روستا برگ جهان، لواسان، لواسانات، طبیعت گردی، کوه نوردی

شما اینجا هستید: فرهنگ لغت ژ


ژ

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 7
ضعیفعالی 

کلمه های جدید اضافه می شود

ژاله ، جاله ( zhalah ) : ژاله
ژاکد ، جاکت ( zhakad ) : ژاکت
ژوگول ( zhugul ) : ژیگول
ژنده پوش ( zhendah push ) : ژنده پوش

.

FacebookTwitter
نظر (8)
  • ا.ا.  - آیا برگجهانی ها واج - ژ - دارند

    برای من این سوال پیش آمده که آیا برگجهانی ها واج - ژ - دارند یا خیر.
    آیا برگجهانی های بومی کلماتی که ژ دارد را به صورت ج تلفظ می کنند یا ژ هم می گویند.( به باسواد ها و تهرانی شده ها و تاثیر گرفته ها از رادیو و تلویزیون کاری ندارم)
    این خیلی مهم است چون واج ها کوچکترین واحد زبان هستند و اصولا زبان از آنجا ساخته می شود.

  • علی اکبر لبافی

    در مقاله گویش برگجونی هم ذکر شده است که در زبان محلی در مواردی" ژ "به "ج" تبدیل می شود.ولی گاهی هم واقعا مشخص نیست تلفظ کدامیک ادا می شود. یعنی صدایی که ایراد می گردد چیزی است که هم می توان ژ تصور کرد هم ج. چون خیلی ظریف وسریع ادا می شود.مثلا کلمه ی میجک بزی ین یا میژگ بزی ین به معنای مژه زدن یا پلک زدن این طور است.من حتی تصور می کنم در این کلمه ادای حرف سوم به ژ نزدیکتر است یا ج.
    ما این تشابه را در "گ" و"ک" هم داریم.در کلمات متعددی معلوم نیست گ گفته می شود یا ک. همینطور در "م" و "ن"
    اما الان ذهنم یاری نکرد. حتما می گردم و کلماتی که واقعا در آنها حرف ژ باشد ارایه می دهم.

  • علی اکبر لبافی

    خب دیشب کمی تونستم فکرم رو متمرکز کنم. در گویش برگجونی ژ هست.اما به نظر می رسد تحت تسلط اعراب اکثر آنها به ج تبدیل شده باشد. اما این تبدیل ژ به ج همانطور که در بالا اشاره شد قاطعانه و واضح نیست به نحوی که نمی توان تشخیص داد که گوینده ژ می گوید یا ج.
    مثلا واژه کژ که در تهران به وضوح کج ادا می شود در روستا به نظر می آید شبیه کژ بیان می شود.اما در کلمات مرکب این احتمال نیز از بین می رود. مثلا واژه کجکی یعنی به طور کج یا مورب در روستا کاملا به صورت کژکی ادا می شود.
    یا در کلماتی مثل اژداها یا میژک صدای ژ بر صدای ج غلبه دارد.اما در کلمات دیگری مثل مژده ژ حضور قطعی دارد و کسی مجده نمی گوید هرچند ممکن است کلمات ترکیبی آن مثل مژدگانی به صورت مجدگنی ادا گردد.
    جالب است که گاهی در مقابل تبدیل ژ به ج در زبان عربی ، برعکس بعضی مواقع ج کلمات عربی در گویش روستا به ژ تبدیل شده است.یکی از رایجترین این کلمات مجتبی است که در زبان بومی مژدوا گفته می شود.اینجا هم تلفظ ژ صریح است.من حتی در نگارش این کلمه توسط افراد کم سواد دیده ام که این کلمه را مژدوا نوشته اند.

  • ا.ا.  - واج ژ

    با سلام
    مرسی از توضیخاتتون. من خودم بعدا هم کمی فکر و کمی تحقیق کردم و متوجه شدم که در واقع نمی توان گفت ما واج ژ نداریم.
    ظاهرا در برخی گویش ها واج ها با کمی تفاوت تلفظ می شوند اما چون تغییر معنایی ایجاد نمی کنند نمی شود آن را یک واج جداگانه تلقی کرد. برای مثال در زبان فارسی معیار، ما تنها یک نوع واج- و -داریم که به صورت v تلفظ می شود اما در انگلیسی دو نوع و داریم که یکی به صورت v و دیگری w خوانده می شود یا انواع ت ها و ز ها در عربی که چندین واج تلقی می شوند اما در فارسی چون تفاوت معنایی ایجاد نمی کنند یک واج.
    با این حال در همین زبان فارسی در برخی گویش ها v به صورت w تلفظ می شود اما چون تفاوت معنایی ایجاد نمی کند واجی جداگانه به حساب نمی آید.
    این طور به نظر می رسد که مسئله واج ژ در گویش برگجهانی هم همین است. گاهی صدایی جز ژ می شنویم اما همان واج ژ است.

