روستا برگ جهان، لواسان، لواسانات، طبیعت گردی، کوه نوردی

شما اینجا هستید: خبرهای عمومی شتابزدگی و ساده‌انگاری، غبار بر چهره‌ی همایونی‌ها


شتابزدگی و ساده‌انگاری، غبار بر چهره‌ی همایونی‌ها

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

براساس پیش‌آگهی مهندس علی‌اکبر لبافی آگاه شدم که همشهری ارجمندمان آقای مجید جان‌نثاری قصد دارند نتیجه‌ی تحقیقات گروهی چندین سال پیش را درمورد تاریخ و فرهنگ برگ‌جهان منتشر سازند. از جهاتی خوشحال و از جهاتی دیگر نگران شدم. خاطرم هست که آقای مجید جان‌نثاری در نیمه‌ی دوم سال 1388 در مقابل استدعاها و اصرارهای ما مبنی بر انتشار مطالب‌شان در سایت، با صراحت اعلام کرده بودند قصد دارند نتیجه‌ی تحقیقات گروهی را در قالب کتاب منتشر کنند. بعدها صاحب این قلم با واسطه قراردادن چندتن از اقوام و همشهریان عزیز، موفق شد برای زیارت ایشان و مذاکره در این مورد، قرار دیداری بگذارم که صدالبته به‌خاطر محبت‌!!!های نگهبانی و حراست محل کار ایشان این سعادت نصیبم نشد و پس از آن نیز نه تنها از جانب من اقدام مجددی به عمل نیامد [چرا که فرض را بر این گذاشتم خودشان اگر مایل باشند اظهار تمایل خواهند نمود] بلکه از جانب ایشان نیز حرکتی صورت نگرفت. و حالا پس از گذشت پنج سال، هرچند نشانه‌های عزم جزم ایشان برای درج مطالب در سایت مهندس لبافی جایی برای تردید باقی نمی‌گذاشت، باری به‌هرجهت و برای اطمینان مطلق و اکمال حجت، قراری گذاشتم و نتیجه‌ی آن که کاملا قابل گمانه زدن بود، تکلیف شخص مرا نیز کاملا روشن کرد.

با وجود این همان‌گونه که در ملاقات حضوری خدمت ایشان عرض کردم و براساس استنباط خوش‌بینانه از قضایا، خوشحال و سرافراز، موفقیت‌شان را در این راه آرزو کردم.

اما اما با مشاهده‌ی اولین مندرجات سایت آقای مهندس لبافی پس از این تحول، به یقین دیدم بدبینی‌ها بی‌مورد نبوده و متاسفانه در بر پاشنه‌ی دیگری نمی‌چرخد. و اکنون با بیان این مطالب، حتم دارم که استنباط بسیاری از ناظران این خواهد بود که فلانی از سر حسادت و تنگ‌نظری به جایی رسیده که سفره را پهن کرده و دوباره مشغول غلط خوردن شده است. صادقانه بگویم که هرگز از ملامت‌ها نترسیده‌ام و استنباط درست یا غلط دیگران نتوانسته مانع از حس مسئولیتم نسبت به تاریخ واقعی و بی‌خدشه و تحریف برگ‌جهان بشود. چرا که در این حوزه سال‌ها کار کرده‌ام، بی‌خوابی‌ها کشیده‌ام، مسافرت‌ها کرده و هزینه‌ها نموده‌ام و در سطح کسانی که تابه‌حال در این وادی وارد شده‌اند، مدعّی هستم.

از این مقدمه بگذریم و باقی حواشی را به وقت و زمانی دیگر موکول کنیم.

