روستا برگ جهان، لواسان، لواسانات، طبیعت گردی، کوه نوردی

شما اینجا هستید: فرهنگ لغت غ


غ

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

کلمه های جدید اضافه می شود

غاپ بزی ین ( ghap baziyan ) : غاپیدن ، چیزی را ناگهان از دست کسی گرفتن
غاپ گیتن ( ghap gitan ) : غاپیدن
غارد ( gharad ) : غارت
غار روخمیره ( ghare rukhamirah ) : غاری در ضلع شمالی پشت بالابا بعد از تنگه ی اندار
غاز بچّرندن ( ghaz bachcherondan ) : غاز چراندن ، کنایه از کار بیهوده کردن
غافل گردی ین ( ghafel gardiyan ) : بی خبر شدن ، مراقب نبودن
غافل گیر کردن ( ghafelgir kordan ) : ناگهان کسی را به دام انداختن
غافل گیر گردی ین ( ghafelgir gardiyan ) : ناگهان گرفتار شدن
غدّه ( ghoddah ) : غدّه
غذا بخوردن ( ghaza bakhordan ) : غذا خوردن
غذا هاداین ( ghaza hadayan ) : غذا دادن
غربیل ، غلبیر ( gharbil ) : غربال ، سرند چشمه ریز
غرشمال ( ghareshmal ) : زن دریده و بی حیا
غرغربکردن ( ghor ghor bakordan ) : غرولندکردن
غرق گردی ین ( ghargh gardiyan ) : غرق شدن
غرق او ( ghargh owve ) : غرقاب
غریبه ( gharibah ) : غریبه
غسّال خنه ( ghassal khonah ) : غسال خانه
غسل بداین ( ghosl badayan ) : غسل دادن
غسل کردن ( ghosl kordan ) : غسل کردن
غش غش بخندی ین ( ghash ghash bakhandiyan ) : شدید و طولانی خندیدن
غش کردن ( ghash kordan ) : غش کردن
غشی ( ghashi ) : فرد مبتلا به بیماری صرع
غصده ، غصّه ( ghosdah ) : غصّه
غصده بخوردن ( ghosdah bakhordan ) : غصه خوردن
غصده گردی ین ( ghosdah gardiyan ) : غصه شدن
غفلت کردن ( gheflat kordan ) : غفلت کردن
غلاغ ( ghalagh ) : کلاغ
غلاغ سیاه ( ghalagh siyah ) : کلاغ سیاه
غلاف ( ghelaf ) : غلاف
غل بخوردن ( ghel bakhordan ) : غلت خوردن
غل بداین ( ghel badayan ) : غلتاندن
غل بزی ین ( ghel baziyan ) : جوشیدن
غلبیر ، غلبیل ، غربیل ( ghalbir ) : غربال ، سرند چشمه ریز
غلت ( ghelt ) : چرخیدن از پهلو روی زمین
غلت بزی ین ( ghelt baziyan ) : غلت زدن انسان یا حیوان
غلت واغلت کردن ( ghelto va ghelt ) : مدام از این طرف و آن طرف روی زمین غلت زدن
غلط انداز ( ghalat endaz ) : غلط انداز ، فریبنده ، خوش ظاهر
غلط بگتن ( ghalat bagtan ) : غلط گرفتن
غلط کردن ( ghalat kordan ) : خطا کردن
غل غل بزی ین ( ghol ghol baziyan ) :  غل غل زدن هنگام جوشیدن
غلغلگ بداین ( ghel ghelag badayan ) : غلغلک دادن
غلغله ( gholgholah ) : اذحام جمعیت
غلوزنه ( ghalowzonah ) : باقیمانده میوه ها و به خصوص گردو پس از چیدن و جمع آوری آنها توسط باغدار
غلوزنه کردن ( ghalowzonah kordan ) : جمع آوری میوه های باقی مانده پس از برداشت محصول توسط افراد غیر مالک باغ
غل وگتن ( ghel vagtan ) : غلت خوردن خودبخودی
غلّه ( ghoddah ) :  غلّه
غم بخوردن ( gham bakhordan ) : غم خوردن
غنج بزی ین دل ( ghenj baziyan ) : سخت مایل و مشتاق چیزی بودن
غنچه ( ghonchah ) : غنچه
غنیمت ، غلیمت ( ghalimat ) : غنیمت ، چیز کم ارزشی که در حد خود مفید است
غوره ( ghurah ) : غوره
غوطه بخوردن ( ghutah bakhordan ) : فرو شدن در آب
غول بیابنی ( ghul biyaboni ) : غول بیابانی ، موجودی خیالی یا نوعی جن با قدی بسیار بلند ، کنایه از افراد درازقد و به ظاهر قوی
غولتشن ( ghultashan ) : غول پیکر
غیبت کردن ( gheibat kordan ) : غیبت کردن
غیر ( gheir ) : غریبه ، بیگانه
غیرت ، غیرد ( ghirad ) : غیرت
غیظ کردن ( gheiz kordan ) : مورد خشم قرار دادن
غیه ( ghiyah )   : فریاد بسیار شدید
غیه بکشی ین ( ghiyah bakashiyan ) : باصدای بلند فریاد زدن

