سبب گردیده که عالماً عامداً از دستگاه سلطنت یا هر حوزه‌يی که بوی اشرافی‌گری بدهد، دوری بجویند؟ آیا فرهنگ معاشرت‌پذیری اهالی برگ‌جهان هم‌چون فضای جغرافیایی آن، بسته بوده است؟

باتوجه به مهاجربودن طوایف طوسی، لبافی، اثباتی و کوشکستانی و در نظرگرفتن عدم آمیزش‌پذیری اهالی مرو و دیلم و طبرستان در قرون 5 و 6 و 7 و 8، چنین امکانی چندان دور از ذهن نمی‌نماید. به‌نظر حقیر تمام عوامل فوق در عدم ورود اهالی برگ‌جهان به دربار قجر مؤثر بوده است. بدون قصد تحمیل این عقیده به دوستان، شخص من از این اتفاق در گذشته‌ی نه چندان دور روستای مادری و پدری، بسیار خرسندم. با این‌که بارهاوبارها پادشاهان قاجار از کنار گوش اجداد ما گذشته یا اتراق کرده‌اند، درحالی که بسیاری از اهالی منطقه خواسته یا بالاجبار به اشکال گوناگون هدایا و تحف منقول و غیرمنقول، بی‌جان یا جان‌دار(!!!) پیشکش می‌کرده‌اند؛ آن‌ها علی‌الظاهر تمایلی به خوش‌رقصی‌های مشمئزکننده نداشته‌اند.

شاید خالی از لطف نباشد که در خاتمه، خاطره‌يی را که خود از حاج‌جعفرآقای پلویی شنیده‌ام، به‌عنوان شاهد بیاورم:

« از پدرم [مرحوم خلیل پلویی] شنیدم که روزی در لار عمله‌ی قشون شاه [احتمالاً مظفرالدین یا محمدعلی شاه] برای حمل اسلحه‌ی مورد نیازشان قاطرهای کربلایی‌حسن پدر مرحوم حاج‌جدّه را مصادره می‌کنند. مرحوم علی‌بابا کوشکستانی به‌سرعت خود را به برگ‌جهان رسانده و موضوع را به آقا‌حبیب طوسی که نفوذی داشت‌، می‌گوید. آقاحبیب فی‌الفور مشهدی‌خلیل پلویی را با یک‌نفر دیگر خواسته و آهوی زنده‌يی را که قبلاً اسیر کرده بود به آن‌ها می‌دهد تا به‌عنوان تحفه نزد حاکم وقت منطقه در افجه ببرند. آقاحبیب نامه‌يی به اين

قاصدان می‌دهد که در آن از مصادره‌ی قاطرها گله کرده بود. حاکم وقت بعد از خواندن نامه، برخلاف رسم رایج بدون این که به قاصدان انعامی بدهد، با قبول هدیه با اکراه دستور استرداد قاطرها را داده و قاصدان با قاطرها به روستا بازمی‌گردند.»

می‌بینید که آقاحبیب طوسی، حتی برای پس‌گرفتن قاطرها نیز، حاضر به شرفیاب(!)شدن ننگ‌آلود نمی‌شود و سروته قضیه را با دادن رشوه‌يی ناچیز و گسیل‌داشتن دو قاصد غیرحرفه‌يی، هم می‌آورد.

نتیجه این‌که برای پاسخ به سؤال اصلی این نوشتار، باید گفت:

با توجه به اقوال شفاهی و عدم وجود مستندات معتبر در متون مدون، می‌توان با صراحت رأی داد که خوش‌بختانه یا متأسفانه ناصرالدین‌شاه هرگز برگ‌جهان را ندیده بوده است.

----------------------------------------

(1) بررسی علت تسمیه‌ی روستا به "برگ‌جهان" و مباحث مرتبط، نوشتاری جداگانه می‌طلبد که اگر عمری بود در آینده به آن خواهیم پرداخت.