این دو دوست عزیز مطلب جدیدی مرقوم نموده‌اند در مورد خاندان همایون [و نه "همایونی" که به غلط درج شده] و به‌طور خاص شخص مرحوم محمد همایون که در اولین وهله، پرسشی بزرگ را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند: چرا این‌چنین بی‌مقدمه سراغ این خاندان رفته‌اند؟ این سوال در جایی کاملا موجه می‌شود که ظاهراً براساس فهرست تنظیم شده از سوی خود دوستان، پرداختن به خاندان همایون باید در فصل چهارم و پس از فصل‌های موقعیت تاریخی برگجهان، موقعیت جغرافیایی برگجهان و شکل گرفتن طوایف انجام می‌پذیرفت. به‌راستی این شتابزدگی و پرش از سه فصل کتاب نشانه‌ی چیست و چه معنایی دارد؟ من قصدم بازجویی و دخالت بی‌مورد حول موضوعی نیست که آزادی بیان و انتشار اطلاعات را زیر سوال ببرد. قصدم به نوعی توضیح نگرانی‌هایی ست که در ملاقات با آقای جان‌نثاری بیان نمودم. شتاب در درج مطالب ناقص [بخصوص تاریخ که ارتکاب به آن همه نوع مسئولیتی را به دنبال دارد] آن هم در وب فارسی که هیچ معیار و ضابطه‌یی بر آن مترتب و متصور نیست، نه تنها نقض غرض است؛ بلکه تبعاتی را در پی خواهد داشت که اساسا غیرقابل پیش‌بینی ست.

دقیقا به‌خاطر هرج‌ومرجی که این‌گونه شتابزدگی‌ها ایجاد می‌کند و دشوارتر شدن تشخیص سره از ناسره در کوتاه مدت [در بلندمدت عاقبت تمام ابهامات روشن شده و تمیز دادن کلمه‌ی "مار" از تصویر نقاشی شده‌ی آن کار ساده‌یی خواهد بود] بله به‌خاطر پرهیز از دامن زدن به این هرج و مرج، این اولین و آخرین نقدی است که بنده بر مطالب مندرج در سایت مهندس لبافی می‌نویسم. بهتر می‌بینم هرکس کار خود را بکند و قضاوت نهایی با پژوهشگران طی گذشت زمان باشد.

برشمردن موارد اشتباه، جدا از نقایص مقاله بررسی شده است. مثلا این که چرا نویسندگان علت مهاجرت خاندان همایون به برگ‌جهان را نمی‌دانند، یا چرا از کنار نام همسر مرحوم حبیب‌الله خان گذشته‌اند و یا چرا به نقش قانونی حبیب‌الله خان در برگ‌جهان هیچ اشاره‌یی نکرده‌اند و دهها چرای دیگر را به پای تحقیقات کلی و غیردقیق ایشان می‌گذارم و البته انتظاری بیش از این هم نیست. در این نوشتار صرفا موادی را بررسی می‌کنم که خود این عزیزان به آن اشاره کرده‌اند.

و اما اشتباهات فاحش دوستان در این مقاله:

1 – مرقوم فرموده‌اند: میرزا‌حبیب ملقب به منتصر لشکر، لشکر‌نویس (رییس کل حسابداری و خزانه داری)

سمت لشکرنویس در قشون قاجار مربوط و مختص به یک نفر نبود. انبوهی از لشکرنویسان در قشون مشغول کار بودند. لقب و سمت رئیس کل حسابداری و خزانه‌داری لشکر "مستوفی نظام" بود که مرحوم میرزاحبیب هرگز به این سمت نائل نشد. اعتمادالسلطنه در المآثر و الاثار (صفحه 345 نسخه خطی کتابخانه ملک) از میرزاحبیب‌الله نوری به عنوان یکی از "لشکرنویسان ارباب قلم دفتر لشکر" نام می‌برد. [مرحوم میرزاحبیب بعدها در زمان مظفرالدین شاه به منتصرلشکر ملقب شد]

2 – مرقوم نموده‌اند: احمدخان... در هنگ ارتش با درجه یاور(سرلشکر)

کافی بود نویسندگان محترم صرفا به فرهنگ عمید مراجعه می‌کردند تا بدانند "یاور" درجه‌یی بود در قشون  معادل "سرگرد". گویا دوستان عزیز با سرلشکر خواندن مرحوم احمد همایون، قصد تفاخری داشته‌اند که البته صددرصد مخالف سنت تاریخنویسی است.