 

FacebookTwitter
نظر (7)
  • ا.ا.  - قاف یا غین

    با عرض سلام خدمت جناب مهندس لبافی عزیز
    اولا باز هم ممنون به خاطر این فرهنگ خوبتون ....این فرهنگ علاوه بر این که یک کار علمی و جالب هست کلی نوستالژی برای ما برگجونی ها به همراه داره....
    اما توی حرف غ، به نظر شما قاپ بزین، قل قل به ضم و به کسر با قاف نیست.... من فرهنگ لغت همراهم نبود و فقط به حافظه و داده های اینترنتی اکتفا کردم... لطفا فرصت کردید شما هم یک نگاهی بیاندازید...
    و دیگر این که من در حرف غ فرهنگ شما با غیرت و غلاغ که همیشه از مادرم می شنوم و غیه کشیدن که برادرم روی موج برگجهانی از آن ااستفاده می کند کیف کردم.

  • علی اکبر لبافی

    سرکار خانم اثباتی
    با عرض سلام و ابراز ارادت خدمت شما و برادران و مادر گرامی تان
    پیش از این هم شما و هم دیگر دوستان نکاتی را متذکر شده اید.جایگاه علمی شما وآن دوستان مرا در درج لغات محتاط کرده است.اما همانطور که می دانید من بجز لغات محدودی بقیه را از منابع دیگر اخذ کرده ام.این اشکالات اگر وارد باشد بر منابع اصلی وارد است.اما این منابع هم توسط افراد مطلعی تدوین شده اند که حتی بعضی لغات را ریشه یابی کرده و نقل کرده اند از زبان ترکی یا عربی یا غیره است. مثلا قبلا بیان شد که "علم" به معنای پرتگاه فارسی است وباید با الف نوشته شود.اما در منبع مربوطه ریشه آن را علم به معنای کوه ذکر کرده است.یا عمارت به معنای کود باید با الف درج شود.من می پذیرم ولی باید فرصت پیدا کنیم واین کلمات را فارغ از اینکه در کدام منبع آمده به شیوه ی درست بنویسیم.حتما و حتما در ویرایشهای بعدی با کمک شما ادب دوستان این کار خواهد شد

  • ا.ا.  - یک پیشنهاد

    با سلام مجدد،
    در این مورد شما درست می فرمایید. املای بسیاری از لغات در زبان فارسی جای بحث دارد و شاید این واژه هایی که من به آنها اشاره کردم هم جزو این موارد باشند. به هر صورت این فرهنگ شما بسیار ارزشمند و یکی از نقاط قوت سایت است. اما یک پیشنهاد:
    بد نیست فرهنگ اماکن روستا ،اشخاص مشهور و مواردی از این دست را تخت یک فرهنگ کوچک اعلام ارائه کنید.
    فکر کنم کار قشنگی از آب در بیاید و خوانندگان خودش را داشته باشد.

