ستون آزاد
کاربرانی که تمایل دارند نظرات خود را با موضوعی دلخواه به طور آزاد و یا به طور ویژه در مورد وب سایت روستای برگ جهان و روستای برگ جهان و برگ جهانی ها ارایه نمایند و در این خصوص با سایر اعضای سایت تبادل نظر کنند ، می توانند مطلب خود را در این ستون درج فرمایند.
ضمن آنکه کاربران در تنظیم مطالب ، موازین اخلاقی و عرفی را رعایت می کنند ، جهت فراهم کردن امکان مدیریت بهتر سایت لازم است برای درج مطلب عضو سایت شوید ( ضمناً عضویت در سایت فعلاً رایگان می باشد ! ، پس هر چه زودتر در سایت ثبت نام کنید ! )
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...
alikbar labbafi
26 آبان 1388 14:55 |
عباس آقا سلام.قبلا صداقت بیشتری داشتید.در تابستان1353 معلوم شد بچه مثبت کیه.هرچی آلبالوی مردم بیچاره بود خوردیدو حالا اینجا خودتون رو بچه مثبت معرفی می کنید؟
balaba41
26 آبان 1388 11:09 |
يادش بخير خونه پدر بزرگم همه هله هوله هارو تو زير زمين كه خنك بود نگهداري ميكردند اين سعيد و مصطفي به همه چيز ناخنك ميزدن مخصوصا رب ازگيل هاي تو زير زمين رو من بچه مثبت بود با اجازه اين كار رو ميكردم
balaba41
26 آبان 1388 10:56 |
بابا عباس باغش كجا بود تو برگجون يه باغ زيبابود به نام باغ البالو سعيد ميدونه مال كي بود انتوان...ن
محمود فیض آبادی
26 آبان 1388 10:21 |
سعید خان
شما اگه آتلانتیس رو پیدا کردی باغ عباس آقا رو هم پیدا میکنی
وجود داره ولی کسی نمیدونه کجاست
جمعه درخواست رب ازگیل شما رو هم مطرح میکنم ، اگر اینقدر خاطر خواه داره با هم شریک ، میزنم توی کار صادرات رب ازگیل
عمو علی اکبر هم شوخی کرده
، شما افشاگری کنید
شما اگه آتلانتیس رو پیدا کردی باغ عباس آقا رو هم پیدا میکنی
وجود داره ولی کسی نمیدونه کجاست
جمعه درخواست رب ازگیل شما رو هم مطرح میکنم ، اگر اینقدر خاطر خواه داره با هم شریک ، میزنم توی کار صادرات رب ازگیل
عمو علی اکبر هم شوخی کرده
، شما افشاگری کنید
alikbar labbafi
26 آبان 1388 10:15 |
آقا سعید اصطلاحی هست تحت عنوان یه دستی زدن. برگجونی ها هم می گن سیخو که مین کلا دنی گربه دزده خوردار مگرده!
شما خودتون دارید یواش یواش نشون می دید یه خبرایی هست.چرا که احساس ترس به کسی دست میده که قصوری کرده باشه.اما خیلی نترسید.صداقت متهم می تونه از جرمش کم کنه. اونم ماجرایی که بیش از سی سال از اتفاقش سپری شده. اصلا اگر مقصر هم بودید به افرادی که درختان کهنسال رو از بین می برن مراجعه کنید پاداش هم بهتون میدن.پس چرا ترس؟ لطفا این راز سی ساله را فاش کنید.هرچند ممکن است...
شما خودتون دارید یواش یواش نشون می دید یه خبرایی هست.چرا که احساس ترس به کسی دست میده که قصوری کرده باشه.اما خیلی نترسید.صداقت متهم می تونه از جرمش کم کنه. اونم ماجرایی که بیش از سی سال از اتفاقش سپری شده. اصلا اگر مقصر هم بودید به افرادی که درختان کهنسال رو از بین می برن مراجعه کنید پاداش هم بهتون میدن.پس چرا ترس؟ لطفا این راز سی ساله را فاش کنید.هرچند ممکن است...
243
نظر ارسال شده است