3 – نوشته‌اند: در جلسه‌ای که اکثر سران نظامی از جمله احمدخان

باید یادآوری کرد که ارشدترین فرد نظامی حاضر در جلسه‌ی مورد اشاره، سرهنگ شهید محمود پولادین بود. بسیاری از امرای بلندمرتبه‌ی ارتش، افسران ارشدی چون کریم بوذرجمهری، امیرافضلی، محمود آیرم، امان‌الله میرزا، آقاخزاعی، فضل‌الله زاهدی، امیراحمدی و... از آن قزاق قلدر آلاشتی به‌شدت واهمه داشتند. روشن است درصورتی که "اکثر سران نظامی" در آن جلسه حاضر می‌بودند، طرح کودتا با شکست مواجه نمی‌شد. مرحوم یاور احمد همایون نیز از "سران نظامی" محسوب نمی‌شد. شهید سرهنگ پولادین عده‌یی از نظامیانی را که بر اساس آشنایی قبلی مخالف رضاخان میرپنج می‌دانست، به جلسه دعوت کرده بود. ضمنا غیرنظامیانی نیز در جلسه حاضر بودند که ذکر نام آن‌ها و دیگر جزئیات از حوصله‌ی این بحث خارج است.

4 -- احمد خان یا همان یاورخان

چنان که در بالا توضیح داده شد، یاور درجه‌ی نظامی مرحوم احمد همایون بوده و عنوان "یاورخان" کاملا بی‌معنا و حتی مضحک است. درست مثل اینکه به شخصی بگوییم "ستوان خان"!!

5 – در ادامه آمده: احمد خان یا همان یاورخان با نظر سایر نظامیان در جلسه مخالفت نموده...

مرحوم احمد همایون، رضاخان را فرد وابسته و بی‌کفایتی می‌دانست و با حذف فیزیکی رضاخان میرپنج مخالف نبود، بلکه باتوجه به نفوذ رضاخان درمیان نظامیان و جوّ به‌غایت سرشار از رعب و وحشت در ارتش، این کار را غیرممکن و اجرای طرح را غیرعملی می‌دانست. مخبران حاضر در جلسه علاوه بر گزارش ماوقع به رضاخان میرپنج، به این نظر مرحوم نیز اشاره کرده بودند. ضمنا طرح حذف فیزیکی رضاخان "نظر سایر نظامیان" نبود. شخص سرهنگ شهید محمودخان پولادین چنین نظری داشتند. بر اساس مستندات تاریخی، حتی غیرنظامیان حاضر در جلسه از اصل طرح بی‌اطلاع بودند.

6 – مرقوم شده: با وساطت مادر احمدخان که با مستوفی‌الممالک نسبتی داشت، از اعدام وی جلوگیری به‌عمل می‌آید

وساطت همسر میرزا حبیب نقش بسیاربسیار کم‌رنگی در جان به‌دربردن مرحوم احمد همایون داشت. آن قزاق قلدر اگر در مسئله‌یی پافشاری می‌کرد، توصیه‌ی هیچ تنابنده‌یی را نمی‌پذیرفت. تدبیر مستوفی‌الممالک به عنوان نخست‌وزیر که اعدام همه‌ی متهمان را موجب ازدیاد فشارهای بین‌المللی می‌دانست، علت عمده‌ی اعدام نشدن احمدخان و دیگر متهمان بود. یادمان باشد که یکی از متهمان حاضر در جلسه، حییم یهودی بود که روابط نزدیکی با محافل اروپایی داشت. علت عمده‌ی دیگر این بود که اعدام جمعی متهمان، در اذهان داخلی نیز که اساس داستان را موهوم می‌پنداشت، بر وجهه‌ی به‌ظاهر ملی حکومت تاثیری مخرب می‌گذاشت.