  • علی اکبر لبافی

    من با پیشنهاد شما موافقم. بسیار ضروری است که نام مکانها باغها و کوهها و دره ها و چشمه های روستا بلکه همراه نقشه تهیه شود.
    من حتی آرزو می کنم روزی نام محلی درختان و گیاهان به صورت مصور تهیه شود. من آرزو دارم مثل ها و اصطلاحات و نفرینها و دعاهای روستا تدوین شوند.
    من لحظه شماری می کنم دستور زبان برگجونی و کتابچه ی صرف کامل افعال در زبان برگجونی تهیه شود ( حدس می زنم این کار را آقا مرتضی شروع کرده باشند.
    پیشنهادها خوبند اما انجام کارها به زمان نیاز دارد. مگرآنکه علاقمندان دیگری هم به این امور مهم مبادرت ورزند. اما خانم اثباتی آیا وقت آن نرسیده که گوشه ای از این آرزوها را شما محقق کنید.اگر فرصت این کار را داشته باشید چرا نه ؟

  • ا.ا.  - دارد دیر می شود

    با سلام
    حق با شماست.. گاهی حس می کنم دارد دیر می شود. اصولا خیلی چیزها دارد دیر می شود. باورتان نمی شود خیلی دوست دارم کاری کنم و امیدوارم که بتوانم عملا کاری از پیش ببرم. چون فرهنگ برگجهانی زیر سلطه فرهنگ های بزرگتر و قوی تر دارد ( فرهنگ ابرشهر تهرانی که دیگر تهرانی هم نیست) خرد می شود و خود این سایت گویای این مسئله است که بخش عظیمی از هویت برگجهان تبدیل به خاطره شده است. البته نباید نگران بود چون این راز زندگی و طبیعت است. فقط باید کاری کرد.
    من به شخصه از شما که این قدر پیگیر هستید و آرزوهای خودتان و ما را عملی می کنید ممنونم.
    من ایران نیستم ( متاسفانه) اما با برگجهان زندگی می کنم. ظاهرا هر چی سن آدم بالاتر می رود بیشتر به خاک و گذشته اش علاقه مند می شود . باورم نمی شود روزهایی بود که برای این که نروم برگجهان گریه می کردم و حالا برای یک ساعت در برگجهان بودن اشکم جاری است.
    سرم خیلی شلوغ است و اصولا اثباتی ها ( sabdariha)-یا حداقل شاخه ما- صبرشان بیش از حد زیاد است اما امیدوارم رگ لبافی ام وارد عمل شود و بتوانم بخشی از پیشنهادهای شما را خیلی زود عملی کنم.
    روده درازی کردم. ببخشید.
    پاینده باشید.

  • morteza labbafi

    غُلُم = غلام [ این تلفظ را بنده بجز برگ جهانی ها ، از خوزستانی ها نیز شنیده ام . شاید ترکیب واژه های عربی " غلام " و " غُلمان " سبب اینگونه تلفظ باشد .]
    غُلِس ( gholes) = مخفف اسم مرکب " غلامحسین " ،( بر خلاف تصور اولیه ی من ، این واژه مختص فردی خاص در برگ جهان نیست و سابقه ای حداقل سیصدساله در منطقه دارد . رجوع کنید به کتاب : علویان طبرستان / ابوالفتح حکیمیان ._ تهران : دانشگاه تهران ، 1348 . ص 48 ح

  • علی اکبر لبافی

    کلمه ی غلم بیشتر با حرکت سکون "ل" تلفظ می شود به ویژه در اسامی مرکب. مثل غلمعلی، غلمسن ولی گاهی با حرکت ضمه مثل ممد غلم


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند!
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...


 
 
 
 

فرهنگ لغات برگجهانی

محبوب ترین مطالب


Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

آخرین مطالب


Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109