  • علی اکبر لبافی

    خب معلوم شد شما متوجه شدین من چی گفتم.اما برای اینکه من هم خوب متوجه بشم شما چی گفتید خواهشمندم واج را خیلی خلاصه اگر ممکن است تعریف کنید.
    ممنون

  • ا.ا.  - واج

    با سلام
    خودم هم حس کردم دارم بد توضیح می دم ببخشید :confused:
    مهمترین نکته در علم زبانشناسی این هست که خط و نوشته را فراموش کنید.
    خوب حالا آن چه از زبان می ماند فقط آن چیزی است که می شنویم.
    یک زبانشناس وقتی با زبان تازه ای روبرو می شود می گردد و کوچکترین جز کلام را پیدا می کند برای مثال واژه سر را در نظر بگیرید این یک واژه است که خودش از یک تکواژ یعنی َُsar و سه واج s a r تشکیل شده است.
    دقت کنید که من به جای واج ها از حرف ها استفاده نمی کنم چون ما در خط فارسی a را نمی بینیم ولی می شنویم و آن چه می شنویم مهم است .
    خالا روی چه حسابی ما می گوییم اینها واج هستند.
    یکی از روش های تشخیص واج ها این است که مثلا با تغییر با حتی حذف یک واج آیا معنی عوض می شود یا خیر. مثلا اینجا ما به جای sar بگوئیم tar بله معنی برای گویشور عوض می شود پس s و t دو واج هستند.
    حالا به جای سر بگوئیم سار باز هم معنی عوض می شود پس a و A ( ّبرای صدای آ )هم در فارسی دو واج هستند هر چند ما a را در خط فارسی نمی بینیم.
    به این کلمات سر و سار و تن و تان و غیره که از طریق آنها معنی با تغییر یک واج عوض می شود می گویند جفت کمینه.
    من دیدم در کلمات ژ دار در برگجهانی اگر واج دیگری بگذاریم معنی تغییر می کند پس ما این واج را داریم و تغییر در حد چگونگی تلفظ است.

  • ا.ا.  - باز هم واج

    این توضیح هم که در اینترنت پیدا کردم جالب است . خیلی بهتر و سر راست تر از من توضیح داده. راستش من سواد زبانشناسی ندارم و فقط بی نهایت از مباحث زبانشناسی خوشم می آید و در حد چند واحد دانشگاهی آن را بلدم.

    باید توجه شود که واج با حرف متفاوت است. حرف صورت مکتوب واج است و واج صورت ملفوظ حرف. علاوه بر این رابطهٔ این دو لزوماً یک‌به‌یک نیست. ممکن است بعضی واجها صورت مکتوب ندارند. مثلاً برای مصوت‌های کوتاه در خط فارسی حرف جداگانه‌ای وجود نمی‌دارد، اگرچه می‌توان واج‌های ـَـِـُ را در خط به کمک نشانه‌هایی مشخص کرد. از طرف دیگر در فارسی تنها یک واج با صدای «ت» وجود می‌دارد در حالی که در الفبای فارسی دو حرف ت و ط یکسان (به صورت ت) تلفظ می‌شوند. از همین روست که تنها با تکیه بر صورت ملفوظ کلمه و بی توجه به زمینهٔ سخن دو کلمهٔ «حیات» و «حیاط» را باز نمی‌توان دانست. ولی در تازی که از دبیرهٔ آن در نوشتن زبان فارسی استفاده می‌شود ت و ط نشانهٔ دو واج متفاوت‌اند از این روست که تازی‌گویان «حیاط» و «حیات» را متفاوت تلفظ می‌کنند.

  • علی اکبر لبافی

    ممنونم خیلی عالی بود.ضمنا حالا متوجه شدم چرا شیوه ی آموزش دبستان تغییر کرده.ما که کلاس اول بودیم سر را اینطوری هیجی می کردیم: "س "ر "یعنی دو حرف و می گفتیم "سر "یعنی یک بخش.اما حالا می گویند: "س " َ "ر"یعنی سه صدا و "سر" یعنی یک بخش.


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند!
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...