7 – در ادامه می‌خوانیم: رضاشاه او را به حبس ابد محکوم می‌نماید و سایرین را اعدام می‌کند

مرحوم احمد همایون هرگز به حبس ابد محکوم نشد. ایشان در دادگاه نظامی و طی حکم شماره 523  مورخه 28 بهمن 1306 به پانزده سال زندان از بدو توقیف محکوم گردید.

از میان سایرین نیز تنها شهید سرهنگ پولادین اعدام شد. بقیه نظامیان به احکامی از هفت تا دو سال و غیرنظامیانی که به صلاحدید مستوفی‌الممالک در دادگاه دادگستری محاکمه شدند از ده تا دو سال زندان محکوم گردیدند.

8 – نوشته شده: احمدخان ۱۶ سال از دوره محکومیت خود را سپری کرده بود

چنان‌که اشاره شد حکم آن مرحوم 15 سال زندان بود. اما  چون دیکتاتورها به هیچ قانون و مرامی، حتی به احکام خودساخته‌ی خود پایبند نیستند، مرحوم احمد همایون یکسال و اندی را نیز اضافه بر مدت محکومیت در حبس بود و قزاق قلدر اجازه‌ی آزادی وی را نمی‌داد. طبق مندرجات مقاله، وقوع "جنگ جهانی دوم" موجبات آزادی احمدخان را فراهم آورد. درحالی که علت عینی [و نه علت غایی] آزادی آن مرحوم، اخراج خفت‌بار رضاخان توسط متفقین بود. خروج وی باعث شد درهای زندان توسط مردم گشوده و کلیه‌ی زندانیان سیاسی آزاد شوند. در عرف و ادبیات زندانیان سیاسی به چنین پدیده‌یی – یعنی حبس کشیدن اضافه بر مدت زمان حکم دادگاه که تخم لقّ آن را رضاخان برای اولین بار شکست – "ملّی کِشی" می‌گویند. بعدها در زمان محمدرضا پهلوی و حتی پس از انقلاب نیز، چنین پدیده‌یی را بارها و بارها شاهد بودیم.

9 – مرقوم فرموده‌اند: محمدخان همایون پسر سوم میرزا حبیب، پس از مرگ پدر میراث‌دار او در روستای برگ‌جهان می‌شود

بنده به‌واسطه‌ی مصاحبه‌های متعددی که با خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌های آن مرحوم داشته ام و با تکیه بر دهها سند موجود، معتقدم در کنار مرحوم محمدخان، حداقل مصطفی‌خان و عذراخانم و زهراخانم نیز در این میراث‌داری شریک بودند.

10 – نوشته‌اند: [مرحوم همایون در برگ‌جهان] دو توالت عمومی ساخت: مستراح جووک و مستراح تل‌حموم

صاحب این قلم به‌ضوح به‌خاطر دارد [و قطعا بسیاری از هم‌ولایتی‌ها نیز یادشان هست] که توالت‌های مورد اشاره، سه باب بود و نه دو باب. توالت سوم در شاهان کمی پایین‌تر از حسینیه و نزدیک حمام ساخته شده بود.

11 – مرقوم فرموده‌اند:  [مرحوم محمد همایون] باجلب نظر افراد نیکوکار دیگر و اضافه کردن کمک آنان به سرمایه خود...

بنابر تاکید موکد مرحوم ناصر میناچی [فایل صوتی مصاحبه با ایشان نزد صاحب این قلم محفوظ است] مرحوم محمد همایون  در امور مالی برای احداث حسینیه از هیچ بنی بشری دیناری تقاضای مساعدت نکرد. البته پس از آغاز پروژه، از دریافت کمک‌های دیگران خودداری نورزید، اما درج عبارت "جلب‌نظر دیگران و اضافه کردن کمک آنان به سرمایه خود" حتی از سر مسامحه و لغزش قلم، خیانتی بزرگ به تاریخ و روح پرفتوح آن بزرگوار است.

گذشته از این موارد اشتباهات فاحشی در ترسیم شجره‌نامه وجود دارد. شجره‌نامه‌ی این خاندان معظم [نگاشته شده توسط مرحوم غلامحسین همایون] در آینده به ترتیب و توالی منطقی، در همین سایت خواهد آمد.