(2) یاکوب ادوارد پولاک، پزشک مخصوص ناصرالدین‌شاه در سفرنامه‌اش شرح کشافی از شکار ناصرالدین‌شاه در جاجرود به همراه عمله و اکره و اوج مسخرگی ِ جلال و جبروت ساختگی ِ مستبدانه‌اش ارائه کرده که خواندنی‌ست.  نشانی آن:

سفرنامه پولاک: ایران و ایرانیان/ یاکوب ادوارد پولاک. ترجمه کیکاوس جهانگیری.ــ تهران: خوارزمی، 1368ــ ص 130 به بعد

(3) مرآة‌البلدان/ محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه. با تصحیحات و حواشی عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث. ـ تهران: دانشگاه تهران، 1368 ص 939

(4) جالب است که پولاک، به‌خاطر عدم پیشرفت علم پزشکی روز، بدون این‌که علت علمی بیماری‌های همه‌گیر ناشی از آلودگی آب را بداند؛ به‌طور تجربی دریافته بود که لواسان و لار، بهترین منطقه برای دوری از مهلکه و رهایی از ابتلاست. برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به: سفرنامه ی پولاک ص 501

(5) مرآة‌البلدان - ص 1562

(6) همان ص 1254

(7) همان ص 1579

(8) در مورد زندگی‌نامه و شرح‌حال "انیس الدوله" رجوع کنید به: روستای امامه و انیس الدوله/ ابوالقاسم تفضلی. ـ تهران: کتابسرا ، 1363 و نیز : یادداشت‌هايی از زندگانی خصوصی ناصرالدین‌شاه/ دوستعلی‌خان معیرالممالک . ـ تهران: نشر تاریخ ایران ، 1362

(9) مرآة‌البلدان - ص 1226

FacebookTwitter
نظر (13)
  • علی اکبر لبافی  - تبریک

    من وظیفه خود می دانم قبل از تشکر از نویسنده محترم مقاله ی بالا به اعضای محترم سایت و خانواده ی بزرگ برگجهان به مناسبت خلق چنین نوشتاری تبریک بگویم.
    فارغ از موضوع و نتایج مقاله شیوه علمی مقاله نویسی، موضوع جالبی که به دقت و موجز و بدون حاشیه رفتن به نتیجه رسیده است ازمشخصاتی است که من از حضور در سایتی که درآن از این دست مقالات به چاپ می رسد به خود افتخار می کنم.
    آقا مرتضی خسته نباشی.شما به مواردی در مقاله اشاره کرده اید که مرا به وجدآورده است. علاقه ی وافر،اطلاعات زیاد، منابع مختلف، پیشینه مطالعات، وبالاخره وعده هایی که به آینده موکول کرده اید اطمینانی به من داده است که حضور شما در سایت مداوم و موثرخواهد بود.

  • leila labbafi  - بهتر از اين نمي شد!

    واقعا عا لي بود. من هم همانند عمو از حضور شما در اين سايت بسيار خوشحالم . براي من باعث افتخار و سربلندي است كه با شما نويسنده ي قهار كه اين چنين قلمي شيوا داريد نسبت فاميلي دارم .

  • محمود فیض آبادی  - بسیار عالی

    آقا مرتضی عزیز
    از مقاله شما بسیار لذت بردم ، كامل و جامع
    وجه متمایز این مقاله شما با سایر مقالات سایت ، ذكر منابع و ماخذ در پاورقي می باشد.
    ولی خودمان هستیم.... شاید اگر ناصرالدین شاه برگ جهان را دیده بود ، کنگر خورده و لنگر می انداخت و این احتمال میرفت که برگ جهان را پایتخت ایران نماید...

