روستا برگ جهان، لواسان، لواسانات، طبیعت گردی، کوه نوردی

شما اینجا هستید: فرهنگ لغت ل


ل

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

کلمه های جدید اضافه می شود

لابد ( labod ) : ناچار
لاپ ( lap ) : پاره ، یکی از دو نیمه ی چیزی
لاپ بداین ( lap ) : دو نیمه یا دو پاره کردن چیزی مشل چوب وسنگ ، پاره کردن حیوان شکار شده توسط حیوان درنده ی شکار کننده
لاپرت ( laport ) : راپرت ، گزارش محرمانه
لاپرت بداین ( laport badayan ) : راپرت دادن
لاپ کردن ( lap kordan ) : دو نیمه کردن
لاپ گردی ین ( lap gardiyan ) : دو نیمه شدن
لاپوشنی ( lapushoni ) : لاپوشانی ، پنهان کاری
لاپ وگتن ( lap vagtan ) : دو نیمه شدن
لاپه ( lappah ) : هریک از دو نیمه چوبی که از طول دوتا شده باشد. یکی از دو نیمه هر چیزی
لات ( lat ) : لجن ، لای ، آب بسیارگل آلود که همراه خود مقادیر زیادی گل به همراه دارد
لات بزیه ( lat baziyah ) : زمینی که در اثر جریان سیلاب مقادیری گل ولای رسوب کرده است
لاجن ( lajon ) : ضعیف و لاغر
لاحاف ( lahaf ) : لحاف ، رو انداز
لا در لا ( ladarla ) : لا به لا
لاش بداین ( lash badayan ) : شکستن شاخه و نظایر آن ، خراش سخت انداختن بر بدن
لاش مرده ( lashmordah ) : جسد حیوان مرده
لاش وگتن ( lash vagtan ) : شکسته شدن شاخه و نظایر آن ، خراش سخت برداشتن بدن
لاشه ( lashah ) : تراشه ، جسد حیوانات
لاشی کردن ( lashi kordan ) : تخریب لانه حیوانات خطرناک مانند زنبور و مار و تحریک آنان به حمله
لاعاب ( la ab ) : لعاب ، مایع غلیظ و لزج
لاغرو ( lagharu ) : آدم باریک و لاغر و ضعیف
لاق ( lagh ) : لایق در عباراتی مانند لاق گیس ننش یا لاق ریش باباش
لاکردار ( lakerdar ) : بدرفتار ، به معنای متاسفانه نیز کاربرد دارد ، مجازا کار پیچیده وسخت
لالمنی بگتن ( lalmoni bagtan ) : لال شدن ، دچارعارضه لالی شدن ، جمله کنایه آمیز و توهین به کسی که باید حرفی را بزند ولی از روی ترس یا خجالت امتناع می کند.
لا مصّب ، لامنصب ( lamassab ) : لا مذهب
لاله ( lalah ) : لاله
لب ( lab ) : پهن ، تخت ، قر
لب گردی ین ( lab gardiyan ) : قر شدن ، دراز کشیدن انسان تنبل
لپگ ( lapag ) : لپه
لپه ( lapah ) : لپه
لپه سر ( lapasar ) : دشنامی است به معنای ؟
لت ( lat ) : زمین سنگی ، لنگه ی در ، تختهی چوب ، ضرر و صدمه
لت بخوردن ( lat bakhordan ) : صدمه و آسیب دیدن
لت بزی ین ( lat baziyan ) : صدمه وآسیب رساندن
لت وپار گردی ین ( latopar gardiyan ) : صدمه و آسیب سخت دیدن ، تار و مار شدن
لتی ( lati ) : تله ی چوبی که برای گرفتن پرندگانی مثل کبک در زمین نصب می شود
لتی موشگ ( lati mushag ) : تله موش
لتین ( lotein ) : رتیل
لتی ین ( latiyon ) : لتیان
لثه ( lasah ) : لثه
لجّاره ( lajjarah ) : رجّاله ، پست و فرومایه
لج کردن ، لژ کردن ( laj kordan ) : لج کردن
لج ( لژ ) گردی ین ( laj gardiyan ) : لج شدن ، لجوج شدن
لجواز ( lajvaz ) : لجباز
لجوازی ( lajvazi ) : لجبازی
لچّر ( lachchar ) : کثیف ، پلید ، شلخته
لچگ ( lachag ) : روسری ، پارچه سه گوش که زنان بر سر کنند
لچگ به سر ( lachag be sar ) : کنایه از زن که در جامعه ی مرد سالار به عنوان توهین به کار می رفت
لحظه ( lahzah ) : لحظه
لحم ( lahm ) : لم ، بی حس ، فلج
لخته ( lakhtah ) : لخته ، دلمه شده
لرز کردن ( larz kordan ) : گرفتار لرز شدن
لرزنک ( larzonag ) : نوعی ژله که با شیر وآرد پزند
لرزه ( larzah ) : لرزه
لزیم بره ( lazimbarah ) : محدوده ای در جنوب شرق روستا پایین تر از لش میدان و بالانجو
لس ( las ) : سست ، شل ، تنبل
لش ( lash ) : زمین با انبوه درختان ، لاشه حیوان ، کنایه از آدم تنبل و بیکاره
لطمه ( latmah ) : لطمه
لغز بخندن ( loghoz bakhondan ) : بدگویی پشت سر کسی
لفت بداین ( left badayan ) : لفت دادن ، کندی در انجام کار
لف لف ( lef lef ) :صدای غذا خوردن با عجله
لقد ، لقت ( laghad ) :لگد
لقد ( لقت ) بزی ین ( laghad baziyan ) : لگد زدن
لقد ( لقت ) بنداختن ( laghad bendakhtan ) : لگد انداختن
لقد ( لقت ) کردن ( laghad kordan ) : لگد کردن
لقد ( لقت ) مال کردن ( laghadmal ) : لگد مال کردن