و اما ذکر یک نکته که بیان آن را بسیاربسیار واجب و ضروری می‌دانم. با وجود تمام انتقاداتی که از حرکت کلی و موارد جزیی سایت مهندس علی‌اکبر لبافی دارم، یک موی گندیده‌ی ایشان را به کل دبدبه و کبکبه‌ی ساختگی تکنوکرات‌های خنثی و بی‌مصرف نمی‌فروشم. اگر ذره‌یی از جدیت و پشتکار ایشان در وجود "خواص" برگ‌جهانی می‌بود، مجبور نبودیم امروز بر جنازه‌ی مکانی که سابقاً "روستا" خوانده می‌شد فاتحه بخوانیم. و عجبا که "خواص" – لااقل در مواجهه با صاحب این قلم – خاک کفش عوام برگ‌جهانی هم نبودند. کسانی که برای ارائه‌ی اسناد تهی از هرگونه ارزش حقوقی، جبونانه دست‌شان می‌لرزد و حاضر به افشای!!! نام پدربزرگ خود نیز نیستند و مدام سوالاتی احمقانه ورد زبان‌شان است: اینا به چه دردی می‌خوره؟ این می‌خواد با اینا چیکار کنه؟ نکنه کاسه‌یی زیر نیم‌کاسه باشه...

خوب می‌دانم که اگر مهندس یکهزارم این انرژی و شور و اشتیاق را در راه کسب مادیات صرف می‌کرد، حالا منزل مسکونی‌اش بالاتر از پناهگاه توچال بود. مهندس خود به خوبی می‌داند که بیان این نکته از جانب من، برخاسته از تملق و مجامله و فامیل‌بازی نیست. قبل و بعد از تمام این منازعات قلمی... دستش را می‌فشارم، رویش را می‌بوسم و برای او و دوستانش آرزوی موفقیت می‌کنم.

FacebookTwitter
نظر (2)
  • علی اکبر لبافی

    با سلام و تشکر
    اصلاحات لازم در مقاله مورد اشاره اعمال گردید

  • morteza labbafi

    هیچ اصلاحی به عمل نیامده، یاورخان!!! هنوز یاورخان است، هنوز هم احمد همایون "با نظر سایرین" مخالف است و غیره و غیره. تنها این سند دادگاه نظامی را که من عمدا نصفه و نیمه درج کردم، کپی کرده و لابلای نوشته ها قرار داده اند. راستی بر اساس کدام مدرک ادعا شده شرکت کاترپیلار!!! و بوش!! وقف حسینیه ارشاد بوده؟؟؟؟ صدها سوال از اینگونه سوالات موجود است که اگر بخواهند واقعا مقاله را اصلاح کنند، باید کل آن را حذف کرده و دوباره بنویسند. اما مشکلی نیست، این همان آزادی انتشار مطالب در دنیای وب بدون هیچ نظارتی و بدون درنظر گرفتن صلاحیت هاست است که به نظر من تیشه به ریشه ی فرهنگ این مملکت زده و زینپس بیشتر خواهد زد. این همان آفتی ست که بنده را مجبور کرده دوباره قاشق قاشق و پاتیل پاتیل مشغول غلط خوردن شوم. چرخ می چرخد و می چرخد. می نویسند و می نویسم. می نویسند و می نویسم و البته ... به قول بیهقی: فضل جای دیگر نشیند.


تنها کاربران عضو شده در سایت می توانند نظر خود را ارسال کنند!
اگر در سایت عضو هستید با نام کاربری و رمز عبور خود در سایت وارد شوید
برای ارسال نظر لطفاً قوانین سایت را در نظر داشته باشید...


 
 
 
 

فرهنگ لغات برگجهانی

محبوب ترین مطالب


Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_mostread/helper.php on line 79

آخرین مطالب


Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109

Warning: Creating default object from empty value in /home/cmatcar7/public_html/modules/mod_latestnews/helper.php on line 109