  • علی اکبر لبافی

    آقا مرتضی
    من چون برخلاف شما حدس می زنم طایفه کوشکستانی بومی روستا یا دست کم جزو نخستین طوایف موجود مستقر در برگجهان هستند اگر شواهد و قراینی بر مهاجر بودن آنان دارید متشکر می شوم اعلام فرمایید.
    حدس من از این بابت بر چند محور است:
    1- دسته بندی اسامی اصلی محله های روستا به دو بخش سرده و پاده. قطعی است که محله سرده متعلق به افراد غیر بومی بوده است.در محله سرده پلویی ها و در محله پاده کوشکستانی ها سکنی داشته اند.اربابان و خوانین و مهاجران هم در محله الحاقی شاهان
    2- تعدد اعضای پلویی و کوشکستانی به طرز معناداری از دیگران حتی خانواده پر جمعیت علیمردانی بیشتر بوده است.
    3-خانواده های کوشکستانی و پلویی همچنان اصالت خود را حفظ کرده و نه تنها دیرتر به تهران مهاجرت کرده اند بلکه هنوز هم افرادی ساکن در روستا دارند
    4- وجود مکانی به نام کوشکستان هم نمی تواند بی ارتباط به طایفه کوشکستان باشد.آیا نمی تواند این نقطه که در حال حاضر هیچ اثاری از سکونت در آن نیست زمانی محل سکونت این بومیان بوده باشد

  • علی اکبر لبافی  - اصلاح

    دومین کلمه سرده در سطر بند 1 شاهان است که به اشتباه سرده نوشته شد

  • majid jannesari

    اقاي لبافي

    طايفه كوشكستاني از سبزوار به برگجهان امدندوهچنين طايفه پلوييهااز مشاكه قبلا

    جز مازندران بوده نقل مكان كرده اند به همين علت محله دل مشا يعني كسانيكه

    از مركز مشا امده اند،نا مگذاري شده است .

    اولين طايفه جان نثاريها بودند كه از دهي به نام اندرمون شهر ري به برگجهان امدند

  • Homa

    :P
    با سلام

    نمی دونم ابن قصه را شنیده اید ؟
    گویا روزی ناصرالدین شاه برای تفریح به لار میره از قضا هوا خیلی سرد بود از همراهانش می خواهد که وسایل گرما زا برایش بیاورند انچه در بساط داشتند اوردند ولی ایشون همچنان می لرزید وخواسته اش را تکرار میکرد . ناگهان یکی از همراهان در گوشی به ناصرالدین شاه گفت:
    قبله عالم به سلامت باد یک پالون الاغ این نزدیکی ها است بیاورم برای شما اودر پاسخ گفت:
    اسمش را نبر بندازرو کولم(دوشم)
    بدون شک از خجالتش دیگه برگ جهان نیامد واحتمالا صاحب الاغ برگ جهانی بوده [

  • morteza labbafi

    با سلام و تشکر از تعریض خانم هما [اثباتی؟]
    حضورتان عرض شود که نقل شما در مورد شاه شهید(!) به احتمال قریب به یقین واقعی و مستند است. علاوه بر ذکرکامل این واقعه در کتاب "کریم شیره‌يی دلقک دربار ناصرالدین‌شاه" [با مقدمه‌ی حافظ فرمانفرمائیان و تالیف و تحشیه محمد عباسی چاپ انتشارات اقبال]، تاج‌السلطنه [دختر ناصرالدین‌شاه] و مهدیقلی‌خان هدایت در کتاب "روضة الصفای ناصری" و هم‌چنین اعتمادالسلطنه در کتاب "مرآةالبلدان" به این نکته اشاره داشته‌اند که حضرت خاقانی به صورت مزمن بسیاری از اوقات دچار تب و لرز می‌شده‌اند .نمونه‌ی آن: موکب همایون بعد از گرم‌شدن ییلاقات شمیران به جانب لار نهضت‌فرما گردیده ولی چون هوای لار بسیار سرد بود از آنجا عطف‌عنان به جانب دماوند فرمودند.(!)
    مرآةالبلدان ــ ص 1375 ــ ذیل وقایع سال 1277 ق
    در مورد صاحب خر که هما خانم اشاره کردند باید گفت یحتمل به‌جای صاحب خر، خود ِ خر باید برگ‌جهانی بوده باشد. و قطعاً مثل تمام الاغ‌های برگ‌جهانی، وقتی لرزیدن سلطان صاحب‌قران را دیده، در یک حرکت جنتلمن‌مآبانه، لباس خود را کریمانه به وی بخشیده است.