لق لق بخوردن ( lagh lagh bakhordan ) : تکان تکان خوردن در اثر محکم نبودن چیزی در جای خود
لقمه ( loghmah ) : لقمه
لقمه حرم ( lomah harom ) : کسی که لقمه حرام خورده ، حرام لقمه
لکّاته ( laghghatah ) : زن بد کاره
لکنده ( lakandah ) : لکنته ، چیز از کار افتاده وفرسوده
لکّه ( lakkah ) : لکّه ، سیاهی و کثیفی در لباس ونظایر آن ، مکان معین و محدود
لکّه لکّه ( lakkah lakkah ) : جا به جا
لگنچه ( laganchah ) : لگنچه
؟للۀ ( la ) : قطعه نی سوراخ دار که در گهواره لای پای نوزاد قرار می دهند تا ادرارش به کنیف ریزد
لم ( lam ) : بی حس ، فلج ، تکیه
لم ( lem ) : روش کار
لم بداین ( lam badayan ) : تکیه دادن ، به طور مایل نشستن
لمبر ( lambor ) : تکان اجسام منعطف بلند مانند چوب و لوله ونظایر آن
لمبر بزی ین ( lambor baziyan ) : تکان خوردن
لمپر ( lampar ) : موج وتکان مایعات درون ظرف و بیرون ریختن مایع از ظرف
لمپر بزی ین ( lampar baziyan ) : تکان خوردن مایعات یا ظرفی که داخل آن مایع ریخته شده است
لمس ( lams ) : بدون حس و حرکت ، فلج
لمس گردی ین ( lams gardiyan ) : فلج شدن
لن ترنی ( lantaroni ) : کنایه از پاسخ نامساعد در برابر سوال ناشایست.
لندهور ( landehur ) : آدم دراز و بیکاره
لنگن لنگن ( langon langon ) : لنگان لنگان
لنگ بنداختن ( long bendakhtan ) : لنگ انداختن ، کنایه از تسلیم شدن
لنگر ( lengar ) : لنگر ، توازن
لنگر بنداختن ( lengar bendakhtan ) : کنایه از قرار گرفتن در جایی
لنگرکردن ( lengar kordan ) : با قرار دادن وزنه یا سنگ یا باری اضافه در یک سمت بار چارپایان برای متوازن کردن بار نامتوازن
لنگ ظهر ( lenge zohr ) : هنگام ظهر ، کنایه از دیر شدن کاری که بای در صبح زود انجام می شد.
لنگ کردن ( lang kordan ) : معطل کردن ، کار را تعطیل یا با تاخیر مواجه کردن
لنگ گردی ین ( lang gardiyan ) : لنگ شدن
لنگه ( lengah ) : لنگه
لنگه به لنگه ( lengah be lengah ) : لنگه به لنگه
لنه ( lonah ) : لانه
لنه خرسگ ( lonah khersag ) : حفره ای در صخره ای واقع در کوه مگس خن
لو ( lowve ) : لب ، حاشیه ، قله ی کوه ، گرده ی کوه ، لبه ی بام
لوار ( lavar ) : رودخانه
لوواس ( luvas ) : ریواس
لوواسن ( luvason ) : لواسان
لواشگ ( lavashag ) : لواشک
لو بداین ( lowbadayan ) : لو دادن ، رازی را فاش کردن
لوبربی یه ( low barbiyah ) : لب بریده
لو بن ( lowve bon ) : لب بام
لو تر کردن ( low tar kordan ) : لب تر کردن
لوده ( lowdah ) : لوده ، شوخ وسبک مغز
لوریز ( lowriz ) : لبریز
لوسی ( lowsi ) : لب بام که با کماه یا نی ساخته می شود ، مخفف لوسیه ( سیاه = بام )
لو شتری ( low shotori ) : لب شتری
لو شکری ( low shekari ) : لب شکری
لوشه ( lowshah ) : لوچه ، لب
لوشه اوزن ( lowshah owzon ) : کنایه از فرد ناراضی و بسیار ناراحت
لووگ ( lowvag ) : لاوک ، مجمعه یا تشت بزرگ چوبی که در آن آرد خمیر کنند
لووگ پشت ( lovag posht ) : لاک پشت
لوله ( lulah ) : لوله
لومو ( lumu ) : لیمو
لو ورچی ین ( low varchiyan ) : لب ورچیدن ، جمع کردن لب و آغاز گریه بچه ها
لووه ( lowvah ) : لبه
لوهاداین ( low hadayan ) : لب دادن ، بوسه دادن
لوهاگیتن ( low hagitan ) : لب گرفتن ، بوسیدن
لهجه ( lahjah ) : لهجه
له گردی ین ( leh gardiyan ) : له شدن
له و لورده ( leho lavardah ) : کنایه از سخت کتک خوردن و صدمه دیدن
له له بزی ین ( lah lah baziyan ) : نفس زدن مداوم در هوای گرم در اثر تشنگی ، کنایه از بی تابی کردن برای خوردن یا به دست آوردن چیزی
لیته ( litah ) : لیته
لیچار ( lichar ) : سخن یاوه و متلک
لیز بخردن ( liz bakhordan ) : سر خوردن ، لغزیدن
لیش افتایه ( lish eftayah ) : گندیده و آب انداخته شده
لیش بنداختن ( lish bendakhtan ) : آب پس دادن زخم ، گندیدن وآب پس انداختن میوه ها و سبزی ها و نظایر آن
لیش وراورده ( lish varowrdah ) : لیچ شده ، ترشیده شده و آب انداخته و گندیده
لیفه ( lifah ) : جای بند شلوار
لیفه تمّن ( lifah tommon ) : لیفه ی تنبان و شلوار
لیمادر ( limadar ) : محدوده ای در جنوب روستا بین شیران و جیروا

 

FacebookTwitter
نظر (9)
  • morteza labbafi

    سلام !
    لوندر در : دره ای منشعب از دره ی تنگه مرغ [ اسامی مکان هایی که در برگ جهان با پسوند "در " وجود دارد ، تحقیق بیشتری می طلبد . تادر ، لیمادر ، سوته در و ...]
    لُقمیزه : لپ ، گونه
    لَکَّش کُردن (lakkash kordan ) : چیزی یا کسی را با مشقت زیاد بلند کردن و کشان کشان بردن
    لَنگ کُردن : کاری یا جریانی را متوقف کردن
    لیلَه گوش : حیواناتی با گوش های خاص [ شکل خاصش را باید پرسید اما مشهورتر از همه "قاطر لیله گوش " متعلق به مرحوم حاج جده ی کوشکستانی بوده است .

    مهندس جان هر چند تجاهل العارف بوده اما slang یعنی اصطلاحات عامیانه ی کوچه و بازار که طبیعتاً بعضی از آنها م

  • morteza labbafi

    مؤدبانه نیست . اما برای ثبت در فرهنگ ها و واژه نامه ها [ مثل تمام نمونه های داخلی و خارجی ] نه تنها مانعی ندارد ، بلکه واجب است . با این توضیح و مقدمه و در پی واژهی " لپه سر " که شما نوشته اید ، من هم واژه ی " لپه ... " را یادآوری می کنم که از همولایتی ها بسیار شنیده ام .