  • morteza labbafi

    جناب آقای فیض‌آبادی!
    با سلام از الطاف شما سپاس‌گزار و شرمنده‌ی زحمات شما هستم. عرض شود که بنده با نهایت غرور و حس وطن‌دوستی اعلام می‌دارم که برگ‌جهان برای پایتخت شدن هیچ کم‌وکسری نداشته و ندارد. فقط تصور این‌که آغل محله‌ی "دل‌موشا" تبدیل به "کافی‌شاپ" شود، چهره‌ی آدم را کمی تا قسمتی کج‌وكوله می‌کند .نه؟؟
    و همین‌طور پیدا کنید "دربند" و"میدان شوش" برگ‌جهان را!!

  • محمود فیض آبادی

    اگر بخواهیم یک نظر سنجی از برگ جهانی های 12 سیلندر ( منظور برگ جهانی های بسیار با تعصب و وطن پرست ;) ) انجام دهیم همه گی بر این موضوع تاکید خواهند داشت که برگ جهان محور هستی و مرکزیت کائنات می باشد :woohoo:
    و حتی حیات بشری از برگ جهان به وجود آمده است ، اسناد و مدارک آن هم موجود است می توانید استعلام کنید ! B)
    حال به جای دربند و میدان شوش ، نشانه های از Big Bang و Black Hole را پیدا کنید ! :D

  • علی اکبر لبافی

    آقا مجید با سلام و عرض ارادت
    باید اذعان کنم که تحقیقات میدانی شما به مراتب بیشتر از من است. اما چون مستندات مکتوبی در این زمینه ها وجود ندارد یا باید به گفته ها اکتفا کرد یا به شواهد وقراین پرداخت یا هر دو را همزمان به کاربرد. اگرچه محله دلمشا به دو بخش پلویی ها ولبافی ها دسته بندی می شود ولی انتساب نام آن به پلویی ها بعیدتر از انتساب به لبافی هاست. زیرا طایفه پلویی بسیار گسترده تر از ساکنان دلمشا است. اگر بتوان ریشه بخش اعظم لبافی ها را در دلمشا یافت اما در مورد پلویی ها این موضوع صدق نمی کند.
    هرچند بعید نیست که پلویی ها هم مهاجر وحتی از مازندران باشند.انتساب پلویی ها به پهلوی نیز با مازندرانی بودن مغایرت ندارد.آنچه من مطرح کرده ام قدمت حضور طوایف در برگجهان است. من هسته اولیه سرده را پلویی ها و پاده را کوشکستانی ها تصور کرده ام. راجع به جان نثاری ها نه چیزی شنیده ام ونه از شواهد چیزی استنباط کرده ام. قطعا در این مورد رای و نظر شما که در این زمینه کار کرده اید وخود جان نثاری هستید صحیح تر خواهد بود.

  • علی اکبر لبافی

    آقا مجید جان نثاری
    من وقتی به قسمت طایفه های روستا می روم و بخش خانواده محترم جان نثاری را انتخاب می کنم به جمله نا امید کننده ای بر می خورم.آیا با وجود افرادی چون جنابعالی و برادر محترم شما و تلاش ماندگارتان درخصوص ثبت مواریث روستا در کتاب خود جای تاسف نیست که این بخش در سایت خالی باشد. استدعا دارم متنی در خور این طایفه محترم نگاشته ودر بخش طایفه خود درج کنید. سایت متعلق به همه ی برگجهانی هاست.اداره کنندگان آن فقط ادعای خدمت دارند.

  • فرزاد فرید افشین

    مقاله بسیار زیبا و تحلیلی بود.


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند!
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...