  • علی اکبر لبافی

    لنگ کردن در متن هست
    لقمیزه:هرطرف داخل دهان هم معنا می دهد. جایی که در واقع لقمه را می توان داخل لپ قرار داد.
    لش دوایی:محلی است که نمی دانم کجاست.شاید آقایان اثباتی یا سایر دوستان اشاره کنند.
    لوله هنگ:؟

  • morteza labbafi

    لولهنگ به معنی آفتابه یا ابریق ، خاص گویش برگ جهانی نیست و در زبان فارسی رسمی و دیگر گویش ها بکار می رود . اصطلاح مشهور " فلانی لولهنگش خیلی آب برمی داره " هنوز هم رایج است .
    ضمناً مهندس جان در مورد معنای واژه ی " لوسی " من کاملاً توجیه نشدم . آیا " سی " به معنی پشت بام در برگ جهان تداول داشته یا دارد ؟ آیا " سیاه " به معنی بام در گویش برگ جهانی مصطلح بوده و یا منبع دیگری برای آن هست . به هر حال تا آنجا که من می دانم و حافظه ام یاری می دهد ، " لوسی " تنها در مورد لبه ی بام بکار نمی رفته است . فی المثل در خانه ی قدیمی خانواده ی رحمت الله و کربلایی حسنعلی ؛ که در حال حاضر به سه خانه متعلق به مرحومین صفوة الله ، ربیع و رضی لبافی ست ؛ به جای دیوار حائل حیاط و کوچه ، دیواره ای با عرض حدود 1.5 متر قرار داشت که در واقع راه منزل ما ( حاج مصیب لبافی ) از روی بام محسوب می شد .به این دیوار - راه نیز " لوسی " می گفتند . من احتمال بسیار می دهم این واژه مأخوذ از تُرکی باشد . چرا که " سی " در زبان ترکی ضمیر ملکی سوم شخص مفرد است و در بسیاری از اسامی داخل شده در فارسی نیز دیده می شود .

  • علی اکبر لبافی

    آقا مرتضی :سلام
    من به تبحر و دقت شما در ادبیات کاملا واقفم. اما در این مورد اجازه دهید بر عقیده ی خود کمی مصر باشم.
    من خودم لوسی را ریشه یابی نکرده ام. ریشه ی آن هرچه باشد در گویش برگجهان سابقه ای ندارم که به راه یا دیوار لوسی گفته شود. اما بعضا مسیرهایی از روی بامها به طور رسمی یا غیر رسمی وجود داشت.مثلا بین محله ی ما و دلمشا راه غیر رسمی از روی پشت بام محله کل امان الله یا کل ابوالقاسم بود. هنوز هم همسر حاج حسین پلویی برای سرکشی به محله ما از پشت بام تردد می کند. واصطلاحا گفته می شد از سر پشت بام یا از سر لوسی تردد می کند. گاهی مجازا از لوسی معنای پشت بام هم استخراج می شود ولی راه یا دیوار نیست.
    در مورد مسیر منزل شما دیواری که بیان فرمودید به دلیل عرض زیادش و اینکه زیرش ایوان وسایبانی بود لازم بود روی آن دیوار سقفی داشته باشد. لبه ی آن سقف هم مانند همه ی بامها لوسی داشت. چیزی که بود مسیر شما روی بام یا لوسی بود واگر گفته می شد از سر لوسی آمد وشد می شود همین بام یا لبه ی بام معنا داشت نه اینکه از سر دیوار
    علاوه بر آن در کتاب دکتر کریمان ذکر شده منظور از سی در کلمه مذکور همان سیاه به معنای سقف یا سایبان است و کلمات مشابهی که سیاه به عنوان سقف بیان می شود ذکر کرده است.آن کلمات در برگجهان رایج نبود. شاید گویش برگجهان مستقیما لوسی را از روستاهای پیرامون گرفته و سیاه را بکار نبرده است وشاید کلمه سیاه قبلا رایج بوده و بعدا حذف شده است.

  • morteza labbafi

    لیپا : ابزاری چوبی برای باددادن و نتیجتاً جداشدن گندم و جو از کاه

  • morteza labbafi

    لخچَه پِلو : رشته پلو ( لخچه : رشته ، مأخوذ از ترکی )

  • morteza labbafi

    لا نیم لا = پنهانکاری ، لاپوشانی - لانیم لا کُردن = پنهانکاری کردن
    لس لس ، لس لسک = آهسته آهسته ، نرم نرم
    للگ -------> للِ ، نی سوراخ دار ...
    لوچَه = لب ، ( معمولاً برای حیوانات و به همین سبب با کاربردی توهین آمیز )

  • ا.ا.

    لاکِ لَوی : وسایل
    lakelavi


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند!
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...


 
 
 
 

فرهنگ لغات برگجهانی

محبوب ترین مطالب


Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

آخرین مطالب


Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109